به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری خبر آنی، در هفتههای اخیر، خط جدیدی از تبلیغات تحلیلی در اندیشکدهها و رسانههای نزدیک به تلآویو پررنگ شده است؛ خطی که تلاش میکند تداوم حملات ایران علیه نیروها و منافع آمریکا و عدم اقدام مشابه علیه رژیم صهیونیستی را ناشی از بازدارندگی این رژیم و نگرانی تهران از تبعات پاسخ تلآویو معرفی کند.
به عنوان مثال نخستوزیر رژیم صهیونیستی چند وقت پیش گفته بود که ایران ترجیح میدهد به پایگاههای آمریکایی یا خطوط بینالمللی حمله کند «زیرا قدرت بازدارندگی اسرائیل را ملموس حس کرده است.»
اما نگاهی ژرفتر به مناسبات منطقهای نشان میدهد که این تقلا برای نمایش ترس ایران، بیش از آنکه یک واقعیت میدانی باشد، بخشی از یک پروژه ادراکسازی برای پوشاندن چالشهای بنیادین اسرائیل است.
پایهریزی چنین ادعایی بر یک فرض کاملاً اشتباه استوار است که عدم ورود به یک جنگ تمامعیار در لحظه کنونی را ناشی از ضعف یا ترس میداند. واقعیت بنیادی که تحلیلگران غربی و اسرائیلی به عمد آن را نادیده میگیرند این است که ایران خودش زمان، جغرافیا و الگوی اقدام خود را تعیین میکند.تهران هیچگاه اجازه نداده و نمیدهد که جدول زمانی، شدت درگیری یا قواعد بازی توسط تلآویو به او دیکته شود.
هدف بنیامین نتانیاهو کشاندن پای ایران به نبردی شتابزده در زمان و میدانی است که اسرائیل برای بازتنظیم معادلات داخلی و منطقهای خود به آن نیاز دارد؛ اما ایران دقیقاً با سلب این ابتکار عمل از دست دشمن بازی را مطابق میدان بازی خودش تعیین میکند.
بررسی سوابق رفتار ایران مقابل رژیم صهیونیستی نشان میدهد پاسخهای ایران نه بر اساس هیجانزدگی یا واکنشهای فوری، بلکه دقیقاً بر اساس منطق عملیاتیِ انتخابشده از سوی خودش در زمان مناسب بوده است.
یک تیر و دو نشان
از سوی دیگر، تمرکز بر منافع و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه نه نشانه شانه خالی کردن از مواجهه با اسرائیل، بلکه بخشی از همان «تعریف میدان بازی» توسط خود ایران است.
حضور نظامی ایالات متحده در عراق، سوریه و آبهای منطقهای صرفاً یک حضور مستقل نیست، بلکه اصلیترین عقبه تسلیحاتی، دیپلماتیک و چتر حمایتی اسرائیل به شمار میرود. هدف قرار گرفتن منافع واشنگتن، هدفگیری مستقیم شریان حیاتی و حامی اصلی تلآویو است؛ حرکتی که واشنگتن را مجبور میکند هزینه حمایت بیقیدوشرط از ماجراجوییهای اسرائیل را بپردازد و نقش مهارکننده را ایفا کند. این ایران است که تصمیم میگیرد کدام نقطه از زنجیره امنیتی دشمن و در چه زمانی باید تحت فشار قرار گیرد.
لاپوشانی فروپاشی افسانه نفوذناپذیری امنیتی اسرائیل
در این میان، نباید از کارکرد تبلیغاتی و روانی روایت «هراس ایران» غافل شد. جامعه سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی پس از تحولات سهمگین اخیر، با یک فروپاشی ادراکی در زمینه نفوذناپذیری امنیتی خود مواجه شده و شدیداً به ترمیم اعتبار ضربهخوردهاش نیاز دارد.
ساختن این روایت که «دشمن اصلی از ما میترسد»، مسکّنی عاجل برای افکار عمومی داخلی و جامعه نظامی رژیم است. در عین حال مقامهای رژیم با ترویج این باور که اسرائیل توانسته ایران را مهار کند، در تلاشاند واشنگتن را ترغیب کنند که وارد مرحله نهایی مواجهه شود و بار هزینههای نظامی را مستقیمتر بر دوش آمریکا بگذارد.
اما بزرگترین نقضکننده این افسانهبافیها، شواهد عینی روی زمین و تغییر موازنه در پاسخی است که ایران در قالب عملیات موجهای مختلف «وعده صادق» به نمایش گذاشت.
حملات مستقیم موشکی و پهپادی از خاک ایران اثبات ساختاری این حقیقت بود که اگر ایران تصمیم به اقدام مستقیم بگیرد، دقیقاً در زمان و کیفیتی که خود صلاح میداند، خطوط قرمز دشمن را در هم میشکند. آن عملیاتها نشان داد که بازدارندگی ادعایی تلآویو تا چه حد شکننده است و تهران برای پاسخ به رژیم تنها تابع محاسبات و اراده خویش در انتخاب میدان است.
در نهایت، گزاره «هراس ایران از اسرائیل» چیزی جز یک ابزار جنگ روانی و راهبرد رسانهای برای جبران ناکامیهای استراتژیک تلآویو نیست. تهران ابتکار عمل در تعیین زمان و جغرافیای نبرد را در دست دارد و تحرکات خود را نه در زمین بازی طراحیشده از سوی دشمن، بلکه بر پایه صبر، فرسایش تدریجی و ضربه در زنگ حسابِ مدنظر خود پیش میبرد؛ بازی پیچیدهای که در آن، وارد نشدن به جنگ در زمان پیشنهادی دشمن، نه نشانه ترس، بلکه نشاندهنده حاکمیت مطلق بر زمان و میدان اقدام است.
انتهای پیام/






