بحران کمبود کوره و کارگاه در مهد سفال 7 هزار ساله سیستان و بلوچستان

به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری خبرآنی، نمایشگاه تخصصی صنایع خلاق و فناوری‌های نرم (مانوین) هفته گذشته در اصفهان میزبان فعالان، نخبگان و شرکت‌های نوپایی بود که با تلفیق هنر سنتی و فناوری‌های نوین، گامی در جهت حفظ و احیای میراث فرهنگی کشور برداشته‌اند.

در حاشیه این رویداد، غرفه شرکت خلاق «کمبار» با عرضه اصیل‌ترین و کهن‌ترین سفال‌های منطقه بلوچستان، توجه بسیاری از بازدیدکنندگان و پژوهشگران را به خود جلب کرد؛ هنری ریشه‌دار که نسل‌اندرنسل در دل روستاها حفظ شده و اکنون به لطف تلاش‌های این مجموعه، راه خود را به زندگی مدرن شهرنشینی باز کرده است.

برای بررسی چالش‌ها، ظرفیت‌ها و ابعاد مختلف این هنرصنعت، گفت‌وگویی تفصیلی با بهار پورکرمی، مدیرعامل شرکت خلاق «کمبار» انجام داده‌ایم که متن کامل آن به شرح زیر است:

خبرآنی: از چه زمانی به صورت تخصصی وارد حوزه سفال استان سیستان و بلوچستان شدید و ایده شکل‌گیری شرکت «کمبار» از کجا سرچشمه گرفت؟

از 5 سال پیش به صورت تخصصی روی سفال استان سیستان و بلوچستان، الگوهای آن و نحوه کاربرد این ظروف سفالی در زندگی روزمره متمرکز شده‌ام. به نظر می‌رسد زندگی شهری همگان را خسته کرده و مردم به تدریج به سمت کارهای سنتی، ظروف سفالی و ابزارهایی که آن‌ها را به حال‌وهوای گذشته بازمی‌گرداند، روی آورده‌اند.

وی تصریح کرد: امروزه می‌توانیم از سفال سیستان و بلوچستان در زندگی روزمره استفاده کنیم که دارای خواص درمانی و کاربردی فراوانی است؛ به عنوان نمونه، یک لیوان آبخوری به دلیل نداشتن لعاب، آب را فیلتر و تصفیه کرده، آهک آن را می‌گیرد، طعمی زمینی به آب می‌بخشد و آن را خنک می‌کند؛ به طوری که پس از ریختن آب در این لیوان، طی 5 دقیقه آب خنک شده و پس از 10 دقیقه آب تصفیه شده حاصل می‌شود.

.

خبرآنی: در حال حاضر چه تعداد سفالگر با مجموعه شما همکاری دارند و ظرفیت تولید این هنر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

وی افزود: گروه «کمبار» در حال حاضر 12 سفالگر را تحت پوشش دارد که در روستاهای سراسر استان سیستان و بلوچستان مشغول به فعالیت هستند. ظرفیت تولید این هنر بسیار بالا است، زیرا سفال بلوچستان هنوز ناشناخته مانده و بسیاری از افراد شناختی از آن ندارند؛ بنابراین زمینه زیادی برای کار روی آن وجود دارد.

مدیر این مجموعه خلاق افزود: کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه عمان، کویت و بحرین که جمعیت بلوچ قابل‌توجهی دارند، به داشتن و استفاده از این تجهیزات علاقه زیادی نشان می‌دهند و این محصولات را بخشی از سنت خود می‌دانند، در حالی که چنین سفال‌هایی تنها در بلوچستان ایران تولید می‌شود.

