اقتصاد خام‌فروش، فناوری کم‌رمق؛ دانش‌بنیان‌ چگونه با رانت رقابت کند؟

به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری خبرآنی، زیست‌بوم نوآوری و فناوری کشور طی سال‌های اخیر با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است؛ از رونقِ موج نخست استارت‌آپ‌های خدماتی تا ضرورت گذار به سمت فناوری‌های عمیق (Deep Tech) که تضمین‌کننده مزیت‌های رقابتی و بلندمدت برای اقتصاد ملی است.

در این میان، چالش‌های زیرساختی، موانع مربوط به توسعه سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC)، ضرورت اصلاح رویکردهای کلان برای دوری از اقتصاد رانت‌محور و خام‌فروش و همچنین رقابت فشرده جهانی در حوزه هوش مصنوعی به دغدغه‌های اصلی فعالان این عرصه تبدیل شده است.

اکنون در شرایطی که اتکا به توانمندی‌های دانش‌بنیان به اولویتی برای افزایش بهره‌وری و گذار از ساختارهای سنتی اقتصادی بدل شده، شناسایی گلوگاه‌های این مسیر و ارائه راهکارهای عملیاتی برای توسعه نوآوری‌های اجتماعی و فناورانه، بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد.

با هدف واکاوی این چالش‌ها، به سراغ بررسی وضعیتِ فعلی سرمایه‌گذاری در ایران و تبیین جایگاه کشور در رقابت جهانی هوش مصنوعی رفتیم. در این گفتگو، مسائلی همچون ضرورت تغییر نگرش به زیرساخت‌های فناورانه، چالش‌های تأمین مالی شرکت‌های نوپا و نوآور، نقدِ رویکردهای دولتی در بازارسازی و موانع پیش‌روی اکوسیستم دانش‌بنیان مورد بحث و مداقه قرار گرفت. به همین بهانه میزبان دکتر علیرضا خاکدامن، مدیرعامل موسسه دانش‌بنیان برکت در پایگاه خبری خبرآنی بودیم. متن مصاحبه به شرح ذیل است:

خبرآنی: به عنوان سوال اول بفرمایید چالش‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران چیست؟

اگر بخواهیم چالش‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC) را در ایران دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم آن را به چند بخش تقسیم کنیم.

دسته اول چالش‌ها، مربوط به اصلِ خودِ مقوله سرمایه‌گذاری خطرپذیر است. ما در دهه 90 به واسطه جریاناتی که در کشور راه افتاد، شاهد ارتقای حجم سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر بودیم؛ ادبیات آن وارد فضای کشور شد و با حمایت‌هایی که در سطح دولت صورت گرفت، حجم خوبی از اقتصاد ـ اگرچه نه خیلی بالا، اما نسبت به گذشته بهتر ـ به این حوزه اختصاص یافت.

متأسفانه با وضعیتی که اکنون در کشور داریم و به نوعی ایجاد سردرگمی و مسائل و چالش‌های مختلف، عملاً حجم سرمایه‌گذاری خطرپذیر به شدت افت کرده است. بدیهی است وقتی ما در یک زمینه سرمایه‌گذاری نکنیم، قاعدتاً نمی‌توانیم توقع خروجی هم داشته باشیم. تا یک جایی امکان دارد با توانمندی نیروی انسانی یا بهره‌وری کار را پیش برد، اما این حوزه حتماً نیازمند سرمایه‌گذاری است و در بخش اول می‌توان درباره حجم و مدل‌های سرمایه‌گذاری بحث کرد.

ایراد دوم مربوط به رویکرد سرمایه‌گذاری خطرپذیر است. رویکردِ این حوزه به واسطه داغ بودن کسب‌وکارهای «دات‌کام» و اتفاقات حوزه اقتصاد دیجیتال در ابتدای سده 2000 میلادی، در کشور ما رشدی کرد، اما ما باید تفکیک جدی میان «توانمندی‌های عمیق فناورانه» (Deep Tech) که می‌تواند مزیت‌های بلندمدت ایجاد کند با «کسب‌وکارهای خدماتی ایده‌محور» یا همان استارت‌آپ‌های خدماتی قائل شویم.

شرکت های دانش بنیان , بنیاد برکت , معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ,

مشکل دوم اینجاست که سرمایه‌گذاری خطرپذیر در کشور ما بعضاً با مدل‌های استارت‌آپی خلط مبحث می‌شود؛ در حالی که استارت‌آپ‌های خدماتی، موجی بودند که آمدند، به پیک خود رسیدند و عملاً عبور کردند. ما سال‌هاست تأکید می‌کنیم که باید تمرکزمان را بر استارت‌آپ‌های «دیپ‌تک» (فناوری‌های عمیق) بگذاریم که در بلندمدت برای کشور مزیت خلق می‌کنند و به سادگی هم قابلیت کپی‌برداری ندارند. این نوآوری‌ها در ادبیات مدیریت تکنولوژی جهان جایگاه ویژه‌ای دارند؛ بنابراین نکته دوم این است که ما در این زمینه نیازمند تغییر نگرش هستیم و باید نمونه‌های موفقِ این حوزه، خود را نشان دهند.

