پایگاه خبری خبر آنی، گروه استانها - کوروش دیباج: از دور که به مسجد جامع عباسی نگاه میکنی، چیزی جز شکوه نمیبینی؛ دیوارهایی فیروزه ای و لاجوردی، نقشهایی که قرنهاست در قلب میدان نقش جهان ایستادهاند و کاشیهایی که انگار هنوز همانقدر استوارند که در روزهای نخست بر تن بنا نشسته بودند. اما چند ده متر بالاتر از سطح زمین، این تصویر بینقص ترک برمیدارد؛ جایی که بخشی از همین کاشیها دیگر آن اتصال مطمئن گذشته را ندارند و خطر جداشدن، از پشت این منظره باشکوه خود را نشان میدهد.
اینجا با چند کاشی شکسته یا رنگورورفته روبهرو نیستیم. پشت این سطح پرنقش، لایههایی از ملات گچ، کوبههای آجری و مصالحی قرار گرفته که در بخشهایی ضخامت آنها به حدود ۱۵ تا ۱۶ سانتیمتر میرسد؛ لایههایی که در طول زمان فرسایش، لرزهها، تنشهای وارده به بنا و فرونشست را تجربه کردهاند. در ایوان جنوبی نیز این بدنه کاشیکاری تا ارتفاع حدود ۳۰ متر بالا رفته است؛ ارتفاعی که کوچکترین مسئله در اتصال یک قطعه را به موضوعی جدیتر از یک آسیب ظاهری تبدیل میکند.
حالا قرار است بخشی از این بدنهها مرمت شود؛ اما مرمت در مسجد جامع عباسی فقط پایین آوردن کاشی، پاکسازی، ترمیم و نصب دوباره آن نیست. هر قطعه باید پیش از برداشت مستند شود، وضعیت اتصال آن شناخته شود و پس از انتقال به کارگاه، با توجه به شرایطش پاکسازی و مرمت شود. حتی تصمیمی مانند انتقال وزن کاشیها از روی سنگهای ازاره به ساختار اصلی بنا نیز به مسئله مسیر انتقال نیرو و ظرفیت بخش دریافتکننده بار گره میخورد.
این حساسیت زمانی معنای بیشتری پیدا میکند که بدانیم مسجد جامع عباسی بخشی از مجموعه میدان نقش جهان و یک اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو است؛ بنایی که در آن، یک کاشی تنها یک قطعه تزئینی نیست و جایگاه، نقش، رنگ و ارتباط آن با قطعات پیرامون، بخشی از شناسنامه معماری اثر را تشکیل میدهد.
حالا پرسش این است: چگونه میتوان کاشیهایی را که خطر جداشدگی دارند از خطر سقوط نجات داد، بدون آنکه خود مرمت به آسیبی تازه برای بدنه تاریخی تبدیل شود؟ پاسخ این پرسش را باید در روایت مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان و چهار متخصصی جستجو کرد که هرکدام از زاویهای متفاوت، از وضعیت موجود، اصول حفاظت، مسیر انتقال نیرو و ارزش تاریخی این کاشیها سخن میگویند.

جداشدگی بدنهها نتیجه یک عامل واحد نیست
جواد رحمتی، مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان، درباره وضعیت بدنههای کاشی مسجد جامع عباسی به سرویسخبری مهر میگوید: اولویت کنونی، انجام اقدامات اجرایی برای مرمت همین بدنههاست؛ بخشهایی که سطح گستردهای از بنا را پوشش میدهند و شرایط آنها نیازمند مداخله شده است.
وی ادامه میدهد: مطالعات انجامشده نشان داده است که ضخامت لایه تزئینات در بخشهایی از بدنه به حدود ۱۵ تا ۱۶ سانتیمتر میرسد. در این ساختار، حجم زیادی ملات گچ وجود دارد و در برخی قسمتها نیز کوبههای آجری به کار رفته است.
مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان عوامل مؤثر بر جداشدگی تدریجی این بدنهها را متعدد میداند و میگوید: گذشت زمان، فرسایش، لرزهها، تنشهای واردشده به بنا و همچنین فرونشست در شکلگیری وضعیت موجود نقش داشتهاند.
وی همچنین به فشار هوایی ناشی از انفجار در جریان تهاجم رژیم صهیونیستی آمریکایی به خاک ایران اشاره میکند و آن را عاملی در تشدید آسیبهای موجود میداند.
رحمتی ادامه میدهد: اگر برخی کاشیها در شرایط عادی ممکن بود طی مدت طولانیتری دچار جداشدگی شوند، این فشار موجب شد روند آسیب در برخی قسمتها شتاب بیشتری بگیرد و خطر جداشدگی زودتر خود را نشان دهد.
وی درباره نحوه اجرای عملیات مرمت نیز توضیح میدهد: پس از شناسایی بخشهای در معرض خطر، مستندنگاری انجام میشود. کاشیهای موردنظر پس از برداشت به کارگاه منتقل میشوند تا پاکسازی و در صورت نیاز مرمت شوند و سپس دوباره در محل خود نصب شوند.
مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان اضافه میکند: در مواردی که کاشیها شکسته یا نیازمند تکمیل باشند، عملیات مرمتی در کارگاه انجام خواهد شد.
به گفته رحمتی، فرآیند برداشت و بازگرداندن کاشیها باید بر اساس مستندات انجام شود تا قطعات پس از مرمت در جای خود قرار گیرند.
وی درباره یکی دیگر از محورهای عملیات نیز میگوید: هدف این است که وزن کاشیها تا حد امکان از روی سنگهای ازاره برداشته و به ساختار اصلی بنا منتقل شود. این اقدام برای کاهش فشار واردشده به سنگهای آسیبدیده ازاره اهمیت دارد.

