پایگاه خبری خبر آنی، گروه جامعه؛ بامداد شنبه، جادههای ایران بار دیگر صحنه دو حادثه مرگبار اتوبوسی بود؛ دو سانحه در دو نقطه کشور که در مجموع دستکم ۲۰ کشته و ۲۹ مصدوم بر جای گذاشت. در یکی از این حوادث، اتوبوس کرمانشاه ـ تهران واژگون شد و ۱۱ نفر جان باختند؛ پلیس راه، علت اولیه حادثه را عدم توجه به جلو ناشی از خستگی و خوابآلودگی راننده اعلام کرده است. در حادثه دوم نیز ۹ نفر در محور آرینشهر ـ بیرجند جان خود را از دست دادند.
دو حادثه در فاصله چند ساعت؛ ۲۰ خانواده داغدار و یک پرسش تکراری: چرا سفر جادهای برای بخشی از مسافران حملونقل عمومی، همچنان با چنین ریسک سنگینی همراه است؟
واژگونی مرگبار در آزادراه همدان ـ ساوه
ساعت ۴:۴۸ بامداد شنبه، خبر واژگونی یک دستگاه اتوبوس مسافربری در کیلومتر ۳۰ آزادراه همدان ـ ساوه، بعد از عوارضی فامنین ـ فیلمانجرد، به مرکز اورژانس ساوه اعلام شد.
حادثهای که در نخستین ساعات صبح رخ داد و خیلی زود نیروهای امدادی، اورژانس و دستگاههای مسئول را به محل کشاند.
حمید ابرهدری، رئیس مرکز حوادث و فوریتهای پزشکی ساوه، اعلام کرد که این حادثه در مجموع ۳۵ حادثهدیده داشته که ۱۱ نفر از آنها جان باخته و ۲۴ نفر مصدوم شدهاند.
بر اساس اعلام اورژانس، ۱۸ مصدوم به بیمارستان شهید مدرس ساوه و ۶ مصدوم نیز به بیمارستان شهید چمران منتقل شدند.
اما جزئیات اعلامشده از سوی پلیس، تصویر دقیقتری از این حادثه ارائه میکند.
پلیس: خستگی و خوابآلودگی راننده عامل اولیه واژگونی بود
سرهنگ سیاوش محبی، رئیس پلیس راه فراجا، در تشریح این حادثه اعلام کرد که اتوبوس اسکانیا از کرمانشاه به مقصد تهران در حرکت بوده و هنگام وقوع حادثه ۳۹ مسافر و راننده را جابهجا میکرد.
به گفته وی، در این حادثه ۱۱ نفر شامل ۸ مرد و ۳ زن جان باختند و ۲۴ نفر نیز مجروح شدند که حال دو نفر از آنها وخیم گزارش شده است.
رئیس پلیس راه فراجا، بر اساس بررسیهای اولیه، عدم توجه به جلو ناشی از خستگی و خوابآلودگی راننده را علت تامه واژگونی اعلام کرد.
همین یک عبارت، «خستگی و خوابآلودگی»، بار دیگر یکی از جدیترین تهدیدهای سفرهای جادهای را به صدر اخبار بازگردانده است؛ عاملی که اگرچه در ظاهر به رفتار راننده مربوط میشود، اما در حوزه حملونقل عمومی نمیتوان آن را صرفاً یک خطای فردی تلقی کرد و پرسشهایی درباره ساعات کار، استراحت رانندگان، برنامه حرکت و نحوه نظارت بر فعالیت ناوگان ایجاد میکند.
پلیس نیز بر ضرورت استراحت کافی رانندگان حملونقل عمومی تأکید کرده و از رانندگان خواسته است به محض احساس خستگی، در محل مناسب توقف و پس از استراحت کافی حرکت کنند.
اما سؤال اینجاست که نظارت بر این موضوع پیش از وقوع حادثه چگونه انجام میشود؟
چند کیلومتر آنسوتر؛ حادثهای دیگر و ۹ قربانی
هنوز عملیات امدادرسانی به حادثه اتوبوس کرمانشاه ـ تهران در جریان بود که در شرق کشور نیز یک سانحه مرگبار دیگر، جاده را به صحنه عملیات امدادی تبدیل کرد.
این بار حادثه در کیلومتر ۲۰ محور آرینشهر ـ بیرجند و در محدوده گردنه ثمنشاهی رخ داد.
محمدپور، مدیرعامل جمعیت هلالاحمر خراسان جنوبی، اعلام کرد که پس از دریافت گزارش حادثه، هشت تیم عملیاتی شامل ۱۵ نیروی امدادی به محل اعزام شدند.
در این حادثه ۱۴ نفر دچار حادثه شدند؛ ۹ نفر جان باختند و پنج نفر مصدوم شدند.
یک مصدوم توسط نیروهای هلالاحمر به مرکز درمانی منتقل شد و سایر مصدومان نیز با همکاری نیروهای اورژانس تحت اقدامات امدادی قرار گرفتند.
علت دقیق این حادثه، برخلاف سانحه نخست، در گزارش اولیه نیازمند بررسی کارشناسی است و اعلام «انحراف از جاده» بهتنهایی پاسخگوی همه ابعاد فنی و انسانی حادثه نیست.
وقتی «حادثه» دیگر فقط یک کلمه نیست
۲۰ کشته در دو سانحه اتوبوسی، صرفاً یک عدد در جدول حوادث رانندگی نیست. پشت این عدد، ۲۰ انسان قرار دارند؛ مسافرانی که برای رسیدن به مقصد سوار اتوبوس شدند و دیگر به خانه بازنگشتند.
