با توجه به اینکه در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، ۶۶ سال از تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) میگذرد، میتوان این مناسبت را فرصتی برای مرور مسیر طیشده و بررسی چشمانداز پیشروی این سازمان دانست. در این بررسی، چهار محور اصلی مورد توجه قرار میگیرد: نخست، دلایل شکلگیری اوپک؛ دوم، تحولات و اتفاقهایی که پس از تأسیس بر این سازمان تاکنون گذشته است؛ سوم، اصلاحاتی که برای تقویت ساختار و عملکرد آن مورد نیاز است و چهارم، توصیههایی درباره مسائلی که میتواند برای آینده اوپک قابل استفاده باشد.
اوپک پس از مذاکرات و رایزنیهای فراوان میان چند کشور تولیدکننده نفت و با نقشآفرینی مؤثر ونزوئلا و بهویژه خوان پابلو پرز آلفونزو، وزیر نفت وقت این کشور، سرانجام در ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰ در بغداد تأسیس شد. در این نشست، کشورهای ونزوئلا، ایران، عراق، کویت و عربستان سعودی بر سر ایجاد این سازمان به توافق رسیدند.
دلایل تأسیس اوپک را باید در رفتار شرکتهای بزرگ نفتی با کشورهای تولیدکننده در دهههای پیش از آن جستوجو کرد که در بسیاری موارد به زیان کشورهای صاحب منابع نفتی بود و حتی پس از جنگ جهانی دوم نیز ادامه داشت. در شرایطی که کشورهای درگیر جنگی خانمانسوز، پس از پایان جنگ جهانی دوم، برای بازسازی اقتصاد و زیرساختهای خود و حرکت بهسمت توسعه صنعتی به انرژی بیشتری نیاز داشتند، قیمت نفت همچنان کاهش مییافت. در چنین شرایطی، ایجاد سازمانی مشترک میان کشورهای تولیدکننده نفت میتوانست واکنشی به قدرت و رفتار شرکتهای بزرگ نفتی و تلاشی برای افزایش نقش کشورهای صاحب منابع در تعیین سرنوشت نفت خود باشد.
شرکتهای بزرگ نفتی فعال در آن دوره که پیشینه هریک از آنها به دهههای پیش از تأسیس اوپک بازمیگشت، بعدها در برخی موارد با یکدیگر ادغام شدند، نامهایشان تغییر کرد یا شرکتهای بزرگ دیگری جایگزین آنها شدند. این مجموعه در ادبیات صنعت نفت به «هفت خواهران نفتی» شهرت یافت. درحالیکه «خواهر» واژهای مقدس و تداعیکننده محبت، همدلی و پیوند میان آنها با کشورهای میزبانانشان بود، اما در عمل رفتار این شرکتها با کشورهای صاحب منابع نفتی درست در تقابل با رفتار خواهری مورد انتظار از آنها بود. درمقابل، کشورهای تولیدکننده نفت که در آن مقطع شمارشان معدود بود، بدون استثنا تحتتأثیر استعمار و نفوذ اقتصادی و سیاسی کشورهای صاحب این شرکتهای بزرگ نفتی قرار داشتند. با وجود چنین اوضاعی، پس از شکلگیری اوپک، این سازمان از سوی مجموعه تبلیغکننده کشورهای صاحب شرکتهای بزرگ نفتی، بهعنوان «کارتل» اعلام شد.
مسئله تنها کاهش قیمت نفت نبود. در آن دوره، حتی تلاش کشورهای تولیدکننده برای ایجاد امنیت و اعمال حاکمیت بیشتر بر منابع نفتی خود نیز با واکنشهای سخت روبهرو میشد. نمونه روشن آن را میتوان در ماجرای ملیشدن صنعت نفت ایران مشاهده کرد.
آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم خود را در جایگاه کمککننده به کشورهای مختلف و حامی بازسازی اقتصادی آنها قرار داده بود، در همان دوران برنامههای گستردهای برای بازسازی زیرساختهای کشورهای اروپایی آسیبدیده از جنگ از طریق «طرح مارشال» دنبال میکرد. بااینحال، در پی ملیشدن صنعت نفت ایران و ملیشدن شرکت نفت انگلیس و ایران، که بعدها با نام بیپی شناخته شد، آمریکا به درخواست انگلیس وارد ماجرا شد.
