استقلال - السد؛ سه گل و سه الگوی متفاوت

به گزارش پایگاه خبری خبرآنی، استقلال در شرایطی مقابل السد قرار گرفت که تصویر این تیم در سه هفته پایانی لیگ برتر، چندان شبیه تیمی نبود که بتواند در یک مسابقه آسیایی چنین نمایشی ارائه کند. افت در جریان بازی و کاهش کیفیت حملات و دشواری در رسیدن به موقعیت‌های جدی، نشانه‌هایی بود که در هفته‌های اخیر به چشم می‌آمد؛ اما در دیدار برابر السد، استقلال با جریان متفاوتی وارد زمین شد؛ جریانی که حاصل آن سه گل بود، اما ارزش آن فقط در عدد سه خلاصه نمی‌شود.

استقلال سه گل زد، اما مهم‌تر از آن، این سه گل را با یک الگوی تکراری به دست نیاورد. هر گل داستان تاکتیکی متفاوتی داشت؛ یک بار فشار از بالا، بار دیگر استفاده از فضا و در نهایت حمله‌ای با ساختاری متفاوت. این تنوع، شاید مهم‌ترین نشانه تغییر استقلال در این مسابقه بود.

گل اول؛ وقتی استقلال برای گل زدن، ابتدا توپ را از السد گرفت

اولین گل را باید از چند ثانیه قبل از رسیدن توپ به منطقه نهایی بررسی کرد. استقلال از بالا فشار آورد، اما این فشار صرفاً دویدن چند بازیکن به سمت صاحب توپ نبود. بازیکنان استقلال با شعاع حرکتی مناسب، همزمان فضای نزدیک و مسیرهای پاس را کنترل کردند و السد را به تصمیمی رساندند که استقلال انتظارش را داشت. این همان تفاوت میان «پرس» و «پرس مؤثر» است. در پرس مؤثر، هدف فقط تحت فشار قرار دادن بازیکن صاحب توپ نیست؛ هدف، محدود کردن انتخاب‌های اوست. استقلال در صحنه گل اول توانست همین کار را انجام دهد و توپ را در شرایطی به دست آورد که فاصله چندانی با دروازه السد نداشت.

به این ترتیب، گل اول بیش از آنکه حاصل یک حمله طولانی باشد، محصول یک تصمیم تاکتیکی بود: استقلال اجازه نداد السد از عقب زمین بازی را بسازد و خودش جریان بازی را به دست گرفت. نکته مهم‌تر این بود که استقلال پس از توپ‌گیری، برای استفاده از موقعیت به پاس‌های اضافه و گردش طولانی توپ احتیاج نداشت. فاصله کم میان محل بازپس‌گیری توپ و دروازه السد باعث شد انتقال از دفاع به حمله در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام شود. این همان چیزی است که در فوتبال مدرن از آن به عنوان «ترنزیشن مثبت» یاد می‌شود؛ لحظه‌ای که تیم بلافاصله پس از بازپس‌گیری توپ، از نامتعادل بودن ساختار دفاعی حریف استفاده می‌کند.

.

گل دوم؛ سحرخیزان، استفاده از فضا

اگر گل اول را باید محصول پرس دانست، گل دوم بیشتر از هر چیز درباره «فضا» است؛ اینجا نقش سعید سحرخیزان اهمیت پیدا می‌کند. سحرخیزان در استقلال بختیاری‌زاده فقط مهاجمی نیست که وظیفه‌اش در نهایت به گل زدن ختم شود. حرکت‌های او روی شکل دفاع حریف اثر می‌گذارد. مهاجم زمانی که به عمق می‌رود، به یک کانال حرکتی می‌کند یا مدافع را از منطقه‌اش خارج می‌کند، در واقع بخشی از ساختار دفاعی حریف را جابه‌جا می‌کند. به همین دلیل، حتی اگر سحرخیزان گل هم نمی‌زد، باز هم می‌شد حضور او را در شکل‌گیری حملات استقلال مهم دانست. او یکی از بازیکنانی است که استقلال می‌تواند حرکت‌های هجومی خود را حول او تنظیم کند؛ مهاجمی که با حضورش فضا تولید می‌کند و زاویه بدن مدافعان را تغییر می‌دهد.

