پایگاه خبری خبر آنی، گروه استانها- ندا سپاهی: حسن مقیمی متولد اراک و ساکن اصفهان، عکاسی را با مستند اجتماعی عشایر زاگرس آغاز کرد و بیش از یک دهه است که زندگیاش را وقف ثبت حیاتوحش ایران کرده است. او دوربین را نه فقط ابزاری برای ثبت زیبایی که وسیلهای برای دیدن جاهایی میداند که کمتر چشمی به آنها افتاده؛ میگوید عکاسی از حیاتوحش که زمانی در کنار زندگیام جریان داشت، آرامآرام به خود زندگی تبدیل شد.
مشروح گفتگو را در ادامه میخوانید:
* آقای مقیمی، عکاسی را از کجا شروع کردید؟
عکاسی را با طبیعت شروع کردم. از دوره متوسطه به آن علاقهمند بودم. وقتی برای دانشگاه به اصفهان آمدم، این شهر برایم دریایی از سوژههای عکاسی بود. فکر میکردم فقط برای تحصیل آنجا میمانم و بعد میروم، برای همین با عجله شروع کردم به عکاسی از میراث فرهنگی.
اما دلایلی پیش آمد که در اصفهان ماندم و اصفهانی شدم. من در اراک به دنیا آمدهام اما چون ریشههایم به بختیاری برمیگردد، علاقهمند شدم سکونتگاههای بختیاریها را که نزدیک اصفهان بود ببینم. این رفتوآمدها باعث شد به عکاسی از عشایر علاقهمند شوم. در اوقات فراغت میرفتم و از عشایر عکاسی میکردم. کمکم این کار جدی شد.

بعد طرحم را گسترش دادم، چون به جامعهشناسی هم علاقه داشتم. در حوزه زاگرس مرکزی شروع به عکاسی کردم که شامل بختیاریها، قشقاییها، لرها و مردم کهگیلویه و بویراحمد میشد. حدود ۱۰ سال از عشایر عکاسی کردم و الان مجموعه بزرگی از آنها دارم. علاوه بر عکس، فیلمبرداری، یادداشت و صدای ضبطشده هم دارم؛ یعنی کارم پژوهشی هم بود.
دست روزگار که داستان عجیبوغریبی دارد مرا با محیطزیست آشنا کرد. البته همان موقع که پیش عشایر میرفتم، چون آنها در طبیعت زندگی میکردند، حیاتوحش را هم میدیدم و گاهی وقتهایی را صرف عکاسی از آن میکردم اما اتفاقاتی افتاد که جدیتر با محیطزیست آشنا شدم و رفتم سراغ مناطق حفاظتشده. احساس کردم این کار خیلی برایم جذاب است؛ همان هیجان سفر را داشت و علاوه بر آن، جاهایی را میدیدم که قبلاً ندیده بودم. خلاصه تا خودم را پیدا کردم، دیدم چند سالی است که دارم از حیاتوحش عکاسی میکنم.
آن زمان هنوز فضای مجازی مثل امروز نبود و تعداد عکاسان حیاتوحش خیلی کم بود؛ شاید در کل ایران چهار-پنج نفر بیشتر نبودند. به همین دلیل مراجعه زیاد داشتم برای گرفتن عکس. نه برای فروش، برای کارهای مختلف. چون من تا به امروز از این راه زندگیام را تأمین نکردهام و ممر معاشم نبوده است.

الان فکر میکنم در مجموع ۲۱ سال است که عکاسی میکنم؛ حدود ۱۲ سال آن در حوزه حیاتوحش و حدود ۱۰ سال هم عکاسی مستند اجتماعی از عشایر. تا این لحظه در ۹ استان کار کردهام و اطلس ۶ استان از آنها منتشر شده است.
اطلس یعنی سیمای طبیعی استان را دیدهایم؛ تمام مناطق حفاظتشده را رفتهام و گونههای خاص جانوری و گیاهی را عکاسی کردهام. این برای من توفیق بزرگی بوده.
خوشبختانه کارم مؤثر هم بوده. تا این لحظه چهارده-پانزده جلد کتاب مستقل دارم که خودم کار کردهام و ده-یازده کتاب مشترک با دوستان. در مجموع حدود بیستوشش جلد کتاب خروجی کارم بوده است. آخرین کتابی که زیر چاپ است، «گوزنهای ایران» است. قبل از آن «قوچ اصفهان» و قبلتر «آهوان ایران» منتشر شده. چند فیلم مستند هم ساختهایم. کمکم چیزی که کنار زندگیام بود، خود زندگی شد. الان بیشتر وقتم صرف همین کار است؛ اگر سفر میروم برای محیطزیست است، اگر کتاب میخوانم یا فیلم میبینم و معاشرانم بیشتر دوستان محیطبان هستند.