حدود یک سال و نیم پس از ملیشدن صنعت نفت، در ٢٨ مرداد ۱۳۳۲، کودتایی علیه نخستوزیر قانونی ایران، مرحوم محمد مصدق، انجام شد و با خلع او از سمت، افزونبر شرکت نفتی انگلیس مجموعه شرکتهای بزرگ نفتی جهان به شکلی تازه به عرصه فعالیت در صنعت نفت ایران وارد شدند.
این مسئله البته به ایران محدود نبود و نمونههای مشابهی در کشورهای دیگر نیز وجود داشت؛ بنابراین، موضوع فقط پایین نگه داشتن قیمت نفت نبود، بلکه هرگونه مقاومت کشورهای تولیدکننده در برابر این شرکتهای بزرگ، از سوی کشورهای متبوع آنها با سختترین واکنشها روبهرو میشد.
دراینباره باید توجه داشت که اگرچه پنج کشور بنیانگذار اوپک، از نظر سیاسی و در رفتارهای خود در برابر استعمارگران، بهویژه استعمارگران نفتی، دیدگاههای بهطور کامل مشترکی نداشتند، اما تشکیل این سازمان سبب شد قدرتی متشکل از کشورهای کمترتوسعهیافته و یا توسعهنیافته شکل گیرد که در آن دوران، در عرصه جهانی اهمیت بسیار زیادی داشت.
این تناقض بین ادعای حمایت از توسعه و بازسازی کشورها از سویی و مداخله در تلاش یک کشور تولیدکننده برای اعمال حاکمیت بر منابع نفتی خود از سوی دیگر، بخشی از زمینه تاریخی شکلگیری نگاه مشترک کشورهای مؤسس اوپک به ضرورت همکاری و ایجاد سازمانی مستقل از شرکتهای بزرگ نفتی بود.
آنچه پس از تأسیس بر اوپک گذشت
درباره تحولات پس از تأسیس اوپک، باید به شکلگیری سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی (اوئیسیدی) اشاره کرد که یک سال پس از تأسیس اوپک ایجاد شد. این سازمان درواقع ادامه و گسترش فعالیت سازمانی به نام اوئیئیسی (OEEC) موسوم به «سازمان همکاری اقتصادی اروپا» بود که در سطح گستردهتری فعالیت خود را دنبال کرد.
در ابتدا، آمریکا و کانادا بهعنوان اعضای جدید به این مجموعه پیوستند و پس از آن نیز کشورهای دیگری به عضویت آن درآمدند که پیشتر عضو اوئیئیسی نبودند. امروزه تعداد اعضای این سازمان بسیار افزایش یافته و به ٣٨ کشور رسیده است و کشورهایی ازجمله استرالیا نیز در میان اعضای آن قرار دارند.
اوپک در سال ۱۹۶۱ خود را در سازمان ملل متحد بهعنوان یک سازمان بینالدولی ثبت کرده بود. بااینحال، نکته قابل توجه آن است که اوئیسیدی، اوپک را بهعنوان «کارتل بینالمللی» اعلام کرد که بهوضوح بیانگر موضع خصمانه اعضایش در آن تاریخ و ادامه آن تاکنون دارد.
این در حالی بود که شرکتهای بزرگ نفتی حتی در آن زمان غارتکننده واقعی بخش قابل توجهی از ثروت نسلهای مختلف کشورهای عضو اوپک و البته کشورهای دیگری غیر از اعضای اوپک بودند، اما این شرکتها را «هفت خواهران نفتی» میخواندند؛ اما اوپک را که در آن زمان قدرتی نداشت با عنوان «کارتل بینالمللی» متهم به رفتاری علیه مصرفکنندگان معرفی کردند.
پس از گذشت مدتی از تأسیس اوپک، یکی از مهمترین مواردی که سبب تقویت موضع این سازمان شد، جنگ میان کشورهای عربی، ازجمله مصر و سوریه علیه رژیم اشغالگر قدس بود.
این درگیری با حملههای متقابل این رژیم و حمایت بهویژه از سوی آمریکا و تعدادی از کشورهای اروپایی، ادامه پیدا کرد و سرانجام، حرکت استقلالطلبانه و مبارزه کشورهای عربی و فلسطینی با شکست روبهرو شد.
