خبرگزاری خبر آنی؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده:
شب چادر سیاهش را روی آسمان کشیده. آرامش تهنشین شده روی زمین. خستگیِ یک روز پرهیاهو و شلوغ، پلکهایتان را سنگین کرده. کودک نازنینتان هم امروز به اندازه کافی شیطنت کرده و وقت خوابش فرارسیده است. با یک لالایی آرام جگرگوشهتان را به خواب ناز میفرستید. پلکهایش که سنگین شد، بوسهای شیرین روی گونههایش مینشانید و به امید تماشای فردایی که خورشید از پشت کوهها سرک میکشد و با سرانگشتان لطیفش چند ضربه روی شیشه پنجره میزند و از خواب ناز بیدارتان میکند، به خواب میروید...
در کنار جگرگوشه به خواب میروید و صبح روز بعد، دورِ سفرهای که آفتابِ کمرنگ صبحگاهی روی آن پاشیده، چای و نانوپنیرتان را لقمه لقمه با عشق نوشجان میکنید؛ یک لقمه نانوپنیر و یک گلِ بوسه روی گونههای لطیف دلبندتان...
حکایت بالا، حکایتِ چندساعتِ شگفت و زیبا از شبانهروز ماست که از فرطِ تکرار برایمان عادی شده، آنقدر که اصلا به چشم نمیآید!... زیبایی و اعجاز و نعمتی که هر روز برای تکتکمان، برای همه خانوادهها، برای همه مردم جهان در 206 کشور و 5 قاره تکرار میشود...
با اینهمه یکوجب جا روی این کره بزرگ خاکی هست؛ یکوجب جای 360کیلومترمربعی (با دو میلیون جمعیت)، که تماشای همین چرخه تکراریِ عادی و گاه حتی کسلکننده، برای ساکنانش آرزو است؛ انتهای نعمت است؛ تمام خوشبختی است...
آنجا غزه است؛ غزهای که مردمش شب، ناامید و خسته و دلگیر به خواب میروند و قشنگیِ تابشِ آفتاب روز بعد را گاه هرگز دیگر نمیبینند!
زندگی آنجا قشنگ و دلچسب نیست؛ نه بهار و تابستانش؛ نه روز و شبش، نه غروب و طلوع خورشیدش!...
خورشید وقتی در حال غروبکردن است و فرشتهها در حال پاککردن لکههای سرخِ تابیده روی دامنکش کوهها و ابرها، مردان غزه همانوقت پارههای پیکر خونین برادرانشان را از روی آسفالتِ گلگون خیابانهای ویرانِ شهر جمع میکنند؛ هر روز ...
و شب؛ شب که خداوند آن را برای آرامش بندگانش قرار داده «... وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً (انعام/96)... هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ (یونس/67)»... چنین شب سرشار از عشق و آرامشی در آن گلهجا؛ در آن باریکهی خونین و گرسنه و خسته ممکن نیست...
شبها کودکان غزه تا سپیدهدم خیره به آسمان هستند! نه برای شمردن ستارهها، که از بیم پارههای آتشی که پرندههای اشغالگرِ خوفناک آهنی بر زمین میریزند... آتش گاه سقف چادر آوارگان را به آتش میکشد و گاه به خانههای نیمهویران و ناایمن اصابت کرده و آنها را به زیر میکشد؛ سقفهای لرزانی که گاه بیبمب و بهانه فرومیریزند.

کودکان بدون رویا و فردا در ویرانههای غزه
یک ساختمان دیگر فروریخت با 14 شهید و 100مفقود
شبهای غریبی دارند کودکان غزهای زیر سقفهای لرزان و آسمان ناایمن!... پلکهایشان سنگین شدهونشده، گاه صدای جیغ و شیون و فریادشان سینه آسمان را میدرد از غم!... حتما آنجا چادری به آتش کشیده شده، یا خانهای سست و ناایمن، روی سر ساکنانش فروریخته است، و باز آوار و خون و جنازه و سنگینیِ غربت و تنهایی و اندوه بیپایان...
مثل همین شب گذشته که ساختمان مسکونیِ شش طبقه «السعاده» در منطقه «الصناعه» ـ که در جنگ آسیب دیده، و از بیکجایی، سرپناه جمعیت بزرگی از خانوادههای آوارهی غربِ شهر غزه شده بود ـ به ناگاه فروریخت و نیمهشب روی سر ساکنانش آوار شد؛ صدای جیغ و گریه کودکان به هوا برخاست و ...
در نبودِ تجهیزات و روشنایی کافی، عملیات جستوجو و امدادرسانی به سرعت آغاز شد. 14 نفر (که 6نفر کودک بودند) برای همیشه نفسشان زیر آوار بند آمد و پیکرهای خونینشان روی دست امدادگران ماسید. حدود 20 نفر مجروح با نفسی نیمبند بیرون کشیده شدند و حدود 100 نفر همچنان زیر آوار مفقود و مدفونند...
ساعتها گذشته و گره در کار امدادرسانی و آواربرداری افتاده، فقط و فقط به دلیل کمبود شدید ماشینآلات آواربرداری و تجهیزات امدادونجات که بربرهای اشغالگرِ صهیون جلوی ورود آنها را به غزه گرفتهاند.
عمده شهدا و مفقودینِ ساختمان «السعاده» کودکان هستند؛ کودکانی که با وجود دلهره و ترس از بمباران، خستگیِ حمل دبههای بزرگ آب در طی روز، پلکهایشان را سنگین کرده بود، اما انبوه آوار ساختمان فروریخته، مهلت بازشدن آن پلکها را دوباره به آنها نداد...