مسئله سوم بحث کلان اقتصاد است. در اقتصادِ بروکراتیک و خام‌فروش ما، قاعدتاً پرسودترین کار استفاده از رانت و خام‌فروشی است که به نوعی تنبلی را ترویج می‌دهد؛ یعنی فرد با دو ارتباط به درآمد خوبی می‌رسد. قاعدتاً اقتصاد دانش‌بنیان در سطح کلان می‌تواند ارزش افزوده ما را بالا ببرد، چرا که معتقدیم ما را از خام‌فروشی دور کرده و بهره‌وری اقتصاد را افزایش می‌دهد؛ اما خودِ کسب‌وکار دانش‌بنیان لزوماً سودآورترین کار نیست.

همان‌طور که گفتم سودآورترین کار در شرایط فعلی، رانت و خام‌فروشی است؛ یعنی استخراج مس، آهن یا نفت و فروش آن‌ها کار بسیار سودآوری است، اما ارتقای زنجیره ارزش این مواد که در نهایت به نفع کشور باشد، ممکن است در بخش دانش‌بنیان نتواند با آن خام‌فروشی رقابت کند. اینجاست که نقش دولت در شکل‌دهی به این ماجرا و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان جدی می‌شود.

بعضاً می‌گویند اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصاد دوپینگی است و این شرکت‌ها رانتی هستند؛ خیر، این‌گونه نیست. به این دلیل که سیستم ما برای حرکت به سمت فناوری‌های پیشرفته «لَخت» است، برای بستن مسیرهای رانت و افزایش بهره‌وری «لَخت» است و شرکت‌های دانش‌بنیان دقیقاً دارند این کار را انجام می‌دهند؛ لذا دولت باید حمایتش را بیشتر کند، توجه ویژه داشته باشد و این شرکت‌ها را از مرحله فعلی به مرحله‌ای که در اقتصاد غیرقابل‌حذف باشند، رشد دهد.

محور سوم در سرمایه‌گذاری خطرپذیر، توجه ویژه و اهتمام دولت است؛ اینکه این اتفاق در اقتصاد دولتی ما بیفتد. باید بگویم ثمراتی که اکنون می‌بینیم، واقعاً به خاطر حمایت‌های شخص رهبری است. خیلی از مسئولین دولتی هم به خاطر ارادت به رهبری از این حوزه حمایت می‌کردند، وگرنه خودشان شناخت عمیقی از این حوزه نداشتند. وقتی رهبری تأکید داشتند که باید از حوزه دانش‌بنیان حمایت شود، آن‌ها پای کار می‌آمدند؛ در حالی که بعضاً واقعاً درک عمیق و درستی از این حوزه نداشتند.

بنابراین فکر می‌کنم محور اصلی بحثِ توسعه سرمایه‌گذاری خطرپذیر در کشور، همین مداخله دولت است که در ادبیات جهانی هم بعضاً به عنوان «دولت توسعه‌گرا» شناخته می‌شود؛ یعنی دولت بیاید و در توسعه فناوری‌های نوین، نقش خود را جدی ایفا کند. متناسب با میزانی که دولت‌ها در این زمینه ورود کرده و حمایت داشته‌اند، ما شاهد افت‌وخیز در دستاوردهای کشور بوده‌ایم. البته موضوعات دیگری مانند زیرساخت و نیروی انسانی نیز مطرح است که می‌توان در جای خود به آن‌ها پرداخت.

در بازه سال‌های 2015 تا 2024 برآورد می‌شود که ایران حدود 80 میلیون دلار در حوزه هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کرده است؛ این در حالی است که عربستان در همین بازه زمانی 24 میلیارد دلار یعنی 290 برابر ما و امارات 5 میلیارد دلار یعنی 60 برابر ما سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این ارقام در حالی ثبت شده که جمعیت آن‌ها بسیار کمتر از ماست.

یکی از دلایل اصلی خروج متخصصان ما از کشور در این حوزه، تفاوت فاحش در حقوق‌ها و شرایط کاری است. همچنین بحث زیرساخت‌های دیتایی که آن‌ها ایجاد کرده‌اند و ما از آن غافلیم، یک چالش اساسی است؛ چرا که ایجاد «استخرهای دیتا» در هوش مصنوعی، موضوعی کاملاً متفاوت و مجزا از جی‌پی‌یو (GPU) و مدل‌های پردازشی است. متأسفانه ما حتی در تحقیقات پایه نیز دچار عقب‌ماندگی هستیم که امیدواریم جبران شود.