در واکنش به این حمایتها، کشورهای عربی عضو اوپک که در آن زمان تعدادشان نسبت به آغاز فعالیت سازمان افزایش یافته بود، کشورهایی را که از رژیم اشغالگر قدس و حملههایش علیه کشورهای عربی حمایت کرده بودند تحریم کردند. یکی از مهمترین اقدامهای آنها، توقف فروش نفت به این کشورها بود که در نتیجه آن، قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش یافت.
البته باید با تأسف اشاره کرد که حکومت وقت ایران، یعنی پهلوی دوم، در این تحریم نفتی مشارکت نکرد. حتی بر اساس برخی اسناد و مدارک تاریخی موجود، حکومت پهلوی دوم در آن دوره به رژیم صهیونیستی نفت و سوخت نیز میفروخت.
بااینحال، این مشکل به همینجا ختم نشد و در این دوران، کشورهای عضو اوپک افزونبر اقدامهای مستقیم و غیرمستقیمی که بهصورت آشکار یا پنهان علیه آنها انجام میشد، با شکلگیری نهادهایی تازه نیز روبهرو شدند.
یکی از مهمترین این نهادها، آژانس بینالمللی انرژی بود که از سوی همان سازمانی که پیشتر به آن اشاره شد، یعنی اوئیسیدی در سال ۱۹۷۴ میلادی ایجاد شد.
این سازمان تا حد زیادی با هدف مقابله با آثار تصمیمهای اوپک ایجاد شد؛ برای آنکه کشورهای عضو آن بتوانند در برابر تصمیمهای کوتاهمدت، فوری و بلندمدت اوپک ضربههایی را وارد کنند. به همین علت، یکی از تصمیمهای اولیه آژانس بینالمللی انرژی ایجاد ذخیرهسازیهای نفتی بود. تعداد اعضای این آژانس بهمرور افزایش یافت و یکی از دلایل شکلگیری و گسترش این سیاست آن بود که در صورت بروز دوباره هرگونه مشکل یا وقفه در عرضه نفت، کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی بتوانند برای مدتی نیازهای خود را تأمین کنند. بنابراین، اگر این را یکی از اقدامهای مقابلهای در برابر تصمیمهای اوپک در نظر گیریم، به نظر میآید منابع داخلی کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی آن را امری در چهارچوب امنیت خود میدیدند.
بااینحال، فعالیت آژانس بینالمللی انرژی به ایجاد ذخیرهسازیهای نفتی محدود نماند. بررسی تصمیمهای مختلف این نهاد از آن دوران نشان میدهد که اتخاذ این تصمیمها با این هدف بوده که تصمیمهای پیشین اوپک در صحنه بینالمللی نفت تا حد امکان کمرنگ شود. از مواردی که از تاریخ تاسیس اوپک تاکنون در واکنش به تصمیمهای اوپک و کشورهای عضو آن انجام شده است، ایجاد بازارهای موازی معاملات نفت است که بیشتر بهعنوان بازارهای کاغذی نفت در مقابل بازارهای واقعی نفت شکل گرفتند. برای درک ابعاد این بازارها کافی است حجم معاملات آنها را با حجم نفت فیزیکی مورد معامله و مصرف در جهان هماکنون مقایسه کنیم. در شرایط عادی، روزانه حدود ۱۰۰ تا ۱۰۵ میلیون بشکه نفت در جهان معامله و مصرف میشود؛ هرچند با توجه به مشکلات و تحولات اخیر در منطقه خلیج فارس، حجم معاملات نفت نیز بهطور منفی تحتتأثیر قرار گرفته است.
درمقابل براساس تازهترین آمار، حجم معاملات ثبتشده در بازارهای کاغذی نفت بهمراتب بیشتر از این مقدار است. برای نمونه، در بازار ICE در اروپا، یعنی بورس بینقارهای (Intercontinental Exchange)، براساس تازهترین آمار، حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون بشکه نفت در روز بر مبنای قراردادهای آنها معامله میشود. در بازار بورس نیویورک (نایمکس) هم این معاملهها حدود یک میلیارد و ۶۲۰ میلیون بشکه در روز است. نکته مهم این است که قیمت هر نفتی که در جهان از یک کشور به کشور دیگر فروخته میشود، بر اساس پایههای قیمتی است که در این بازارها شکل میگیرند. بازار بورس نفت ICE و نایمکس هر دو آمریکایی هستند.