*رفتار حیات وحش غیرقابلپیشبینی است؛ یکی از غافلگیرکنندهترین یا هیجانانگیزترین لحظههایی را که در طبیعت اصفهان یا مناطق دیگر در حین عکاسی تجربه کردهاید، چه بود؟
گونهای داریم به نام کاراکال که از گربهسانان است؛ بسیار خجول، کمدیده، شبرو و تکزی در کویر. همیشه آرزو داشتم آن را ببینم. در سفرهای کویری مدام با خودم میگفتم آیا روزی میشود؟
یکبار در یزد برای عکاسی از پرنده نشسته بودیم. جای خیلی عادی بود و چند شاخه گذاشته بودیم. دوربینم کاملاً آماده و رو به آبشخور بود. یک کبوتر جنگلی آمده بود بالای درخت و منتظر بودم پایین بیاید.

ناگهان یک کاراکال آمد توی کادر. انگار برق گرفته بودم. اول دیدنش، دوم اینکه سالها منتظرش بودم، و سوم اینکه اصلاً انتظارش را نداشتم و در فاصله سه متری بود.
سعی کردم حتی مژه نزنم و از گرفتن عکس فوری صرفنظر کردم تا حیوان آرام شود. چون دقیقاً داشت به من نگاه میکرد و شک کرده بود. گفتم اگر یک حرکت کنم، میرود. گذاشتم مشغول آب خوردن شود و بعد تعدادی عکس از آن گرفتم. تا آن زمان و حتی تا الان، هنوز جزو خواستنیترین عکسهای کاراکال است که ثبت شده؛ چون بیشتر عکسهای موجود با دوربین تلهای گرفته شدند و با دوربین حرفهای و حضور یک عکاس در فاصله سه متری، چنین چیزی پیش نیامده بود. این یکی از خاطرات خوب من از عکاسی است.
*در گفتگوی که پیشتر با شما داشتم، گفتید هر عکس حیات وحش یک داده قابل استناد است. چطور یک عکس میتواند به شناخت رفتار، مهاجرت یا حفاظت کمک کند؟ مثالهایی از کارهای خودتان بزنید.
یک عکس شاید نتواند اما مجموعه عکسها میتواند. فرض کنید پارسال عکسی از هوبره گرفتم که حلقهای به پایش بود. این حلقهها را در کشورهای دیگر روی پرندهها میگذارند تا مسیر مهاجرتشان مشخص شود. معمولاً باید پرنده شکار شود یا جایی بیفتد تا حلقه پیدا و به سازمانهای مربوطه گزارش شود اما من بهعنوان عکاس بدون آسیب رساندن به آن، از زوایای مختلف طوری عکس گرفتم که شماره حلقه مشخص شود و بعد به محیطزیست تحویل دادم. در حالی که شکار این پرنده ممنوع است و در شرایط عادی ممکن بود هیچوقت خبری از آن نرسد.
عکاس میتواند نقش تکمیلکننده داشته باشد,؛ وقتی گونهای را در موقعیت جغرافیایی، تاریخ و زمان مشخص ثبت میکنید، این داده برای کارشناسان محیطزیست ارزشمند است. گاهی حتی عکاس ممکن است گونهای را ثبت کند که قبلاً در آن منطقه گزارش نشده و این یک اطلاع جدید است.
*عکاسی از گوشتخواران را چطور با عکاسی از علفخواران یا پرندگان مقایسه میکنید؟ کدام یک برای شما چالشبرانگیزتر یا جذابتر است؟
مسلما عکاسی از گوشتخواران دشوارتر است زیرا معمولاً تعدادشان کم و خودشان شکارچیاند. شکارچیها حواسشان خیلی جمعتر است. شما باید شکارچی را شکار کنید! نزدیک شدن به آنها بسیار سخت است. معمولاً شبگرد هستند، رفتارشان مخفیانه است و همیشه در حال استتارند. دیدنشان یک شانس است چون جای مشخصی ندارند اما علفخواران رفتارشان قابل پیشبینیتر است؛ میتوانید محل تغذیه یا آبشخورشان را پیدا کنید.
