به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری خبرآنی، 13 آبان 1358 هنگامی که دانشجویان پیرو خط امام(ره) سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کردند و 66 آمریکایی را در واکنش به جنایات آمریکا در ایران و پناهدادن به محمدرضا پهلوی بهگروگان گرفتند، دولت جیمی کارتر با یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاست خارجی تاریخ معاصر آمریکا مواجه شد؛ بحرانی که میتوان آن را یکی از مهمترین عوامل شکست سیاسی رئیسجمهور وقت آمریکا دانست.
بررسی آمار نظرسنجیهای آن دوره، تصویر جالبی از تأثیر این واقعه بر محبوبیت کارتر ارائه میدهد. نکته قابلتوجه آن است که تسخیر سفارت در ابتدا براساس استراتژی همبستگی حول پرچم و ملی جلوه دادن این مسئله، حتی موجب افزایش محبوبیت رئیسجمهور آمریکا شد اما تداوم بحران و ناتوانی دولت واشنگتن در حل آن، این فرصت اولیه را به یک شکست سیاسی تبدیل کرد.
براساس دادههای مؤسسه گالوپ که در پایگاه American Presidency Project دانشگاه کالیفرنیا نیز ثبت شده است، محبوبیت جیمی کارتر پیش از تسخیر سفارت نیز بهدلیل شرایط داخلی آمریکا و همچنین بحران منطقه غرب آسیا، کاهش یافته بود، این وضعیت پس از تسخیر سفارت تغییر کرد. مطابق بررسی تاریخی گالوپ، میزان تأیید عملکرد کارتر ابتدا از 32 به 38 درصد افزایش یافت و پس از آزادی 13 نفر از گروگانها در اواخر نوامبر، به 51 درصد رسید،
اما این افزایش محبوبیت دوام نیاورد، با گذشت زمان، افکار عمومی آمریکا بیش از پیش از ادامه بحران گروگانگیری و ناتوانی دولت در حل آن ناراضی شد. شکست عملیات نظامی طبس نیز ضربه دیگری به اعتبار دولت کارتر وارد کرد. براساس آمار ثبتشده در American Presidency Project، محبوبیت کارتر در نظرسنجی 27 تا 30 ژوئن 1980 به 31 درصد رسید و میزان نارضایتی از عملکرد او 58 درصد بود، در نظرسنجی ماه سپتامبر نیز میزان تأیید عملکرد وی تنها 37 درصد ثبت شد.
نظرسنجی تایم در 14 تا 16 مه 1980، یعنی چند هفته پس از شکست عملیات نجات گروگانها در طبس، نشان داد 63.5 درصد معتقد بودند مدیریت آمریکا در بحران گروگانگیری به اعتبار بینالمللی این کشور آسیب زده است. گالوپ در جمعبندی تاریخی خود از ریاستجمهوری کارتر تصریح میکند که بحران گروگانگیری، اقتصاد ضعیف و تهدید فزاینده شوروی، سه چالش اصلی او در مسیر انتخابات مجدد بودند.
شکست در برابر ریگان و میراث سیاسی بحران ایران
در انتخابات ریاستجمهوری نوامبر 1980، کارتر در رقابت با رونالد ریگان از حزب جمهوریخواه شکست سنگینی متحمل شد. ریگان حدود 51 درصد آرا را به دست آورد، درحالی که سهم کارتر حدود 41 درصد بود. براساس یک نظرسنجی، در سال 1980، 13 درصد رأیدهندگان بحران گروگانها را از عوامل مهم تصمیم خود برای انتخاب رئیسجمهور معرفی کردند.
پیامدهای سیاسی این دوره نیز قابلتوجه بود. جمهوریخواهان در سه انتخابات ریاستجمهوری متوالی 1980، 1984 و 1988 پیروز شدند و دموکراتها تا انتخابات 1992 نتوانستند دوباره کاخ سفید را تصاحب کنند؛ سه شکستی که بهنوعی ریشه در ناکامی کارتر در حلوفصل نحوه مواجهه با ایران داشت.
ترامپ؛ تکرار تجربه کارتر در مواجهه با ایران؟
در زمان تسخیر لانه جاسوسی، خبرنگار واشنگتنپست در تهران، گزارشی با عنوان «بحران؛ تشدیدشده بر اثر تلاش برای جلب افکار عمومی داخلی» منتشر کرد. او در جملهای قابلتوجه، وضعیت آمریکا را چنین توصیف کرد: «یک ابرقدرت که نگران تبدیل شدن به غولی درمانده و بیچاره است.»
عبارت pitiful, helpless giant یا غول درمانده و بیچاره در ادبیات سیاسی آمریکا پیشینهای قدیمیتر داشت و پیشتر نیز برای توصیف نگرانی از تصویر قدرت آمریکا بهکار رفته بود اما استفاده رندال از این تعبیر در گزارش تهران، نشان میدهد که بحران به مسئلهای فراتر از امنیت دیپلماتهای آمریکایی تبدیل شده بود: مسئله، اعتبار و تصویر قدرت ایالات متحده در نگاه متحدان و رقبای جهانی بود.