از سابقه این بازارها باید به این نکته نیز توجه شود که در زمانی که کشورهای مصرفکننده نفت، ازجمله آمریکا، بهدنبال بهرهبرداری از منابع جدید ازجمله نفت شیل نفتی بودند که در لایههای متراکم سنگی قرار دارد و استخراج آن به فناوری و هزینه بیشتری نیاز داشت و دارد درنتیجه تولید آن در قیمتهای پایین نفت اقتصادی نبود، بازارهای کاغذی توانستند قیمت نفت را به بیش از ۱۴۰ دلار در هر بشکه برسانند و پس از آنکه با این قیمتها، تولید نفت شیل اقتصادی شد و به دنبال توسعه تولید و کاهش هزینههای استخراج، زمینه برای کاهش دوباره قیمت نفت فراهم شد. به این ترتیب، همان سازوکار بازارهای کاغذی که در مقطعی به افزایش قیمت نفت کمک کرده بود، در مسیر معکوس نیز مورد استفاده قرار گرفت. این روند را در موارد اخیر بازار نفت میتوان دید که با وجود حضورنداشتن بشکههای کافی نفت در بازار نفت به دلیل تحولات خلیج فارس و مداخلههای آمریکا و رژیم صهیونیستی در برخی کشورها، این دو بازار بورس نفت باعث شده اند که روند کنونی قیمتها را پایین نگه دارند و حتی افزایش قیمت یکیدو روزه آن نسبت به خطرها با افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۴۰ دلار برای به تولید رساندن نفت شیل قابل مقایسه نیست.
از این منظر، میتوان گفت بازارهای کاغذی نفت حتی به دنبال تعدیل قیمت به نفع مصرفکنندگان هم نیستند. این بازارها در عمل زمینهای برای فعالیت شرکتهای بزرگ نفتی، سرمایهگذاران و شرکتهای بازرگانی بزرگ فراهم کردهاند تا از نوسانهای قیمت و معاملههای مالی مرتبط با نفت سود کسب کنند که بخش قابل توجهی از این سود نیز به شرکتهای بزرگ و سرمایهگذاران بسیار ثروتمند، ازجمله میلیاردرهایی که از این بازار استفاده میکنند، بازمیگردد.
اصلاحات مورد نیاز در اوپک
اصلاحاتی که به نظر میآید برای اوپک در نظر گرفته شود نیز تا حد زیادی به پیشینه این سازمان از منظر کشورهای عضو و نحوه همکاری آنها با یکدیگر بازمیگردد. کشورهای عضو اوپک در طول ۶۶ سال فعالیت این سازمان، در مقاطعی با یکدیگر هیچ تفاهمی نداشتهاند و حتی در مواردی حتی بعضی از اعضا درگیر جنگ بودهاند؛ ازجمله جنگ تحمیلی صدام علیه جمهوری اسلامی ایران و جنگ عراق در زمان صدام علیه کویت. بااینحال، آنچه از منظر بیرونی نمیتواند قانع کننده باشد این است که حتی در تصمیمات انتخاب دبیرکل که بالاترین سمت اجرایی این سازمان را دارد و باید به تأیید همه وزیران این سازمان برسد، متاسفانه اعضای اوپک مشکل داشتند.
وزیران نعت و انرژی کشورهای عضو اوپک بهطور معمول سالانه دو نشست رسمی برگزار میکنند که بیشتر در دبیرخانه اوپک واقع در وین برگزار میشود، هرچند در صورت نیاز امکان برگزاری نشستهای بیشتر، در مکانهای دیگر یا بهصورت غیرحضوری و برخط نیز وجود دارد.
دبیرکل برای یک دوره سهساله انتخاب میشود و این دوره، با تأیید همه وزیران، برای سه سال دیگر نیز قابل تمدید است. بااینحال، در مقاطعی اوپک با دورههایی روبهرو بوده که دبیرکل انتخابی نداشته است. بر اساس مقررات سازمانی این مجموعه، در چنین شرایطی وزیری که از میان اعضا ریاست نشست سالانه وزیران را به عهده دارد، بهعنوان دبیرکل اوپک نیز ایفای وظیفه کرده و متأسفانه در این زمینه برداشت بیرونی ضعیفشدن اوپک بوده است و نه قدرت اعضا.