خبرآنی: مواد اولیه و سنت ساخت این آثار تا چه اندازه دست‌نخورده باقی مانده است؟

مواد اولیه این آثار به این دلیل دست‌نخورده باقی مانده که روستاهای بلوچستان هنوز پیشرفت صنعتی نکرده و مردم زندگی و حال‌وهوای سنتی خود را حفظ کرده‌اند؛ ما این سنت را از روستاها به شهرها منتقل کرده و به شهرنشینان آموزش می‌دهیم که چگونه از این وسایل در زندگی روزمره بهره ببرند.

خبرآنی: سفال بلوچستان شامل چه مناطق و شاخصه‌هایی است؟ لطفاً درباره انواع آن توضیح دهید.

 نمونه‌هایی از سفال سه منطقه مختلف بلوچستان موجود داریم؛ نخست، «سفال کلپورگان» که قدمتی 7 هزار ساله دارد و به ثبت رسیده است. جام‌های خام پیش از نقش‌بستن و ورود به کوره به همین شکل هستند و پس از آن با استفاده از «تیتوک» روی آن‌ها نقش‌زنی می‌شود که هر نماد مفهوم خاص خود را دارد و پس از پخت در کوره به رنگ نهایی درمی‌آید.

خاک رس این آثار از کوه‌های اطراف سراوان و کلپورگان تأمین می‌شود. دوم، «سفال هلون‌چوکان» است که در حال حاضر تنها یک سفالگر سالمند در آن منطقه مشغول به کار است؛ مادربزرگی که با تلاش شرکت کمبار طی 5 سال گذشته موفق شدیم سه تن از نوه‌هایش را تشویق کنیم تا در کنار او هنر سفالگری را فرا بگیرند. سوم، «سفال کوه میتگ سرباز» است که از سایر نمونه‌ها قدیمی‌تر به شمار می‌رود.

سفالگران این منطقه استادکارانی بوده‌اند که هنر سفالگری را به سایر نقاط استان آموزش داده‌اند. خاک رس این منطقه نیز از کوه‌های اطراف کوه میتگ تهیه می‌شود و نقوش آن موسوم به «گلوکی» است که با استفاده از سنگ‌آهن غارهای منطقه ایجاد می‌شود. استادکار سازنده این اثر نیز نوه یکی از بزرگ‌ترین استادکاران استان، یعنی «استاد پروین» است که امروزه با برند کمبار همکاری می‌کند.

خبرآنی: وضعیت فروش محصولات و بازخوردهای مردمی نسبت به سفال بلوچستان چگونه است؟

میزان فروش ظروف آب‌خوری آنقدر بالا نیست و بیشتر فروش ما معطوف به شات‌های کوچک قهوه و لیوان است؛ با این حال، ایرانی‌ها بسیار هنردوست هستند و بسیاری از آن‌ها با شناخت سفال، ما را پیدا کرده و سفارش‌های بزرگ و خاص ثبت می‌کنند.

خبرآنی: نمادها و نقوش به کاررفته روی این ظروف چه مفاهیمی دارند؟

نمادهای روی این ظروف دارای معانی مشخصی هستند؛ به عنوان مثال، روی یک لیوان به هر یک از نقاط «تککو» گفته می‌شود که به معنای یک نقطه است. زمانی که این نقاط در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، «تکوی گل» یا «تکوی گردی» نامیده می‌شوند که نماد گل است.

این نقاط زمانی که به شکل مثلثی در لبه و بخش بالایی کار قرار می‌گیرند، «سروک» خوانده می‌شوند. همچنین به نقشی که روی لبه کار زده می‌شود «سرزیح» می‌گویند؛ این نقش علاوه بر سفال، بر روی لباس‌های محلی و همچنین فرش بلوچستان نیز به کار می‌رود و عیناً در نقوش قالی‌های منطقه نیز دیده می‌شود.