وضعیتی را که آمریکا در آن ماجرا با آن مواجه بود، تنها میتوان با وضعیت رئیسجمهور کنونی دولت تروریستی آمریکا، دونالد ترامپ مقایسه کرد که بعد از کارتر اولین رئیسجمهوری بود که میخواست مشکلات خود را از طریق نظامی پیش ببرد. تصمیم وی برای ورود به جنگ با ایران و تجاوز نظامی به خارج کشورمان، علاوه بر پیامدهای نظامی و سیاسی، هزینههای اقتصادی سنگینی برای جامعه آمریکا بههمراه داشته و به یکی از موضوعات اصلی رقابتهای سیاسی این کشور تبدیل شده است.
براساس گزارش 19 اکتبر 2026 خبرگزاری رویترز از نظرسنجی مشترک Reuters / Ipsos، تنها 31 درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ در مقام ریاستجمهوری را تأیید میکردند که پایینترین میزان محبوبیت او در هر دو دوره ریاستجمهوریاش بودند؛ همچنین در همین نظرسنجی، 68 درصد از عملکرد اقتصادی دولت او ناراضی بودند.
در نظرسنجی منتشرشده در آسوشیتدپرس در اکتبر، 69 درصد معتقد بودند جنگ با ایران ارزش جنگیدن نداشته است. دانشگاه کوئینیپیاک هم 10 سپتامبر 2026 در یک نظرسنجی اعلام کرد که 65 درصد از عملکرد ترامپ درباره ایران ناراضی بودند و محبوبیت کلی ترامپ 33 درصد و میزان نارضایتی 59 درصد است.
نکته مهمتر، وضعیت رقابت دو حزب در انتخابات کنگره بود. در نظرسنجی مشترک Reuters / Ipsos در پاسخ به این پرسش؛ "اگر انتخابات کنگره همین امروز برگزار شود به کدام حزب رأی میدهید؟"، 47 درصد دموکراتها و 35 درصد جمهوریخواهان را انتخاب کردند؛ اختلافی 12درصدی که در جریان رقابتهای انتخاباتی سال جاری بیسابقه توصیف شد،
رویترز همچنین گزارش داد که محبوبیت ترامپ پس از صدور دستور حملات نظامی به ایران در فوریه 2026 تحتتأثیر قرار گرفته است. افزایش قیمت بنزین و فشار اقتصادی ناشی از جنگ، از عوامل مهم این کاهش محبوبیت بودهاند،
این روند در آستانه انتخابات نیز ادامه یافت. براساس نظرسنجی Reuters / Ipsos که نتایج آن دوم نوامبر منتشر شد، میزان تأیید عملکرد ترامپ به 32 درصد رسید؛ رقمی که همچنان در نزدیکی پایینترین سطح محبوبیت او قرار دارد.
جنگ ایران و سرنوشت انتخابات میاندورهای آمریکا
روز آمریکاییها برای انتخابات میاندورهای کنگره درحالی پای صندوقهای رأی رفتند که نتایج اولیه نشان می دهد توازن قدرت در مجلس نمایندگان و سنا تغییر کرده است. جسیکا تیلور، تحلیلگر مؤسسه Cook Political Report، در یادداشتی نوشته بود که جنگ نامحبوب علیه ایران و افزایش قیمت بنزین و گازوئیل، موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان را بیش از گذشته تضعیف کرد.
او در توصیف وضعیت جمهوریخواهان میگوید: «پیگیری یک جنگ نامحبوب که قیمتها، بهویژه بنزین و گازوئیل، را افزایش داده، حزب جمهوریخواه را در موقعیت خطرناکتری قرار داده است.» وضعیتی که امروز شاهد آن هستیم.
مقایسه دو مقطع تاریخی نشان میدهد که ایران، در فاصلهای نزدیک به نیم قرن، به یکی از عوامل اثرگذار بر سرنوشت سیاسی دو رئیسجمهور آمریکا تبدیل شده است. کارتر پس از بحران گروگانگیری نتوانست برای دومین دوره در کاخ سفید باقی بماند و اکنون ترامپ نیز با پیامدهای سیاسی جنگ با ایران دستوپنجه نرم میکند،
در واقع، اگر در سال 1979 بحران گروگانگیری به نمادی از ناتوانی دولت کارتر در مدیریت یک بحران بینالمللی تبدیل شد، اکنون جنگ با ایران میتواند برای ترامپ به نمادی از هزینههای تصمیمات نظامی و ناتوانی در تأمین وعدههای اقتصادی تبدیل شود.
انتهای پیام/