تداوم چنین وضعی، از منظر بیرونی، بیش از آنکه نشانه قدرت اعضای اوپک تلقی شود، بهعنوان نشانهای از ضعف سازمان در دستیابی به تفاهم برداشت میشود؛ بهویژه هنگامی که اعضا حتی درباره انتخاب یک دبیرکل مورد تأیید همه کشورها به توافق نمیرسند. حتی تلاشها برای دستیابی به تفاهم درباره توزیع برابر دوره دبیرکلی میان اعضا انجام گرفته، اما این موضوع به نتیجه نرسیده است. حتی در مواردی، دوره دبیرکلی با تمدیدهایی بیش از دو سال، فراتر از دوره ششساله مورد توافق ادامه یافته است تا از انتخاب فرد دیگری جلوگیری شود.
این وضع را میتوان یکی از نشانههای ضعف در تصمیمگیری در بالاترین سطح سازمان دانست. طبیعی است که هریک از اعضای اوپک منافع ملی و سیاسی خود را باید دنبال کند، اما هنگامی که کشورها وارد سازمانی میشوند که بهصورت مشترک ایجاد کردهاند، قاعده این بوده است که این سازمان بتواند نقاط همکاری و ظرفیتهای مشترک آنها را تقویت کند، نه اینکه بر اختلافهای موجود بیفزاید. متأسفانه این موضوع همچنان تداوم دارد. بنابراین نباید اوپک بیش از این تضعیف شود و برای انتخاب دبیرکل پس از پایان دوره دبیرکل کنونی از اکنون باید در این زمینه بین کشورها مذاکره انجام شود.
موضوع دیگری که در بحث اصلاحات اوپک باید مورد توجه قرار گیرد، مسئله عضویت کشورهاست.
خروج یا نبودن برخی اعضا در اوپک موضوع تازهای نیست. در طول تاریخ سازمان، کشورهایی به عضویت درآمدهاند، پس از مدتی به دلایل مختلف، ازجمله ملاحظههای ملی، از آن خارج شده و برخی نیز دوباره به سازمان بازگشتهاند. در میان آنها کشورهای آفریقایی و حتی یک کشور آمریکای جنوبی نیز سابقه خروج و بازگشت داشتهاند. اندونزی نیز پس از خروج، بار دیگر به اوپک پیوست، اما بهطور خاص به دلیل کاهش تولید نفت این کشور و قرارنگرفتن آن در زمره کشورهای خالص صادرکننده نفت، عضویت خود را ادامه نداد. خروج قطر و امارات نیز از دیگر نمونههای این مسئله است، اما بهدلیل صادرکننده خالص نفت نبودن، نبوده است.
اگرچه خروج هریک از این کشورها میتواند بر حجم عرضه اوپک در بازار جهانی نفت تأثیر بگذارد، اما مسئله مهمتر از مقدار عرضه، حفظ هماهنگی میان اعضاست. اهمیت اوپک تنها در مجموع بشکههایی که کشورهای عضو تولید میکنند خلاصه نمیشود، بلکه نحوه رفتار آنها در عرصه جهانی و تصویری که از همکاری و انسجام خود ارائه میدهند، اهمیت بیشتری دارد. کشورهای عضو باید در بیرون از سازمان نیز بهعنوان مجموعهای همکار و هماهنگ دیده شوند، نه مجموعهای متفرق.
برای درک بهتر این موضوع، باید به سهم کنونی اوپک در تأمین تقاضای جهانی نفت نیز توجه کرد. در دورهای، این سازمان ۴۰ درصد تقاضای بازار جهانی را تأمین میکرد، اما بر اساس آخرین آمار منتشرشده (ماه اوت) سهم کشورهای عضو در اوضاع کنونی به حدود ۱۹.۴ درصد از مجموع تقاضای جهانی کاهش یافته است. در این میان، متأسفانه شماری از کشورهای عضو حجم تولید بسیار کمی نزدیک ۴۷ هزار بشکه در روز دارند، البته کشورهایی هم هستند که تا حدود چهار تا پنج برابر این رقم تولید میکنند؛ ازجمله دو کشور آفریقایی با تولید حدود ۲۱۷ هزار و ۲۷۵ هزار بشکه در روز وجود دارند که این مقادیر تولید بهتنهایی ارقام تعیینکنندهای در اقتصاد جهانی نفت به شمار نمیآیند.