خبرآنی: اشاره‌ای به پیشکسوتان و اساتید این هنر داشتید؛ وضعیت فعالیت و کارگاه‌های این هنرمندان به چه صورت است؟

سکینه رئیسی نخستین سفالگری است که 5 سال پیش در استان سیستان و بلوچستان با ایشان آشنا شدم و در حال حاضر تنها باقیمانده از نسل سفالگری منطقه «هلون‌چوکان» به شمار می‌رود. اکنون 5 سال است که شخصاً سالی چند بار به روستای آن‌ها می‌روم و در کنار ایشان به سفالگری می‌پردازم و در حال حاضر نیز سه تن از نوه‌های این بانو به سفالگری مشتاق شده‌اند و در حال آموزش و یادگیری این هنر اصیل از مادربزرگشان هستند.

.

کوره‌های پخت ما کاملاً زمینی است؛ همان شیوه‌ای که مادربزرگ ایشان در آن سفال می‌پخته و هنوز هم به صورت کاملاً سنتی و همانند چند هزار سال گذشته سفال را به همین شیوه می‌پزیم. در این روش دهانه کوره با مشتقات درخت نخل پوشانده می‌شود و هیچ چوب اضافی در کوره به کار نمی‌رود، بلکه تمام مواد مصرفی آن از اضافات نخل و کاه است که سفال به مدت 24 ساعت درون آن قرار می‌گیرد تا پخته شود.

کارگاه ایشان در یک چهاردیواری متعلق به خانه‌ای است که فرزندش برای سکونت پس از ازدواج ساخته است؛ این مکان دیوارهایی با منافذ باز دارد و محل رفت‌وآمد و نگهداری طیور است و این بانوی هنرمند در چنین فضایی کار و زندگی می‌کند. متأسفانه ما از نظر امکانات و زیرساخت‌های کارگاهی بسیار در مضیقه هستیم.

بخشی از این آثار را استاد «عبدالباسط پروین» در منطقه سرباز تولید می‌کند. نام خانوادگی ایشان «کمبارزاده» است و با توجه به اینکه کمبار در زبان بلوچی به معنای سفالگر است، نشان می‌دهد که این هنرمند از خانواده‌ای ریشه‌دار است که نسل‌اندرنسل در طول قرن‌ها به حرفه سفالگری اشتغال داشته‌اند.

این استادکار بسیار علاقه‌مند است که در روستای خود یک مدرسه و کارگاه سفالگری راه‌اندازی کند و این هنر را به کودکان روستا آموزش دهد. ما نیز در تلاشیم تا بتوانیم یک «موزه ـ کارگاه» برای ایشان ایجاد کنیم؛ چراکه نیازمندی اصلی ما برای ساخت و تجهیز این کارگاه‌ها، تأمین حمایت‌های مالی است.

خبرآنی: درباره آثار قدیمی و نفیسی که نزد سفالگران نگهداری می‌شود چه برنامه‌ای دارید؟

یکی از این آثار مربوط به 60 سال پیش و هنر دست استاد محمد انصاری است که اکنون در سنین کهنسالی به سر می‌برد و دیگر توان سفالگری ندارد. این اثر 60 سال در منزل شخصی این استاد مورد استفاده قرار گرفته و اثر شوره بر آن نمایان است. متأسفانه این روزها سفالگران به دلیل مشکلات مالی ناچار می‌شوند آثار قدیمی و باارزش خود را به فروش برسانند؛ در حالی که من تمایلی به فروش این آثار ندارم و آن‌ها را به عنوان نمونه‌های اصیل برای حفظ و جذب سرمایه‌گذاری نگه می‌دارم.

خبرآنی: بازار کشورهای حوزه خلیج فارس و صادرات این محصولات چه سهمی در فعالیت‌های شما دارد؟

کشورهای حوزه خلیج فارس بهترین بازار برای بهره‌برداری اقتصادی و درآمدزایی از این هنر هستند؛ زیرا سالیان متمادی است که جمعیت زیادی از بلوچ‌ها در کشورهایی نظیر کویت، بحرین، امارات و عمان سکونت دارند و مردم این کشورها به شدت به سفال بلوچستان علاقه‌مند هستند.