عمده شهدا و مجروحان حادثه ساختمان فروریخته در غزه کودکان هستند
هشدار: ساختمانهای نیمهویران یکییکی فرومیریزند
این اتفاق تلخ شبانگاهی، نه اولینبار بود و نه آخرینبار خواهد بود؛ تا وقتی غزه در محاصره سگان و شغالان درندهی اشغالگر صهیون است و خبری از ورود اقلام و مصالح و تجهیزات ساختمانسازی و امکان بازسازی نیست.
از دست مسئولان غزهای هم در این میان کاری ساخته نیست، جز هشدارهای گاهبهگاه؛ مثل هشدارهایی که همین امروز و پس از حادثه «السعاده»، ائتلاف سازمانهای جامعه مدنی فلسطین، حماس، اتحادیه شهردارهای غزه، وزارت توسعه اجتماعی نوار غزه و مرکز حقوق بشر غزه، نسبت به فروریزی هزاران ساختمان نیمهویران دادند و رژیم اشغالگر صهیون را مسئول به خطر انداختن جان غیرنظامیان با جلوگیری از بازسازی، مانعتراشی در مسیر بازسازی و عدم تامین مسکن امن دانستند.
یا هشدارهای ماههای گذشته؛ مثل هشداری که مرداد همین امسال وزارت توسعه اجتماعی باریکه غزه به جهانیان بهخوابرفته داد: «نوار غزه حدود دو میلیون جمعیت دارد که نزدیک به یکمیلیون نفر آنان کودکان زیر 18 سال، بیش از 108 هزار سالمند، حدود 47 هزار زن بیوه، بیش از 120 هزار فرد دارای معلولیت و دهها هزار نفر مجروح و بیمار مبتلا به سرطان و بیماریهای کلیوی و سوءتغذیه هستند. در چنین شرایط ناگواری، بیش از 90 درصد مردم غزه در چادرهای فرسوده و مراکز اسکان موقت و ویرانههای خانههایی زندگی میکنند که در جریان جنگ سه ساله تخریب شدهاند.»
یا هشدار آذرماه سال گذشته که وزارت کشور و امنیت داخلی غزه درباره فاجعه ریزش ساختمانهای آسیبدیده داد. این هشدار در پی فروریختن ساختمانی در محله «شیخ رضوان» غزه و شهادت اهالی آن ساختمان داده شد که شامگاه 29 آذر فروریخته بود.
پس از این فاجعه وزارت امنیت داخلی غزه اعلام کرد که: «با فروریختن این ساختمان و شهادت 4 نفر از ساکنان آن، آمار قربانیان ناشی از ریزش ساختمانها از زمان اجرای آتشبس در مهرماه، به 18 نفر رسید. در این مدت 46 ساختمان در استانهای مختلف نوار غزه به طور کامل فروریخته است.»
وزارت امنیت غزه با اشاره به گسترش ابعاد این فاجعه و درخواست از جامعه بینالمللی برای ورود فوری مصالح بازسازی و خانههای موقت جهت اسکان امن، هشدار داد: «ممانعت رژیم صهیونیستی از ورود مصالح ساختمانی و خانههای پیشساخته (کانکس)، وضعیت را بحرانیتر کرده و این شرایط هر سال با فرا رسیدن فصل زمستان و بارش باران، پیچیدهتر میشود، زیرا احتمال ریزش ساختمانهایی که در جریان جنگ نسلکشی صهیونیستها آسیب دیده یا سست و ناایمن شدهاند، هنگام بارش برف و باران بهشدت افزایش مییابد.»

