ترامپ به تنهایی در حال نابودی محافظه‌کاری جهانی است

روزنامه محافظه کار دیلی تلگراف در انگلیس نوشت: ترامپ به تنهایی در حال نابودی محافظه‌کاری جهانی است و رئیس‌جمهور آمریکا این حس را ایجاد کرده که بهتر است دشمن آمریکا باشیم تا دوست آن.

ترامپ به تنهایی در حال نابودی محافظه‌کاری جهانی است

   به گزارش سرویس بین الملل خبرآنی، از لندن، روزنامه راستگرای دیلی تلگراف در انگلیس، در تحلیلی نوشت:" همانطور که همه‌پرسی ایسلند نشان می‌دهد، ترامپ ناخواسته اتحادیه اروپا را از فراموشی ژئوپلیتیکی نجات داده است. آن‌ها چه فکری می‌کنند؟ چرا ایسلندی‌ها، که از ثروتمندترین، شادترین و آزادترین مردم جهانند، در حال بحث در مورد از سرگیری یا عدم از سرگیری مذاکرات الحاق با اتحادیه اروپایند؟

آن جزیره سیاه و سرد، با جمعیتی به اندازه محله کرویدون در جنوب لندن، روز شنبه همه پرسی برگزار می‌کند. احزاب حاکم برای رأی مثبت مبارزه می‌کنند، در حالی که مخالفان راست‌گرا، به همراه برخی از احزاب چپ افراطی، رأی منفی می‌دهند. نظرسنجی‌ها در حال حاضر برتری باریک، اما مداومی را برای طرف طرفدار الحاق نشان می‌دهند.

درست است، این رأی‌گیری در مورد مذاکره است تا پیوستن، اما هنوز یک تمرین عجیب است. ایسلندی‌ها برای دیدن این که اتحادیه اروپا چگونه است، نیازی به همه پرسی ندارند. آن‌ها می‌توانند همین حالا این کار را انجام دهند. خطر این است که اگر آن‌ها به نفع خود رأی دهند، رهبران اروپا دوست آن‌ها بلافاصله برای هماهنگ کردن معیار‌های خود در انتظار عضویت کامل اقدام خواهند کرد.‌

می‌توانید ببینید که چرا اتحادیه اروپا می‌خواهد ایسلند به آن بپیوندد. تولید ناخالص داخلی سرانه در آن جا بسیار بالاتر از اتحادیه اروپاست، به این معنی که ایسلند یک کمک‌کننده بزرگ به بودجه خالص خواهد بود. مناطق ماهیگیری آن، برخلاف آب‌های خالی اروپا، جزو بهترین مناطق مدیریت‌شده در کره زمین است. پیوستن یک کشور ثروتمند غربی پس از برگزیت (جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا)، یک تقویت روحیه مهم خواهد بود.

اما چه سودی برای ایسلند دارد؟ چرا کشوری با یکی از قدیمی‌ترین سنت‌های پارلمانی در کره زمین، خود را تابع قوانین اتحادیه اروپا می‌کند - به‌ویژه زمانی که آن کشور از طریق منطقه اقتصادی اروپا به بازار‌های اتحادیه اروپا دسترسی کامل دارد؟ ایسلند پیش از این، پس از سقوط بانکی سال ۲۰۰۸، یک بار دیگر عضویت را بررسی کرد. اما تا سال ۲۰۱۵، مشخص شد که اقتصاد ایسلند به طرز چشمگیری نسبت به اتحادیه اروپا بهبود یافته است و درخواست پس گرفته شد. چه چیزی تغییر کرده است؟

دو کلمه: دونالد ترامپ: ایسلند ارتش ندارد. امنیت آن به ناتو و پیمان دفاعی دوجانبه سال ۱۹۵۱ با ایالات متحده متکی است. این توافق به خوبی به هر دو طرف خدمت کرده است و کنترل غرب بر خطوط دریایی اقیانوس اطلس را تضمین می‌کند و در عین حال حاکمیت ایسلند را نیز تضمین می‌کند.

دست‌اندازی ناشیانه ترامپ به گرینلند - که سرزمین آن چنان وسیع است که همزمان در شمال، جنوب، شرق و غرب ایسلند قرار دارد - برخی از ایسلندی‌ها را عصبی کرد. اگر متحد آمریکایی آن‌ها نه قهرمان آزادی، بلکه یک قلدر انتقام‌جو از آب درآید، چه؟ اروپادوستان محلی که مانند هر کشوری، در میان طبقه سیاسی، بیش‌تر از جمعیت عمومی‌اند، فرصت را غنیمت شمردند و خواستار همه‌پرسی فوری شدند.

باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا ایسلندی‌ها در دام اتحادیه اروپا می‌افتند یا خیر. با این حال، این نخستین باری نیست که ترامپ به چشم‌انداز انتخاباتی راست سنتی آسیب رسانده است. بلوک محافظه‌کار دانمارک در نظرسنجی‌ها پیشتاز بود و پیروزی‌های قابل توجهی در شهرداری‌ها کسب می‌کرد - تا اینکه دوباره درخواست ارضی تهاجمی ترامپ در مورد گرینلند، که تحت حاکمیت دانمارک است، مطرح شد. دولت سوسیالیست لحظه خود را تشخیص داد و بلافاصله یک نظرسنجی برگزار کرد. دانمارکی‌ها به پرچم پیوستند و چپ‌ها دوباره انتخاب شدند.