.

سلاح بختیاری‌زاده در خط حمله شاید هنوز کاملاً از غلاف بیرون نیامده باشد، اما سحرخیزان نشان داد که ارزشش فقط در ضربه نهایی نیست. گل او بخشی از داستان بود؛ بخش مهم‌تر، تأثیری بود که حرکت‌هایش بر هندسه خط دفاعی السد گذاشت. در واقع استقلال در این صحنه به جای اینکه صرفاً تلاش کند توپ را به مهاجم برساند، از حرکت مهاجم برای باز کردن مسیر استفاده کرد. این تفاوت ظریفی است که کیفیت یک حمله را مشخص می‌کند. مهاجم در چنین ساختاری فقط «هدف پاس» نیست؛ بلکه خودش بخشی از فرآیند ایجاد موقعیت است.

گل سوم؛ یک استقلال با یک نسخه ثابت بازی نمی‌کند

اگر دو گل اول را به ترتیب می‌توان محصول فشار و استفاده از فضا دانست، گل سوم یک نکته دیگر را برجسته می‌کند: استقلال برای رسیدن به گل، الزاماً به یک نسخه ثابت وابسته نبود. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به تغییرات و جابجایی‌های بختیاری‌زاده نگاه کنیم. حضور روزبه چشمی در شرایطی که او در عرض و عمق زمین آزادی بیشتری برای تأثیرگذاری داشت، به استقلال کمک کرد تا در فاز مالکیت، شکل متفاوتی پیدا کند. چشمی فقط یک بازیکن برای پر کردن فضای میانی نبود؛ حضور او باعث شد استقلال در بعضی لحظات بتواند بین خطوط ارتباط بهتری ایجاد کند و توپ را با کیفیت بیشتری از منطقه میانی به یک‌سوم هجومی منتقل کند.

.

در چنین مسابقه‌ای، ارزش تغییرات مربی فقط در تعویض نفرات خلاصه نمی‌شود. مسئله اصلی این است که آیا تغییر یک بازیکن، ساختار تیم را هم تغییر می‌دهد یا خیر. استقلال برابر السد نشان داد که می‌تواند با تغییر جایگیری‌ها، ارتفاع بازیکنان و نحوه انتقال توپ، به شکل‌های متفاوتی به محوطه حریف نزدیک شود. این مسئله به‌خصوص مقابل تیمی مانند السد اهمیت دارد؛ تیمی که اگر فرصت پیدا کند بازی را در اختیار بگیرد، می‌تواند با مالکیت توپ و جابه‌جایی بازیکنان، حریف را عقب بنشاند. بنابراین استقلال باید علاوه بر حمله، برای لحظاتی که توپ را در اختیار ندارد نیز برنامه داشته باشد.

استقلال؛ این بار تیمی که بعد از حمله، از بازی خارج نشد

یکی از مشکلات استقلال در هفته‌های اخیر این بود که حتی زمانی که صاحب توپ می‌شد، حملاتش الزاماً به یک روند مستمر تبدیل نمی‌شد. تیم ممکن بود یک یا دو حمله داشته باشد، اما بین این حملات فاصله زیادی ایجاد می‌شد و دوباره بازی در اختیار حریف قرار می‌گرفت. برابر السد اما استقلال در دقایقی از مسابقه توانست پس از یک حمله، دوباره برای حمله بعدی آماده شود. این موضوع ارتباط مستقیمی با فاصله خطوط داشت. وقتی خط دفاع، هافبک‌ها و مهاجمان بیش از اندازه از یکدیگر دور نباشند، تیم بعد از از دست دادن توپ سریع‌تر می‌تواند فشار اولیه را وارد کند و دوباره مالکیت را پس بگیرد. در نتیجه، استقلال فقط با کیفیت نفراتش خطرناک نبود؛ بلکه در بعضی مقاطع با ساختار تیمی خود توانست السد را از ریتم مطلوبش خارج کند.