خبرآنی: داده‌های صندوق نوآوری نشان می‌دهد که تنها 5 درصد از شرکت‌های دانش‌بنیان کشور، 90 درصد تسهیلات بانکی را دریافت می‌کنند. آیا این رویه طبیعی است:

بخشی از این مسئله طبیعی است. همان‌طور که می‌گوییم نرخ موفقیت در کسب‌وکارهای حوزه «وی‌سی» (VC) پایین است و بسیاری از آن‌ها شکست می‌خورند، در حوزه دانش‌بنیان نیز وضعیت مشابهی حاکم است. بخش بزرگی از این شرکت‌ها نوپا هستند و تنها 5 تا 10 درصد آن‌ها به مرحله‌ای از بلوغ و گردش مالی (Turnover) می‌رسند که برای شبکه بانکی «بانکبل» (Bankable) یا قابل اعتماد باشند.

نارسایی اصلی اینجاست که ما نتوانستیم شرکت‌های دانش‌بنیان را با ابزارهای سنتی اقتصاد متناسب‌سازی کنیم. برای نمونه، بورس تهران در سال جاری طی یک روز نزدیک به 9 همت (هزار میلیارد تومان) ورود نقدینگی را تجربه کرد؛ در حالی که کل سرمایه‌گذاری 50 صندوق «سی‌وی‌سی» (CVC) ما در یک سال گذشته، حتی به 5 همت هم نمی‌رسد.

وقتی سهم صندوق‌های دانش‌بنیان از گردش مالی بورس را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم این عدد بسیار ناچیز است؛ در حالی که رشد اقتصادی آمریکا از دهه 80 میلادی تاکنون، مرهون نهضتی است که صندوق‌های «پرایوت اکویتی» (PE) بورسی به راه انداختند. آن‌ها با استفاده از منابع صندوق‌های بازنشستگی و هدایت آن به سمت سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و کارخانه‌های سنتی، رشد فناورانه ایجاد کردند و جهشی جدی در اقتصادشان به وجود آمد.

ما اکنون باید از خود بپرسیم که چقدر در کشور موفق شده‌ایم از ابزارهای بازار بورس و صندوق‌های «پی‌ئی» (PE) برای رشد شرکت‌های دانش‌بنیان بهره بگیریم و چقدر توانسته‌ایم این مدل‌های موفق جهانی را بومی‌سازی کنیم؟

ضرورت نزدیک‌سازی ابزارهای مالی سنتی به اکوسیستم نوآوری بسیار حس می‌شود. واقعیت این است که ما در زمینه نزدیک کردن ابزارهای بانکی به حوزه اقتصاد دانش‌بنیان، بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم. ما از مقطعی به بعد، بذری را کاشتیم که اکنون به نهال تبدیل شده است، اما آن را در طوفان اقتصاد کشور و دنیا رها کرده‌ایم؛ مشخص است که با این وضعیت، این نهال نمی‌تواند به رشد کامل خود برسد.

شرکت های دانش بنیان , بنیاد برکت , معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ,

اگر از این منظر به آمار و ارقام نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که نتوانسته‌ایم «ابزارسازی» مناسبی داشته باشیم تا اقتصاد دانش‌بنیان بتواند مسیر رشد خود را در بسترهای جاافتاده اقتصاد، مانند بانک و بورس، طی کند. معاونت علمی و صندوق نوآوری، آمارهایی در حوزه بانک و اوراق فناوری ارائه می‌دهند و جلسات متعددی برگزار و نمودارهایی ترسیم می‌شود، اما واقعیت این است که درصد کمی از این منابع، جذبِ شرکت‌ها می‌شود که نشان‌دهنده لزوم بازنگری جدی در این حوزه است.

ما به عنوان یک سرمایه‌گذار خطرپذیر (VC) که عمدتاً در مرحله «ارلی‌استیج» (Early-stage) فعال هستیم، با یک دغدغه مواجه بودیم. کسب‌وکارهایی که خروجیِ سرمایه‌گذاری بذری (Seed money) ما هستند، تا زمانی که به بلوغ برسند و بتوانند برای جذب سرمایه‌های نهایی یا عرضه اولیه (IPO) در بازار سرمایه آماده شوند، معمولاً در «دره نقدینگی» گرفتار می‌شوند.

ما برای پر کردن این خلأ و حمایت از شرکت‌هایی که با آن‌ها همکاری داریم، ابزار «خط اعتباری تسهیلات بانکی» را ایجاد کردیم. با توجه به انتساب ما به ستاد اجرایی فرمان امام، با دو بانک که با این ستاد همکاری دارند، رایزنی کردیم و نزدیک به 3 همت (هزار میلیارد تومان) خط اعتباری تسهیلات پیش‌بینی شد. تا به امروز نزدیک به 20 درصد از این مبلغ تخصیص یافته یا مصوبات آن صادر شده است و ما به مرور در حال استفاده از این منابع برای رشد شرکت‌هایی هستیم که در مرحله‌ مذکور قرار دارند.

پایان بخش اول

منبع : تسنیم

آخرین خبر ها

پربیننده ترین ها

دوستان ما

گزارش تخلف

همه خبرهای سایت از منابع معتبر تهیه و منتشر می‌شود. در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.