به عنوان نمونه در سال 1402 یک خریدار از کشور الجزایر در جریان نمایشگاه بین‌المللی تمام آثار موجود روی میز را خریداری کرد؛ زیرا پدرهمسر او از بلوچ‌های مهاجر به الجزایر بود و با این فرهنگ آشنایی داشت. علاوه بر این، در کشور عمان نیز که جامعه بلوچ‌ها جمعیت بالایی دارند، این سفال‌ها با استقبال فوق‌العاده‌ای روبه‌رو است؛ به‌گونه‌ای که تاکنون دو نوبت صادرات مستقیم به این کشور داشته‌ایم و این ظروف در عمان کاربرد بسیار زیادی برای سوزاندن بخور دارد که نشان‌دهنده ظرفیت بالای بازار کشورهای همسایه برای عرضه این محصولات است.

خبرآنی: مهم‌ترین موانع، چالش‌ها و مطالبات فعالان این حوزه چیست؟

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما این است که بیشتر سفالگران ما در روستاها سکونت دارند و از امکانات بسیار ضعیف و نامطلوب کارگاهی رنج می‌برند؛ به طوری که سفالگران به عنوان آخرین بازماندگان هنر سفالگری در منطقه، ناچارند روی زمین و در فضای باز باغ‌ها به سفالگری بپردازند. به عنوان نمونه، سفالگر منطقه «هلون‌چوکان قصرقند» یعنی سکینه و مادرش، فاقد کارگاه مناسب هستند. 

متأسفانه اداره‌کل میراث فرهنگی استان اعلام می‌کند چون این بخش خصوصی است، خودمان باید برای آن‌ها کاری انجام دهیم؛ در حالی که من به عنوان یک شخص حقیقی و کوچک، توان مالی احداث کارگاه را ندارم. عمده‌ترین مشکل ما در این زمینه، تأمین مکان فیزیکی مناسب برای استقرار سفالگران است؛ فضایی به صورت یک چهاردیواری امن که سفالگر بتواند در آنجا مستقر شود و به کار بپردازد.

برای نمونه، در کوه میتگ سرباز نیز افراد بسیاری به این هنر علاقه‌مندند و نسل‌اندرنسل با نام خانوادگی «کمبارزاده» به معنای سفالگرزاده شناخته می‌شوند، اما استاد «عبدالباسط پروین» که قصد راه‌اندازی مدرسه سفالگری در آنجا را دارد، با پاسخ منفی دستگاه‌های مسئول مواجه می‌شود که می‌گویند این بخش خصوصی است و کمکی به شما نمی‌کنیم و خودتان باید هزینه ساخت چهاردیواری را تأمین کنید. 

ما برای ترویج و آموزش این هنر به نسل‌های جدید و نوه‌های این استادان با مشکل جدی کمبود فضا روبه‌رو هستیم و ایجاد فضایی که کودکان و نوجوانان انگیزه حضور در آن را داشته باشند، نیازمند ایجاد مدرسه و کارگاه‌های تخصصی سفالگری است. علاوه بر این، در منطقه «کلپورگان» نیز با بحران شدید کمبود کوره مواجه هستیم؛ کوره‌های موجود در آنجا گازوئیلی و بسیار محدود هستند و تنها در اختیار تعداد معدودی از سفالگران قرار دارند که با دیگران همکاری نمی‌کنند و صرفاً اجناس خود را در آن‌ها می‌پزند. به همین دلیل، سفالگر کلپورگانی ناچار است محصولاتی را که طی یک ماه تولید کرده، دو تا سه ماه انبار کند تا شاید شانس استفاده از کوره را به دست آورد.