درباره ائتلاف اوپکپلاس همین ملاحظه وجود دارد. به دنبال تصمیمی از سال ۲۰۱۶، اکنون ۱۰ کشور در کنار اعضای اوپک وارد چهارچوب همکاری ائتلاف اوپکپلاس شدند. اگر این ۱۰ کشور را هم در نظر گیریم، باز هم باید میان نام کشورها و وزن واقعی آنها در بازار نفت تفاوت قائل شد. برای نمونه، در میان این کشورها تولیدکنندگانی با تولید روزانه حدود ۶۵ هزار بشکه، ۲۱ هزار بشکه، ۹۰ هزار بشکه، ۱۰۱ هزار بشکه، حدود ۳۱۵ هزار بشکه و حدود ۴۵۰ هزار بشکه وجود دارند. هیچیک از این ارقام بهتنهایی در بازار جهانی نفت تعیینکننده نیستند، هرچند مجموع آنها میتواند رقم قابل توجهی ایجاد کند. اما تصمیم هریک از این کشورها هم اگر مستقل نباشد، وزن اهمیت آنها کاهش مییابد.
نکته اساسی این است که هریک از این ارقام، پشتوانه سیاست ملی کشور تولیدکننده را دارد و وزن سیاسی و اقتصادی کشورها نیز یکسان نیست. کشوری که روزانه ۴۵۰ هزار بشکه تولید میکند، الزاماً از همان ظرفیت تأثیرگذاری کشوری برخوردار نیست که تولید بسیار پایینتری دارد. همچنین کشوری با تولید ۲۱ هزار بشکه در روز نمیتواند به اندازه تولیدکنندگان بزرگ بر مواضع دیگر کشورها یا جهتگیریهای اوپک و یا اوپک پلاس اثر بگذارد. بنابراین، در ارزیابی ساختار اوپک و ائتلاف اوپکپلاس، تنها شمار اعضا کافی نیست و باید به مقدار واقعی تولید و سهم هر کشور در تأمین نیاز جهانی نفت نیز توجه شود.
از این منظر، اصلاحات مورد نیاز اوپک باید بهگونهای باشد که جایگاه این سازمان بهعنوان یکی از عرضهکنندگان تعیینکننده نفت جهان و نهادی برای همکاری میان تولیدکنندگان تقویت شود. اوپک همچنین باید بتواند با دیگر سازمانهای فعال در حوزه انرژی، حتی نهادهایی که در مقطعی با این مجموعه رویکردی متفاوت یا مخالف داشتهاند، همکاری کند. آژانس بینالمللی انرژی یکی از مهمترین نمونهها در این زمینه است.
اوپک از لحاظی فعالیت خود را با هدف مقابله با خسارتها و فشارهایی که شرکتهای بزرگ نفتی بر کشورهای تولیدکننده وارد میکردند، شکل گرفت و کشورهای عضو برای دفاع از منافع مشترک خود متحد شدند. این اتحاد نباید به تقابل با مصرفکنندگان نهایی منجر شود. درنهایت، مصرفکنندگان نفت، مردم کشورها هستند؛ چه در شرق و غرب جهان باشند و چه در شمال و جنوب و چه در کشورهای فقیر زندگی کنند یا کشورهای ثروتمند. بنابراین، منافع مصرفکنندگان نهایی نیز باید در سیاستگذاریهای این سازمان مورد توجه قرار گیرد. تحقق این هدف نیازمند تغییراتی جدی در نحوه تعامل اعضا با یکدیگر و بهویژه در نحوه بازتاب این همکاری در عرصه بیرونی است؛ بهگونهای که انسجام و همصدایی اعضا را نشان دهد.
آخرین نکتهای که در بررسی مسائل پیشروی اوپک باید مورد توجه قرار گیرد، به آینده انرژی و جایگاه نفت در سبد انرژی جهان بازمیگردد. اوپک یکی از سازمانهای بزرگ بینالمللی است که شمار قابل توجهی از کشورهای تولیدکننده نفت را در چهارچوبی مشترک گردهم آورده و برای هماهنگی میان آنها تلاش میکند. ازاینرو، آینده این سازمان نیز تا حد زیادی به تحولاتی وابسته است که در ساختار انرژی جهان در حال وقوع است.