جداشدگی کاشی یک آسیب منفرد نیست
سینا وحدتی، کارشناس ارشد مرمت تزئینات وابسته به معماری و متخصص حفاظت میراث جهانی و مدیریت ریسک آثار تاریخی، جداشدگی کاشی را موضوعی میداند که نباید به صورت یک آسیب منفرد بررسی شود.
وی در گفتگو با سرویسخبری مهر توضیح میدهد: کاشی بخشی از یک سامانه متشکل از لایههای تزئینی، ملات، بستر معماری و سازه است و هر تغییر در یکی از این اجزا میتواند بر اجزای دیگر اثر بگذارد.
وحدتی تأکید میکند:در چنین شرایطی، نخستین اصل، شناخت دقیق وضعیت موجود است. پیش از برداشت کاشی باید مشخص شود قطعه در چه وضعیتی قرار دارد، اتصال آن چگونه است، چه میزان از بستر خود فاصله گرفته و آیا آسیب فقط در سطح تزئینات باقی مانده یا به لایههای زیرین نیز رسیده است.
به گفته این متخصص حفاظت میراث جهانی و مدیریت ریسک آثار تاریخی، مستندنگاری پیش از مداخله یک اقدام اداری نیست، بلکه بخشی از فرآیند حفاظت محسوب میشود.
از نظر وی، اطلاعات مربوط به وضعیت قطعه پیش از برداشت باید ثبت شود تا مبنای تصمیمگیری در مراحل بعدی قرار گیرد.
وحدتی بر اصل حداقل مداخله در مسجد جامع عباسی تأکید دارد و میگوید: اگر قطعهای امکان حفظ در جای خود را داشته باشد، جدا کردن آن نباید نخستین گزینه باشد. با این حال، در نقاطی که خطر سقوط وجود دارد، ضرورت مقابله با از دست رفتن مصالح تاریخی و تأمین ایمنی، مداخله را ضروریتر میکند.
وی با اشاره به ارتفاع زیاد بخشهایی از کاشیکاری مسجد میافزاید: در چنین شرایطی، سقوط حتی یک قطعه میتواند علاوه بر آسیب به خود اثر، برای بازدیدکنندگان و کارکنان نیز خطر ایجاد کند.
وحدتی تاکید میکند: کار مرمت با بازگرداندن کاشی به دیوار تمام نمیشود و پس از پایان عملیات نیز باید پایش دورهای، شناسایی نقاط بحرانی و ثبت تغییرات ادامه داشته باشد. وضعیت بدنه باید پس از مداخله نیز مورد بررسی قرار گیرد.