این موضوع البته به معنای بی‌نقص بودن استقلال نیست. السد در بخش‌هایی از مسابقه توانست فضاهایی میان خطوط پیدا کند و زمانی که استقلال پرس اول خود را از دست می‌داد، امکان پیشروی بیشتری به دست می‌آورد. این همان نقطه‌ای است که استقلال برای ادامه مسیر باید روی آن کار کند. تیمی که می‌خواهد در سطح آسیا موفق باشد، نمی‌تواند فقط به لحظات خوب خود متکی بماند؛ باید بتواند لحظات بد را هم کنترل کند.

تفاوت مهم؛ استقلال این بار از موقعیت‌هایش استفاده کرد

شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های این مسابقه با برخی بازی‌های اخیر استقلال، نسبت میان «موقعیت» و «بازده» بود. استقلال در هفته‌های گذشته گاهی برای ساختن یک موقعیت جدی، انرژی و زمان زیادی صرف می‌کرد، اما در مقابل السد هر زمان ساختار مناسبی برای حمله ایجاد کرد، توانست از آن استفاده کند. این موضوع فقط به کیفیت تمام‌کننده‌ها مربوط نمی‌شود. قبل از ضربه آخر، تصمیم‌گیری بازیکنان، سرعت انتقال توپ، نوع حرکت بدون توپ و انتخاب منطقه حمله همگی در کیفیت موقعیت نقش دارند.

استقلال , تیم فوتبال السد قطر , لیگ نخبگان آسیا , لیگ برتر فوتبال , سهراب بختیاری‌زاده ,

سه گل استقلال در واقع سه نشانه از همین مسئله بودند: توپ‌گیری در منطقه مناسب، استفاده از فضای ایجادشده و تغییر شکل حمله. وقتی تیمی بتواند با سه مسیر متفاوت به گل برسد، یعنی حریف نمی‌تواند تنها با خنثی کردن یک سلاح، تمام ظرفیت هجومی آن را از بین ببرد.

 بردی که ارزشش بیشتر از سه گل است

برد استقلال مقابل السد را نباید صرفاً با تعداد گل‌ها ارزیابی کرد. ارزش اصلی این مسابقه در این بود که استقلال برای دقایقی تصویری از تیمی ارائه کرد که مدت‌ها انتظارش از آن می‌رفت؛ تیمی با پرس هدفمند، انتقال سریع، حرکت بدون توپ و تنوع در حمله.سه گل، حاصل سه ایده متفاوت بود و همین مسئله مهم‌ترین نکته فنی مسابقه به حساب می‌آید. استقلال نشان داد اگر فاصله خطوط را کنترل کند، پرس را با پوشش مناسب انجام دهد و مهاجمانش را در ساختار حمله فعال نگه دارد، می‌تواند مقابل تیمی در سطح السد نیز موقعیت‌های باکیفیتی بسازد.

با این حال، یک مسابقه نمی‌تواند تمام مشکلات یک تیم را پاک کند. آزمون اصلی استقلال زمانی خواهد بود که همین کیفیت را در چند مسابقه متوالی تکرار کند؛ به‌خصوص در بازی‌هایی که حریف اجازه نمی‌دهد استقلال به‌راحتی پرس کند یا فضا برای انتقال سریع در اختیارش قرار نمی‌دهد. اگر بختیاری‌زاده بتواند همین تنوع را به یک ویژگی پایدار تبدیل کند، استقلال فقط صاحب یک برد پرگل نشده است؛ بلکه شاید به یک پاسخ مهم برای یکی از مشکلات اصلی خود رسیده باشد: اینکه چگونه می‌توان تیمی بود که برای گل زدن فقط به یک راه وابسته نباشد.

انتهای پیام/

منبع : تسنیم

آخرین خبر ها

پربیننده ترین ها

دوستان ما

گزارش تخلف

همه خبرهای سایت از منابع معتبر تهیه و منتشر می‌شود. در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.