مردم خانههای ناایمن و نیمهویران را ترک نمیکنند
محمود بصل؛ سخنگوی سازمان امداد و نجات غزه نیز آبان گذشته هشدار داد که خانههای آسیبدیده، جان هزاران نفر را در تمام مناطق تهدید میکند و هیچ راهحل واقعی جز آغاز بازسازی وجود ندارد.
بصل گفت: درخواستهای مکرر برای تخلیه این ساختمانها کمتر با پاسخ مواجه شده، زیرا مردم گزینه دیگری برای زندگی ندارند.
وی با یادآوری فروریختن چند ساختمان در مناطق «الشوا» و «الصبره»، تاکید کرد که نبود پناهگاههای مطمئن، کمبود شدید چادرهای استاندارد، تخریب کامل ساختار امداد و نجات، و زندگی صدهاهزار نفر درمیان آوار یا چادرهای فرسوده، همهچیز را در آستانه فروپاشی و فاجعهای بزرگ قرار داده است؛ فاجعهای که اینبار نه از آسمان، بلکه از دیوارهای لرزان خانههایی آغاز میشود که هر لحظه امکان فروریختن آنها وجود دارد.
مصیبتِ خانههای در آستانه سقوط
اگرچه از حدود یکسال پیش (مهر سال گذشته) بهظاهر در غزه آتشبس شده، اما دو سال بمباران پیاپی، به آسیبدیدن هزاران خانه منجر شده که چون بمبهای خاموشی در آستانه سقوط قرار گرفته و تهدیدی شبانهروزی برای مردمی هستند که در دوراهی انتخاب میان زندگی در خانههای روبه فروریزی کامل، یا زندگی زیر چادرهای کهنهای که با یک باد و باران از جا کنده میشوند، زندگی محتاطانه زیر سقفهای سست و دیوارهای ترکخورده را برگزیدهاند!
بر اساس دادههای مرکز آمار فلسطین، از آغاز جنگ، در 15 مهر1402 (7 اکتبر 2023) تا 17 تیر1404 (8 ژوئیه 2025) حدود 190115 ساختمان در غزه آسیب دیده که از این میان بیش از 102 هزار ساختمان کاملا ویران شده و حدود 41895 ساختمان آسیب متوسط داشته است. درمجموع تا دوهفته پایانیِ پیش از آغاز آتشبس، واحدهای مسکونی تخریبشده یا آسیبدیده به بیش از 330 هزار واحد رسیده است.
همچنین طبق گزارش شبکه سازمانهای مردمنهاد فلسطین، بربرهای صهیونیسم، بیش از 85 درصد از بناها و زیرساختها را در شهر غزه نابود کردهاند؛ وضعیتی که موجب شده بسیاری از ساکنان ناچار به بازگشت به خانههای نیمهویران خود شوند، زیرا هیچ جایگزین امن دیگری وجود ندارد. نه مراکز اسکان کافی در دسترس است، نه امکان ورود چادر و کانکس، و نه طرح فوری برای بازسازی.

حدود 90درصد از زیرساختها و بناهای غزه ویران شده است
خدا کند خانه روی سرمان خراب نشود
«ابوبکر» یکی از دهها هزار آواره غزهای است که یک ماه پس از آغاز آتشبس، به همراه همسر و چهار فرزندش، تصمیم به بازگشت به خانه نیمهویران خود گرفت. ابوبکر مالک یکی از واحدهای یک ساختمان چهارطبقه در شمال اردوگاه النصیرات بود. خانهاش از سمت غرب هدف قرار گرفته و عملا بدون ستون ایستاده و با زاویهای حدود 35 درجه خم شده است؛ با این حال تصمیم گرفت به همان خانه برگردد چون: «جایی برای رفتن نداریم. بعد از مدتها فکر کردن برگشتیم. هر روز فقط از خدا میخواهیم این خانه روی سرمان نریزد.»
خانه «ام محمد» و فرزندانش در مناطق مختلف شهر غزه هم تخریب شده است. خانه برادر شهیدش هم بمباران و نیمهتخریب شده. برادرش به همراه خانواده زیر آوار همان خانه به شهادت رسیدند و همان خانه نیمهویران حالا سرپناه «ام محمد» و فرزندانش شده است: «جایی نمانده بود که برویم. مجبور شدیم در ویرانههای خانه برادرم زندگی کنیم، جایی که بیشتر شبیه غار است. نگرانیم هر لحظه فرو بریزد. حالا نیمی از شبانهروز را در باقیمانده ساختمان و نیمِ دیگر را در چادری روی آوار میگذرانیم.»