اگر به تاریخ انرژی بازگردیم، پس از دوران طولانی استفاده از زغالسنگ، این منبع انرژی نقش مهمی در پیشرفت و صنعتیشدن بسیاری از کشورها ایفا کرد. پس از آن، نفت به مهمترین حامل انرژی تبدیل شد و همچنان نیز سهم قابل توجهی در اقتصاد، توسعه و روند صنعتیشدن کشورها دارد. بااینحال، ساختار انرژی جهان در حال تغییر است و توسعه منابع جدید انرژی که عموماً در قالب انرژیهای پاک یا تجدیدپذیر شناخته میشوند، میتواند در آینده جایگاه نفت را تحتتأثیر قرار دهد.
انرژی بادی، خورشیدی، زمینگرمایی، انرژی حاصل از امواج دریاها و اقیانوسها و همچنین انرژی ناشی از جزر و مد، گرمایش زمین از منابعی هستند که توسعه آنها در سالهای اخیر شتاب گرفته است. درنتیجه، نفت در آینده همچنان یکی از منابع انرژی جهان است، اما احتمالاً در کنار مجموعه متنوعتری از منابع انرژی قرار خواهد گرفت و نمیتواند جایگاه گذشته خود را صرفاً بر پایه مصارف سنتی حفظ کند.
در چنین شرایطی، صنعت نفت باید بتواند خود را با تحولات علمی و فنی جدید هماهنگ کند و در یک رقابت سالم با انرژیهای نو، ضمن کاهش آثار منفی محیط زیستی، کاربردهای جدیدی برای نفت ایجاد کند. نفت نباید فقط بهعنوان سوخت و برای مصارف سنتی کنونی در نظر گرفته شود، بلکه باید بتواند از طریق توسعه فناوری و صنایع پاییندستی و پتروشیمی، کاربردهای متنوعتر و ارزش افزوده بیشتری برای اقتصاد جهانی ایجاد کند.
طبیعی است که تحقق چنین هدفی تنها از عهده اوپک برنمیآید، اما این سازمان میتواند در این مسیر نقش پیشگام داشته باشد. اوپک بهعنوان نهادی متشکل از کشورهای تولیدکننده نفت میتواند زمینه همکاری میان اعضاء و سایر کشورها و سازمانهای علمی و فنی را برای شناخت تحولات آینده انرژی و سرمایهگذاری در فناوریهای جدید فراهم کند.
همچنین اوپک میتواند در برابر رفتارهای غیر اصولی در بازارهای غیرواقعی نفت، موسوم به بازارهای کاغذی نفت، نقش فعالتری ایفا کند. اهمیت این موضوع از آن جهت بیشتر شده است که معاملات کاغذی دیگر تنها به نفت خام محدود نیستند و به فرآوردههای نفتی و حتی گاز نیز گسترش یافتهاند. در حوزه انرژیهای پاک نیز نشانههایی از ورود گسترده این سازوکارهای مالی و معاملاتی دیده میشود.
بنابراین، اوپک برای حفظ جایگاه خود در آینده بازار انرژی، باید همزمان دو مسیر را دنبال کند: از سویی، خود را با تحولات علمی، فنی و ساختاری حوزه انرژی هماهنگ کند و از دیگر سو، در برابر سازوکارهایی که میتوانند بازار واقعی انرژی را تحتتأثیر بازارهای مالی و غیرواقعی قرار دهند، نقش مؤثرتری داشته باشد.
اوپک در طول ۶۶ سال فعالیت خود خدمات و تلاشهای قابل توجهی برای بازار جهانی نفت انجام داده و اتهامهای مختلفی نیز خارج از انصاف به این سازمان وارد شده است. بااینحال، واقعیت این است که اوپک برای حفظ جایگاه و قدرت خود، پیش از هر چیز باید از درون سازمان منسجمتر شود. اختلافات موردی و سیاسی داخلی کشورهای عضو نباید به اختلافهای بینالمللی در صحنه اوپک تبدیل شود تا این سازمان بتواند قدرت خود را داشته باشد و آن را تقویت کند.
حجتالله غنیمیفرد
تحلیلگر ارشد انرژی و رئیس پیشین بخش مطالعات نفت دبیرخانه اوپک