خبرآنی: احداث این زیرساخت‌ها چه میزان هزینه‌بر است؟

احداث این بناها نیازمند بودجه و اعتبارات مالی است؛ برای ساخت یک چهاردیواری ساده در حال حاضر دست‌کم به 300 میلیون تومان اعتبار برای خرید بلوک، سیمان و مصالح مخصوص نیاز است. احداث کوره نیز هزینه‌های مشابهی دارد و نیازمند مصالح مقاوم و نیروی کار ماهر برای آماده‌سازی کاه‌گل است؛ به طوری که ساخت یک تنور کاه‌گلی نان امروزه نیازمند دستمزد 100 میلیون تومانی است، چرا که کار با کاه‌گل بسیار دشوار است و متأسفانه در تأمین مکان و زیرساخت برای این سفالگران با موانع جدی روبه‌رو هستیم.

خبرآنی: وضعیت بیمه هنرمندان و موانع اداری آن به کجا انجامیده است؟

خانم رخشانی، معاون صنایع‌دستی استان، پیگیری‌های فراوانی انجام داده‌اند و حدود دو سال است که به صورت تخصصی روی موضوع بیمه سفالگران تمرکز دارند، اما سد بزرگ پیش روی ما این است که سیستم بیمه‌پردازی، ارائه مدرک از سازمان فنی‌وحرفه‌ای را الزامی می‌داند. این در حالی است که سفالگر روستایی ما حاضر نیست روستا را ترک کند و به شهر بیاید؛ چه بسا فردی که در طول 60 سال زندگی خود تنها دو بار به شهر آمده، آن هم یک بار برای عمل آب‌مروارید چشم و بار دیگر به دلیل بیماری شدید؛ هرگز برای دریافت مدرک به شهر نمی‌آید. این افراد خود استادکاران برجسته‌اند، اما سیستم به جای اعطای درجه هنری، اصرار دارد که آن‌ها باید در زاهدان در آزمون فنی‌وحرفه‌ای شرکت کنند؛ در حالی که اصلاً کلاس یا مدرک سفالگری طی چهار یا پنج سال گذشته در استان ارائه نشده و این یک ایراد و گره بزرگ در ساختار اداری است که باید برداشته شود.

هفته گذشته که آقای ضرغامی به زاهدان سفر کرده بودند، افتتاحیه نخستین نمایشگاه سفال استان تحت عنوان «نمایشگاه کمبار» را در پارک علم و فناوری با حضور ایشان برگزار کردیم. در جریان این دیدار، مشکلات موجود را به ایشان منتقل کردیم و وی نیز دستور داد که این روند اداری تسهیل شود.

خبرآنی: در حوزه حمایت‌های ستادی و معرفی این هنر با چه چالش‌هایی مواجه هستید؟

مسئولان استانی از جمله خانم رخشانی و دکتر تهرانی‌مقدم، مدیرکل میراث‌فرهنگی استان، پیگیری‌های بسیار زیادی برای حل مشکلات انجام می‌دهند، اما خود آن‌ها نیز اذعان دارند که از سوی تهران تحت‌فشار قرار دارند و این روند به دلیل پیگیری‌های ستادی با مشکلاتی روبه‌روست. با وجود اینکه هنرهایی مانند سوزن‌دوزی به وفور در استان دیده و شناخته شده است، اما سفال استان هیچ‌گاه به اندازه کافی مورد تحقیق و پژوهش قرار نگرفته و به آن پرداخته نشده است؛ به طوری که سفالگران ما بسیار دورافتاده و محروم هستند.

به عنوان نمونه، سفالگران تبریزی همگی تحت پوشش بیمه قرار دارند، اما ما در استان خود با این مشکل بزرگ روبه‌رو هستیم و با وجود پیگیری‌های جدی مسئولان استانی، ساختار اداری پایتخت موانعی را ایجاد کرده است.

انتهای پیام/

منبع : تسنیم

آخرین خبر ها

پربیننده ترین ها

دوستان ما

گزارش تخلف

همه خبرهای سایت از منابع معتبر تهیه و منتشر می‌شود. در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.