مسیر انتقال نیرو باید پیش از جابهجایی بار شناخته شود
مهدی پورنیازی، متخصص سازه و آسیبشناسی بناهای تاریخی به سرویسخبری مهر میگوید: در یک بنای تاریخی نمیتوان وزن و رفتار لایههای تزئینی را از بستر معماری آنها جدا کرد. هر لایه بخشی از بار خود را به لایه زیرین منتقل میکند و تغییر در این مسیر میتواند وضعیت موجود را دگرگون کند.
وی درباره جلوآمدگی سنگهای ازاره میافزاید: این مسئله نباید صرفاً یک تغییر ظاهری تلقی شود. اگر سنگی در طول زمان چند سانتیمتر از موقعیت اولیه خود خارج شده باشد، باید مشخص شود این جابهجایی ناشی از چه فرآیندی است و آیا در پشت آن، تغییرات دیگری در بدنه یا بستر وجود دارد یا خیر.
این متخصص سازه و آسیبشناسی بناهای تاریخی تأکید میکند: در یک بنای تاریخی، عدد بهتنهایی تعیینکننده نیست و رابطه آن عدد با ساختار بنا اهمیت دارد. بنابراین میزان جابهجایی سنگ ازاره باید در ارتباط با وضعیت کلی بدنه و بستر آن بررسی شود.
وی انتقال بار کاشیها از روی سنگهای ازاره به ساختار اصلی بنا را اقدامی قابل توجه میداند، اما تأکید میکند: چنین تصمیمی باید بر اساس شناخت دقیق مسیر انتقال نیرو انجام شود.
پورنیازی یادآور میشود: اگر قرار باشد باری از یک بخش برداشته و به بخش دیگری منتقل شود، باید ظرفیت بخش دریافتکننده و پیامدهای این تغییر نیز بررسی شود. به همین دلیل، صرف تغییر محل تحمل بار برای حل مسئله کافی نیست و مسیر جدید انتقال نیرو باید شناخته شود.

هر کاشی در جای خود بخشی از نظام معماری بناست
علیرضا جعفری زند، باستانشناس و متخصص تاریخ معماری صفوی و تزئینات معماری، ارزش کاشیهای مسجد جامع عباسی را فراتر از جنبه بصری آنها میداند و به سرویسخبری مهر میگوید: کاشیهای این مسجد بخشی از یک نظام معماری هستند که در آن رنگ، نقش، کتیبه، قاببندی و ساختار بنا در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا میکنند.
وی تأکید میکند: هر قطعه کاشی هم ارزش مستقل دارد و هم ارزش آن به جایگاهش در مجموعه وابسته است. از همین رو، زمانی که قطعهای از بدنه جدا میشود، لازم است موقعیت دقیق آن، ارتباطش با قطعات اطراف و ویژگیهای نقش و رنگ آن ثبت شود.
این باستانشناس و متخصص تاریخ معماری این اطلاعات را برای بازگرداندن قطعه به جای درست خود و جلوگیری از خطا در آینده ضروری میداند.
وی تأکید میکند: مرمت نباید به بازسازی ظاهری محدود شود. اگر قطعهای قدیمی قابل حفظ باشد، ارزش تاریخی آن با یک قطعه تازه قابل جایگزینی نیست.
جعفری زند میافزاید: حتی تفاوتهای جزئی میان مصالح جدید و قدیمی میتواند برای مطالعه تاریخ بنا اهمیت داشته باشد. به همین دلیل، استفاده از مصالح جدید باید حسابشده و تا حد امکان محدود باشد.
وی ادامه میدهد:حساسیت درباره مسجد جامع عباسی از این جهت دوچندان است که این بنا بخشی از مجموعه میدان نقش جهان است؛ مجموعهای که ارزش آن در مقیاس جهانی به رسمیت شناخته شده است.

مرمت کاشیها؛ میان ضرورت مداخله و حفظ مصالح تاریخی
آنچه از مجموعه دیدگاههای مطرحشده درباره بدنههای کاشی مسجد جامع عباسی برمیآید، این است که هر مرحله از مداخله به مرحله دیگری وابسته است؛ از شناسایی و مستندنگاری قطعهای که در معرض خطر قرار دارد تا نحوه برداشت، انتقال به کارگاه، پاکسازی، مرمت و نصب دوباره آن.
در کنار این دیدگاهها، ارتفاع حدود ۳۰ متری کاشیکاری ایوان جنوبی، ضخامت ۱۵ تا ۱۶ سانتیمتری لایه تزئینات، وجود ملات گچ و کوبههای آجری، وضعیت سنگهای ازاره و عوامل مؤثر بر آسیب، ابعاد فنی عملیات را مشخص میکند.
مرمت این بدنهها در حالی انجام میشود که برنامه اولیه پایان عملیات تا پایان شهریورماه تعیین شده، اما به دلیل حساسیت کار احتمال تمدید زمان وجود دارد. در نهایت، آنچه در اظهارات کارشناسان مشترک است، ضرورت شناخت دقیق وضعیت موجود، مستندنگاری، مداخله متناسب با خطر، توجه به مسیر انتقال نیرو، محدود کردن استفاده از مصالح جدید و ادامه پایش پس از پایان عملیات است؛ مجموعهای از ملاحظات که قرار است در فرآیند مرمت، هم خطر جداشدگی را کنترل کند و هم امکان حفظ مصالح و شواهد تاریخی مسجد جامع عباسی را افزایش دهد.