بخش زیادی از مردم غزه بهناچار در خانههای نیمهویرانِ ناایمن زندگی میکنند
دیدهبان حقوقبشر اروپا ـ مدیترانه هشدار داد
شرایط فاجعهآمیز زندگی در غزه حتی از چشم دیدهبان حقوقبشر اروپا ـ مدیترانه نیز پنهان نمانده و نیمههای تیرماه امسال، این نهاد حقوقبشری اعلام کرد که مقامات اسرائیلی با تحمیلِ محاصره داخلی اجباری، فلسطینیان را در شرایطی فشرده و غیرانسانی و کوچ اجباری با عنوان فریبنده «خروج داوطلبانه» قرار دادهاند؛ شرایطی که از وضعیت منطقه سربرنیتسا پیش از کشتار جمعی نیز وخیمتر است.
بر اساس گزارش این دیدهبان، با سیطره رژیمصهیونیستی بر 65 درصد از غزه، فضای در دسترس 2.1 میلیون نفر جمعیت غزه از 360 کیلومترمربع به 128 کیلومترمربع کاهش یافته و فشردگی جمعیتی در این محدوده حدود 60 برابر بیشتر از سربرنیتساست. رژیم صهیونی در راستای هدف «نابودی تدریجی یا آوارگی اجباری» میخواهد با سیطره بر 70درصد از مساحت غزه، فضای باقیمانده برای زندگی مردم را به 109 کیلومتر مربع کاهش بدهد؛ یعنی فشردگی جمعیتی حدود 19 هزار و 300 نفر در هر کیلومترمربع.
به گفته این نهاد، حتی بخشهایی که بهظاهر برای سکونت باقی مانده است، بر اثر ویرانیِ سازمانیافته، انباشتِ آوار و نابودی زیرساختها عملا به مناطقی غیرقابل زندگی تبدیل شده و بیشترِ ساکنان غزه اکنون در چادرهای فرسوده یا ساختمانهای در آستانه فروریختن زندگی میکنند؛ آن هم در شرایطی که خطر ریزش ساختمانها، گسترش بیماریها و نبود حداقل امکانات انسانی بهشدت افزایش یافته است.

کمبود 450هزار چادر در غزه، آوارگان را به زندگی در خانههای ناایمن سوق داده
خانهها فرومیریزند، چادرها گُر میگیرند؛ غزه جای مُردن است، نه زندگی!
حالا در چنین شرایطی عقل حکم میکند که با حادثه شب گذشته و شهادت و مجروحیت و مفقودی بیش از صدنفر زیر آوار ساختمان «السعاده» در شهر غزه، تمام اهالی باریکه که برای زندگی به چنین ساختمانهای سست و نیمهویرانی پناه بردهاند، اسبابواثاثیهی نداشته خود را جمعکرده و لحظهای برای خروج از این آوارهای بالقوه شک نکنند!...
اما گیرم که چنین کنند! خب، پس از آن کجا بروند؟!... توی چادرهایی که به تعداد کافی نیست و کم است، یا زیر آسمان و روی زمینی که (با تصرف 70درصدی غزه پس از جنگ) دیگر جا برای راهرفتن هم در آن باقی نمانده و اگر فضایی باشد، مملو از آوار و فاضلاب و زباله است؟!
مسئولان غزه گفتهاند به 450 هزار چادر نیاز دارند تا آوارگان غزه از بیسرپناهی نجات یافته و از زندگی در خانههای سست و نیمهویران دست بردارند!... اما مگر فرقی هم میکند که چادر باشد یا نباشد، وقتی حتی آوارگانِ خوششانس که چادری به آنها رسیده از هیچ بلایی در امان نبوده و نیستند؛ که بربرهای صهیون حتی همین حالا و در دوره بهاصطلاح آتشبس، اخگر و آتش به جان چادرهای آوارگان میاندازند!
مثل خرداد امسال که جنگندهها بمبهایشان را روی چادرهای آوارگان منطقه «المواصی» در غرب خانیونس رها کردند و «سائر» تا به خودش آمد، چادرش را در حال سوختن در میان شعلههای آتش دید و دقایقی بعد، همسر و دختر یکسالهاش؛ «سوار» را در حال سوختن و غرق در خون... چادرهای آوارگان از همان ابتدای هجوم بربروار اشغالگران صهیون به غزه، هدف جنگندههای آنها بوده تا همین امروز و دوران مثلا آتشبس!

احمد منصور؛ سرویسخبری غزهای اردیبهشت 1404 زنده زنده در آتش سوخت
حتی اگر آتش به خیمهها نرسد، باران و سرمای پاییز و زمستان، به جای برکت، برای غزه مرگ و نکبت میآورد، مثل پاییز و زمستان گذشته که چندین نوزاد از شدت سرما یخ زدند و جان دادند؛ مثل «علی ابوزور»؛ نوزاد سه ماهه فلسطینی که به دلیل کاهش شدید دما و نبود وسایل گرمایشی در چادر محل اسکانِ خانوادهاش، سیاه و کبود شد! و پزشکان به مادرش گفتند: «دیر آمدید! چندساعتی از یخزدن و آخرین نفسهایش گذشته است...»!

زمستان سال گذشته ایام سختی برای کودکان غزه بود
فقط حدود 10 نوزاد از سرما یخ زدند و جان باختند
انتهای پیام/