*به جوانان علاقهمند توصیه میکنید که اول عکاس باشید، بعد به طبیعت علاقهمند شوید و مطالعه کنید؛ این توصیه را بیشتر باز کنید. چه مهارتها یا دانشهایی ضروری است؟
برای علاقهمندان جوان، اول باید عکاسی را یاد بگیرند و ابزار مناسب داشته باشند اما مهمتر از همه علاقه واقعی به طبیعت است؛ کسی که طبیعت را دوست دارد، ساکنانش را هم دوست خواهد داشت. آمادگی جسمانی نیاز دارد و صبر، تحمل گرسنگی و بیخوابی؛ در یک کلام باید «طبیعتمرد» باشند؛ همچنین باید منطقه را بشناسند و طوری رفتار کنند که به حیاتوحش لطمه نزنند. برای شروع، دانستن عکاسی، علاقه به طبیعت و مقداری تحمل کافی است و بقیه در عمل بهدست میآید.

*آیا تا به حال عکسی گرفتهاید که بعداً متوجه شوید اهمیت حفاظتی یا علمی خاصی داشته باشد؟
بله یکبار دانشجوی مقطع دکتری به پارک ملی کلاهقاضی آمده بود و دنبال نوعی خزنده از خانواده آگاماها میگشت. خیلی گشتند اما پیدا نکردند. رئیس پارک به من زنگ زد و پرسید عکس چنین گونهای داری؟ گفتم اصلاً نمیدانم این گونه چیست اما چند عکس از خزندگان دارم. بعد دیدیم یکی از عکسهایم همان گونهای بود که دنبالش میگشتند.
ممکن است گونههایی وجود داشته باشد که عکاس کمتر به آنها توجه کند اما در جایگاه خود ارزشمند باشند. در اکوسیستم ارزش حیاتی همه گونهها برابر است. کسی که در حوزه حیاتوحش و محیطزیست کار میکند، باید با یک نگاه به همه نگاه کند تا چیزی را از دست ندهد که ممکن است برای متخصصان ارزشمند باشد.
*چطور شد که قوچ اصفهان موضوع یک کتاب مستقل برایتان شد؟
قوچ اصفهان بهخاطر انحصاری بودنش در استان اصفهان و بخشی از چهارمحالوبختیاری، یکی از گونههای شاخص کشور است. من چون در اصفهان زندگی میکنم و به حوزه محیطزیست گرایش پیدا کردم، نمیتوانستم از این گونه سمبلیک چشمپوشی کنم؛ بهخصوص که سازمان حفاظت محیطزیست هم آن را نماد جانوری استان اعلام کرده بود.
سالها حضور در نمایشگاهها و جلسات نشان داد که حتی مسئولان گردشگری و منابع طبیعی هم اغلب این گونه را نمیشناسند و به پتانسیل حفاظتی و گردشگریاش بیتوجهاند.
دو سال پیش نسخهای منتشر شد که راضیام نکرد؛ با تکمیل دادهها و تصاویر، «اطلس قوچ اصفهان» را آماده کردم که بهزودی چاپ میشود. نمیشود در حوزه حیاتوحش یک استان کار کرد و از گونه اصلی و منحصربهفرد آن بهسادگی گذشت؛ این کتاب ادای دینی است به طبیعتی که همه چیز به ما داده و تلاشی برای معرفی بهتر آن به مخاطب عام و متخصص.
*اگر بخواهید یک جمله یا عکس را بهعنوان میراث کارتان به نسل بعد بسپارید، آن چیست؟
فکر میکنم به محیطزیست بهعنوان میراث طبیعی کشور بسیار کملطفی شده است. ما دائم در حال بهرهبرداری بیش از توان بازسازی طبیعت هستیم، درحالیکه زیادهخواهی و مصرفگرایی بشر فشار خردکنندهای بر زیستمندان وارد میکند؛ از تبدیل زمینهای طبیعی به کشاورزی برای تغذیه میلیاردها مرغ و خروس گرفته تا ابزارهای مدرنی مثل تفنگ لیزری، موتورسیکلت و دوربین دید در شب که معادله نابرابر شکار را به ضرر حیوانات تغییر دادند.
وظیفه اولیه همه ما حفظ طبیعت است؛ یکی با قلم، یکی با قدم، یکی با هنر یا پول و حداقل با آلوده نکردن اطرافمان. یادمان نرود که محیطزیست همیشه اولین قربانی جنگ، افزایش جمعیت و تنشهای اقلیمی است.