پشت ۲۹ مصدوم نیز خانوادههایی قرار دارند که از نخستین ساعات صبح، به جای رسیدن مسافر خود، منتظر خبر از بیمارستان و مراکز درمانی ماندهاند.
اما بعد از پایان عملیات امدادی، انتقال مصدومان و شناسایی جانباختگان، پرسش اصلی باقی میماند: چه چیزی باید تغییر کند تا حادثه بعدی فقط یک خبر تکراری نباشد؟
فرسودگی ناوگان؛ یک ادعای مهم که نیازمند آمار و پاسخ رسمی است
سالهاست در گزارشهای مرتبط با ایمنی جادهای، موضوع فرسودگی ناوگان حملونقل عمومی مطرح میشود. از وضعیت فنی اتوبوسها و عمر ناوگان گرفته تا کیفیت لاستیک، سیستم ترمز، تعلیق و تجهیزات ایمنی.
اما در هر حادثه، لازم است میان فرسودگی ناوگان بهعنوان یک مسئله کلی و علت فنی اثباتشده یک حادثه مشخص تفاوت گذاشت. در سانحه آزادراه همدان ـ ساوه، پلیس در بررسی اولیه علت واژگونی را خستگی و خوابآلودگی راننده اعلام کرده است؛ بنابراین نسبت دادن مستقیم این حادثه به نقص فنی یا فرسودگی اتوبوس، بدون اعلام نظر کارشناسی، نیازمند احتیاط است.
با این حال، همین حادثه یک مطالبه جدی را دوباره مطرح میکند که وضعیت فنی ناوگان اتوبوسرانی بینشهری کشور دقیقاً چگونه است و چه تعداد اتوبوس با چه میانگین سنی در حال جابهجایی مسافران هستند؟
راننده خسته؛ مسئولیت فقط بر دوش راننده است؟
وقتی علت یک حادثه «خستگی و خوابآلودگی راننده» اعلام میشود، سادهترین واکنش، مقصر دانستن راننده است؛ اما در حملونقل عمومی، موضوع به همینجا ختم نمیشود.
برنامه حرکت اتوبوس، زمانبندی سفر، میزان استراحت راننده، شیفت کاری، نظارت شرکت حملونقل، کنترلهای جادهای و سازوکارهای پیشگیری از رانندگی در شرایط خستگی، همگی بخشی از زنجیره ایمنی هستند.
اگر رانندهای پس از ساعتها رانندگی خسته پشت فرمان مینشیند، سؤال فقط این نیست که چرا توقف نکرد؟؛ سؤال مهمتر این است که چه سازوکاری باید پیش از حرکت و در طول مسیر، از ادامه رانندگی فرد خسته جلوگیری کند؟
پاسخ به این سؤال، میتواند از تکرار بخشی از حوادث مشابه جلوگیری کند.
جاده، بیمارستان و پزشکی قانونی؛ حلقه آخر یک زنجیره
در لحظه وقوع حادثه، امدادگران و نیروهای پلیس در خط مقدم قرار میگیرند؛ اما پیشگیری از حادثه باید بسیار زودتر آغاز شده باشد. اتوبوس باید پیش از حرکت از نظر فنی بررسی شود؛ راننده باید شرایط جسمی و زمانی لازم برای رانندگی را داشته باشد؛ شرکت حملونقل باید بر برنامه کاری نظارت کند؛ و دستگاههای مسئول نیز باید کنترلهای لازم را انجام دهند.
اگر این زنجیره پیشگیری درست عمل کند، مأموریت اورژانس و هلالاحمر نباید از «نجات پس از حادثه» به تنها راه نجات مسافران تبدیل شود.
مطالبهای که بعد از هر حادثه تکرار میشود
پس از هر سانحه مرگبار، یک سلسله وعده و دستور برای تشدید نظارت، برخورد با متخلفان و ارتقای ایمنی مطرح میشود؛ اما آنچه برای خانواده قربانیان اهمیت دارد، نتیجه همین نظارتهاست، نه تعداد بخشنامهها و جلسات.
اکنون پس از دو سانحه مرگبار بامداد شنبه، چند سؤال مشخص پیش روی متولیان حملونقل جادهای قرار دارد:
چند اتوبوس بینشهری در کشور از نظر عمر و وضعیت فنی در مرز فرسودگی قرار دارند؟
چه سازوکاری برای کنترل ساعات کار و میزان استراحت رانندگان اتوبوسهای بینشهری اجرا میشود؟
آخرین بازرسی فنی اتوبوس حادثهدیده کرمانشاه ـ تهران چه زمانی انجام شده بود و نتیجه آن چه بوده است؟
آیا سوابق کاری و ساعات رانندگی راننده این اتوبوس پیش از حادثه بررسی شده است؟
در حادثه دوم، بررسی کارشناسی درباره علت انحراف اتوبوس به چه نتیجهای خواهد رسید؟
و مهمتر از همه:
چه اقدام مشخص و قابل اندازهگیری قرار است برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی انجام شود؟
این پرسشها باید پاسخ رسمی داشته باشند؛ نه فقط برای افکار عمومی، بلکه برای خانوادههایی که از صبح شنبه دیگر صدای عزیزانشان را نشنیدهاند. جادهها همچنان باز هستند، اتوبوسها همچنان در حال حرکتاند و مسافران همچنان جان خود را به راننده، شرکت حملونقل و سیستم نظارت میسپارند. پس از مرگ ۲۰ مسافر در دو سانحه، دیگر مسئله فقط شمارش قربانیان نیست؛ مسئله این است که پیش از حادثه بعدی، چه کسی و با چه اختیاری باید زنجیره خطا را متوقف کند.