ترامپ به تنهایی در حال نابودی محافظه‌کاری جهانی است. احزابی که به طور سنتی طرفدار آمریکا بوده‌اند، هر چقدر هم که از شخص او فاصله بگیرند، به دلیل وابستگی به او لکه‌دار می‌شوند.

افراطی‌ترین نمونه، کانادا بود که قبل از تهدید‌های الحاق او، محافظه‌کاران در نظرسنجی‌ها ۲۰ درصد جلوتر بودند. سپس درخواست‌هایی مبنی بر تبدیل کانادا به یک ایالت آمریکا مطرح شد، درخواست‌هایی که با تحریم‌های تجاری پشتیبانی می‌شدند. مدافعان ترامپ گاهی اوقات می‌گویند که کل ماجرای " ایالت پنجاه و یکم" فقط کمی شوخی است، اما متحدان کانادایی ما این طور فکر نمی‌کردند یا نمی‌کنند. ترامپ قرارداد تجاری - قراردادی که او اصرار داشت برای جایگزینی با قرارداد پیشین مذاکره کند، قراردادی که او آن را " منصفانه‌ترین، متعادل‌ترین و سودمندترین توافق تجاری که تا به حال به قانون تبدیل کرده‌ایم" می‌نامید - پاره کرد تا تعرفه‌هایی را بر صادرات کانادا اعمال کند. تأثیر این موضوع بر حزب محافظه‌کار کانادا، حزب طرفدار آمریکا، حزبی که لاس زدن شرم‌آور پیر ترودو با کوبا را محکوم کرده بود، فاجعه‌بار بود. مهم نبود که رهبر آن ها، پیر پوالیور برجسته، پاسخی منطقی‌تر به این تهدید، یعنی فراوانی انرژی و تاب‌آوری اقتصادی، پیشنهاد می‌کرد. مردمی که در محاصره‌اند، منطقی فکر نمی‌کنند. آن‌ها علیه متجاوز متحد می‌شوند. آن‌ها از رئیس جمهور وقت حمایت می‌کنند.

تنها کاری که مارک کارنی باید انجام می‌داد این بود که مردانه نگاه کند، چشمانش را تنگ کند و حرف‌های تکراری و عوام پسند بزند که کانادا هرگز به ایالت آمریکا تبدیل نخواهد شد. این حرف‌ها او را در انتخابات سال گذشته به پیروزی رساند. اکنون، هر زمان که حمایت از او کم می‌شود، ترامپ با مجموعه‌ای دیگر از پیشنهاد‌های تهاجمی از راه می‌رسد تا دوباره او را سرحال کند.

تأثیر ترامپ حتی در سراسر اقیانوس آرام نیز گسترش یافت. انتخابات سال گذشته استرالیا که رقابتی تنگاتنگ بود، به پیروزی قاطع حزب کارگر تبدیل شد و پیتر داتون، رهبر راست‌گرا، کرسی خود را از دست داد. ترامپ عامل اصلی نبود. اما، مانند هر جای دیگر، احزابی که از نظر تاریخی طرفدار آمریکا بودند، شکست خوردند و کاری از دستشان برنیامد.

تأثیر ترامپ یکسان نیست. او در کشور‌هایی که سنت‌های خود را در حکومت‌های قدرتمند دارند، آسیب کم تری به محافظه‌کاران وارد می‌کند. به عنوان مثال، چندین کشور آمریکای لاتین، روسای جمهور راست‌گرا را با سیاست‌های طرفدار امنیت و ضد مهاجرت انتخاب کرده‌اند. با این حال، در مکزیک که بیش‌ترین آسیب را از تعرفه‌های ترامپ دیده است، چنین نیست و در نتیجه، کلودیا شینباوم، رئیس جمهور چپ افراطی، شاهد افزایش محبوبیت خود بود.

تأثیر ترامپ بر دموکراسی‌های لیبرال غربی قوی‌ترین است. او این حس را ایجاد کرده است که بهتر است دشمن آمریکا باشیم تا دوست آن، زیرا دشمنانش را می‌خرد و دوستانش را می‌فروشد. او هرگز یک بار هم درباره ولادیمیر پوتین آن طور که درباره کانادایی‌ها، نروژی‌ها، کره جنوبی‌ها و دیگر شرکای قدیمی‌اش صحبت می‌کند، صحبت نکرده است. به طور مشابه، در این کشورها، احزابی که در طول درگیری‌های فراوان شانه به شانه ایالات متحده ایستادند و پس از یازده سپتامبر قوی‌ترین حمایت را از خود نشان دادند، به دلیل این نزدیکی مجازات می‌شوند؛ که ما را به طنز نهایی می‌رساند. ترامپ که دهه‌ها حسن نیت دیپلماتیک انباشته شده را سوزانده و با سیاست‌های تجاری دیوانه‌وار خود بی‌جهت هزینه‌های زندگی را افزایش داده، اکنون در حال نابودی جناح راست در بزرگ‌ترین دموکراسی غربی، یعنی ایالات متحده، است".

آخرین خبر ها

پربیننده ترین ها

دوستان ما

گزارش تخلف

همه خبرهای سایت از منابع معتبر تهیه و منتشر می‌شود. در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.