به گزارش سرویسخبری فرهنگی خبرگزاری خبر آنی، سردار شهید محمود باقری فرمانده موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران بود که خرداد 1404 از طریق حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
سردار باقری از جمله نخبگانی بود که هدفش را از ابتدای جوانی میدانست. آن زمانی که رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف را به توصیه رفیقش حاج حسن طهرانی مقدم رها کرد و برای اینکه بتواند گرهی از کار صنعت موشکی باز کند برای گذراندن تحصیل در رشته نقشهبرداری به دانشگاه خواجه نصیر رفت.
«محمود باقری»، سالها فرماندهی بخش موشکی سپاه را بر عهده داشت و میان همرزمانش با عنوان «مهندس موشکی» شهرت داشت؛ وی از همکاران شهید طهرانی مقدم و شهید حاجیزاده در راهاندازی و پیشرفت صنعت موشکی ایران بود.
بین همه ویژگیهای اخلاقی شهید باقری، ولایتپذیری وی زبانزد بود، فرزند شهید باقری درباب ولایتپذیری وی میگوید: «پدرم با پوست و گوشت و استخوان ولایتپذیر بود و صرفاً میخواست کاری را انجام دهد که مورد تأیید آقاست. گاهی میپرسیدم پس عملیات وعده صادق بعدی کی قرار است انجام شود؟ میگفت: پسرم! من سرباز هستم و گوش به فرمان رهبری، به حضرت آقا گفتیم خیالتان از بابت بخش موشکی راحت باشد، روزی که ایشان دستور دهند صد در صد مأموریت را انجام میدهیم.»
پس از عملیات وعده صادق شهید باقری همراه شهید حاجیزاده از رهبر شهید انقلاب نشان فتح دریافت کرد.
در کتاب «مردی که نمیخواست دیده شود» نوشته مرضیه اعتمادی از مجموعه «آسمان دار» که توسط نشر شهید کاظمی منتشر شده، درباره دریافت نشان فتح از رهبر شهید انقلاب آمده است:
«آرزوی حسن آقا چه بود؟ مگر همین نبود که پای موشکهای ایرانی به پایگاههای آمریکا در منطقه و فراتر از آن به قلب سرزمین اشغالی باز شود و آرامش دشمن را به هم بزند؟ آن برق خوشحالی که بعد از پیروزی و سربلندی تیم موشکی در عملیات وعده صادق در چشمهای حاج محمود نشست نشان میداد که زحمات چند سالهاش به ثمر نشسته و وقت آن رسیده نفس راحتی بکشد و خیالش از بابت آینده موشکی ایران راحت باشد.
همان روزها نشان فتح را هم از دست حضرت آقا گرفت. یکی از بزرگترین افتخارات هر نظامی دریافت این نشان است. حاج محمود برای گرفتن چنین نشانی امتیازات زیادی داشت؛ عملیاتهای موفق، متعدد، توان رزمی بالای مجموعه و رزمایشهای موفق هر سالهای که به خوبی برگزار میکرد؛ گوشهای از این ویژگیها بود. خصوصیاتی که باعث شده بود حساب لوحهای افتخار و تندیسهای تشویقی مجموعه موشکی از دست برود و دیگر اولشدن و برگزیدهشدنشان در مناسبتهای مختلف، عادی شود و به چشمشان نیاید.
بچههای موشکی در تمام این سالها در وضعیت آمادهباش بودند. حاج محمود برای لحظه به لحظه مجموعه موشکی برنامه داشت. هیچوقت نیروهایش را از چرخه کار خارج و به حال خودشان رها نکرده بود. برگزاری رزمایشهای سنگین کار سادهای نبود و پیگیریها و آمد و شدهای زیادی داشت. حاج محمود هم که توی کار جدی و سختگیر بود و اهل کوتاه آمدن و چشمپوشی نبود برای همین بود که بچهها هر بار یک جنگ واقعی را با تمام دشواریهایش تجربه میکردند و برمیگشتند خانه. مجموعه موشکی دستش پر بود و همیشه برای برگزاری هر اقدامی، چه کوچک و چه بزرگ آمادگی لازم را داشت و این هنر حاج محمود بود.
حاج محمود هیچ وقت دنبال نشان فتح نبود، اما روزی که قرار بود برای گرفتن نشان به دیدار آقا، برود مثل پسربچهای دبستانی کیفش کوک بود. هر بار وقت دیدار خصوصی یا عمومی با آقا همین حال را داشت بیآنکه بگوید، راننده و محافظش از حالت چهره و رفتارش میفهمیدند که امروز قرار است برود بیت رهبری. اصلاً مگر شب و روز به عشق که میدوید؟ جز این بود که میخواست باری از دوش کشورش بردارد و به چشم فرماندهش بیاید و رضایت خدا را به واسطه دعای خیر او برای خودش بخرد؟ همیشه میگفت که فرمانده موشکی خود آقاست.
اما حالا که او از عملکردش راضی بود پس چرا این نشان فتح را مخفی میکرد؟ چرا به لباسش آویزان نمیکرد و گذاشته بودش توی کشو؟ کارش شبیه قهرمان المپیکی بود که مدال طلا گرفته بود اما روی سکو نمیرفت و ایستاده بود گوشه سالن و از دوربینها فراری بود؛ هرچند این رفتار از حاج محمود عجیب نبود به پسرش مهدی که ازش خواسته بود نشان را به لباسش آویزان کند گفته بود:« آدمهای زیادی در مجموعه هستند که از من برای دریافت این نشان مستحقترند.»
عادت داشت اسم خودش را از اول بردارد و بگذارد آخر صف؛ جایی که پشت به دوربین و بیرون از کادر بود؛ جایی که به چشم هیچ کس به جز خدا نمیآمد.»
اینکتاب با 87 صفحه منتشر شده است.
انتهای پیام/






