با گذشت شش ماه از تجاوز علیه ایران، درگیریها به یک باتلاق فرسایشی و خودساخته بدون اهداف روشن، بدون راهبرد مشخص و بدون هیچ افقی برای پایان تبدیل شده است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما از نیویورک، به نقل از روزنامه نیویورکتایمز، با گذشت شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران، درگیریها به یک باتلاق فرسایشی و خودساخته بدون اهداف روشن، بدون راهبرد مشخص و بدون هیچ افقی برای پایان تبدیل شده است؛ وضعیتی که دونالد ترامپ—رئیسجمهوری که با شعار پایان دادن به «جنگهای ابدی» به قدرت رسید—را در برزخی خستهکننده میان نبرد تمامعیار نظامی و صلح واقعی گرفتار ساخته است.
ترامپ اخیراً با انتشار تصویری تبلیغاتی با پسزمینه ناو هواپیمابر و جنگندهها، با مقایسه خود با جورج دبلیو بوش و الصاق نشان «ماموریت انجام شد ۲۰۲۶» ادعای پیروزی کرد؛ ادعایی که در عمل فرسنگها با واقعیت میدانی فاصله دارد. ترامپ از یک سو به دلیل هراس از پیامدها و واکنشهای متقابل، تمایلی به ازسرگیری بمبارانهای همهجانبه ندارد و از سوی دیگر نتوانسته توافقی با شرایط مدنظر خود برای پایان جنگ دستوپا کند. ریچارد هاس، مدیر پیشین برنامهریزی سیاستگذاری در وزارت امور خارجه آمریکا، این نبرد را یک فاجعه تمامعیار توصیف و تصریح کرد: «این یک شکست مفتضحانه است؛ ترامپ میتواند ادعای ماموریت انجامشده کند و مانند همیشه به دنبال ساختن واقعیت جعلی باشد، اما باوراندن آن ناممکن است. هیچ نشانهای وجود ندارد که ثابت کند وضعیت ما بهتر شده یا این جنگ ارزش هزینههایش را داشته است».
این رسانه آمریکایی اضافه کرد: ترامپ در حالی مدعی است تنگه هرمز باز بوده و نیازی به مذاکره با تهران ندارد که در واقعیت، تنگه هرمز همچنان آبراهی ناامن و متشنج با کسری شدید تردد نسبت به دوران پیش از جنگ است و بازار جهانی انرژی را در التهاب نگه داشته است. با وجود آنکه حامیان سرسخت جنگ مانند مارک دابوویتز، مدیر اجرایی اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها ($FDD$)، و ویکتور دیویس هنسون از موسسه هوور استنفورد، مدعیاند ترامپ با اعمال راهبرد موسوم به «مار آناکوندا» و حفظ فشار مستمر اقتصادی بدون درگیر شدن در جنگ بزرگ در حال مهار تهران است، کارشناسان برجسته منطقه این رویکرد را بیبرنامه و شتابزده ارزیابی میکنند. استیون کوک، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی، تاکید کرد: «عملیات خشم حماسی نماد واقعی شخصیت ترامپ است؛ اقدامی جسورانه، اما از سر بیدقتی، بدون آمادگی و پیشبرد جنگ بر اساس هوسهای آنی و لفاظیهای توخالی».
این روزنامه با بررسی کارنامه ششماهه جنگ نشان میدهد که شکست و بنبست این نبرد در پنج شاخص کلیدی متبلور شده است؛ جایی که بر اساس نظرسنجی ایپسوس، ۶۳ درصد از مردم آمریکا در برابر تنها ۳۱ درصد موافق با جنگ مخالفت کردهاند که یادآور دوران سیاه جنگ ویتنام است، میانگین تردد روزانه کشتیها از تنگه هرمز از ۱۳۰ فروند در دوران پیش از نبرد به تنها ۱۲ فروند سقوط کرده، میانگین قیمت هر گالن بنزین در آمریکا با افزایشی ۱.۱۰ دلاری به ۴.۰۹ دلار رسیده، ۱۸ نظامی ارتش این کشور جان خود را از دست دادهاند و در نهایت، طبق برآورد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، ذخایر راهبردی موشکهای پدافندی پاتریوت ارتش آمریکا با افتی بحرانی از ۲۳۳۰ فروند به تنها ۷۵۹ فروند کاهش یافته است.
نیویورکتایمز با اشاره به تحقق نیافتن اهداف اولیه تصریح کرد: برخلاف ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر نابودی توان نظامی ایران، ارتش ایران همچنان قدرت حمله به پایگاههای آمریکا و متحدان منطقهای را حفظ کرده، سقوط حاکمیتی رخ نداده، گروههای مقاومت تضعیف شده، اما فعال ماندهاند و برنامه هستهای پابرجا باقی مانده است. سناتور جک رید، عضو ارشد دموکرات در کمیته نیروهای مسلح سنا، تاکید کرد: «ترامپ آمریکا را در شکست سیاست خارجی با پیامدهایی تاریخی گرفتار کرده و پس از شش ماه حتی یکی از اهداف محقق نشده است». ریچارد هاس نیز با مقایسه این نبرد با حمله ۲۰۰۳ به عراق یادآور شد که به شکلی متناقض، خروجی هر دو جنگ به نفع تهران تمام شده و با تثبیت توانایی ایران در بستن شریانهای انرژی جهان، ایران ذینفع راهبردی هر دو درگیری بوده است.
نیویورکتایمز در پایان با اشاره به ابعاد تاریخی این بحران و چشمانداز آینده یادآور میشود که برت مکگورک، مشاور ارشد خاورمیانه در دولتهای بوش، اوباما، ترامپ و بایدن، ادعای واشنگتن درباره پیروزی را کاملاً باطل دانسته و تصریح کرده است: «ترامپ در اعلام پیروزی کاملاً در اشتباه است، زیرا اهداف اعلامی محقق نشدهاند. شش ماه در تحولات خاورمیانه یک چشمبرهمزدن است و این جنگ نیز همانند بسیاری از نزاعهای تاریخی پایانی تمیز و مشخص نخواهد داشت، بلکه صرفاً موازنه و مزیتها را در یک رقابت فرسایشی تغییر میدهد و هنوز برای تعیین نتیجه نهایی بسیار زود است».






