به گزارش پایگاه خبری خبرآنی، سپاهان در هفته دوم لیگ برتر با نتیجه 2 بر صفر به تراکتور باخت تا بار دیگر این تصور در اذهان تداعی شود که محرم نویدکیا بازیهای بزرگ را میبازد، اما واقعیت این است که فوتبال این روزها بیشتر از نکات کلی، بر لحظات و البته تسلط بر آنها اهمیت پیدا میکند. اشتباه در یک لحظه از سوی مدافع و توأم شدن آن با اشتباه محاسباتی و ناشیانه دروازهبان، رفتن برای جبران گل خورده و نداشتن یک ساختار دفاعی در زمان حمله میتواند هر تیمی را زمینگیر کند.
سپاهان در خانه مالکیت بیشتری داشت، بازی را بهتر آغاز کرد و در بخشهایی از مسابقه توانست جریان بازی را در اختیار بگیرد، اما در نهایت این تراکتور بود که با استفاده بهتر از لحظات تعیینکننده، نقش جهان را با سه امتیاز ترک کرد. اشتباه عجیب بیرانوند در پاس به مدافعان خودی که نصیب لیموچی شد و از دست رفتن آن میتواند نشان از عدم آمادگی ذهنی سپاهانیها با وجود بازی مناسب باشد اما تراکتوریها مترصدتر برای گلزنی بودند.
دو گل تراکتور، دو داستان متفاوت داشتند؛ اولی بیش از هر چیز محصول یک اشتباه فردی فاحش بود و البته در امتداد یک اشتباهی گروهی از خط دفاعی و دومی نمود روشنتری از مشکلی بود که میتوان آن را در مفهوم Rest Defense یا ساختار دفاعی پشت حمله و کیفیت انتقال منفی سپاهان جستوجو کرد که قبل از این گل یکی دوبار دیگر هم اتفاق افتاد. این موضوع خصوصا بعد از خوردن گل و برای جبران گلها در فوتبال ما عمدتا مغفول باقی مانده است.

شاید مهمتر از خود دو گل، یک سؤال تاکتیکی باشد: چرا تیمی که مالکیت بیشتری دارد، در لحظه از دست دادن توپ آمادگی لازم برای دفاع از حمله خودش را ندارد؟ این، شاید مهمترین درس فنی دیدار سپاهان و تراکتور باشد.
مالکیت بیشتر، الزاماً به معنای کنترل بیشتر نیست. سپاهان در این مسابقه تیمی نبود که از نظر ساختار و نظم کاملاً بیبرنامه باشد. اتفاقاً برعکس؛ در بخش قابل توجهی از مسابقه، تیمی منظم و صاحب ایده دیده شد که تلاش میکرد بازی را با مالکیت و گردش توپ کنترل کند. فوتبال مدرن اما تنها به این نمیپردازد که تیم در زمان مالکیت چه میکند. مسئله مهمتر این است که وقتی مالکیت از دست میرود، تیم در چه وضعیتی قرار دارد.این همان نقطهای است که مفهوم Rest Defense یا ساختار دفاعی مناسب یک تیم در زمان حمله اهمیت پیدا میکند.
Rest Defense به زبان ساده، ساختاری است که یک تیم هنگام حمله برای محافظت از خود برابر ضدحمله حریف به کار میگیرد. یعنی حتی وقتی تیم در حال حمله است، بازیکنان باید به گونهای قرار گرفته باشند که اگر توپ از دست رفت، تیم بتواند بلافاصله واکنش نشان دهد.در واقع، تیم نباید برای دفاع کردن بعد از لو رفتن توپ از صفر شروع کند. مدافعان، هافبکها و بازیکنان نزدیک به توپ باید از قبل در موقعیتی باشند که بتوانند انتقال حریف را کند یا متوقف کنند.

انتقال منفی؛ لحظهای که ذهن باید تغییر کند
در فوتبال معمولاً درباره انتقال مثبت، یعنی حرکت از دفاع به حمله، صحبت زیادی میشود اما انتقال منفی، یعنی لحظهای که تیم توپ را از دست میدهد و باید از حمله به دفاع برگردد، به همان اندازه و شاید در برخی مسابقات حتی تعیینکنندهتر است. تیمی که انتقال مثبت خوبی دارد، میتواند موقعیت بسازد، اما اگر انتقال منفی مناسبی نداشته باشد، همان ساختار هجومی میتواند به نقطه ضعفش تبدیل شود زیرا بازیکنانی که تا یک ثانیه قبل در حال حمله بودند، ناگهان باید مدافع شوند.
در صحنه منتهی به گل دوم تراکتور، اگر فرارهای مهاجمان این تیم را در لحظات حمله سپاهان مرور کنیم، میتوان به مسئله مهم عدم آمادگی ذهنی سپاهانیها برای تغییر وضعیت از حمله به دفاع پی برد. اینجا دیگر فقط تاکتیک مطرح نیست؛ ذهنیت نیز وارد بازی میشود.
بازیکن باید در لحظه از دست دادن توپ، تقریباً بدون مکث تصمیم بگیرد که آیا باید پرس کند، مسیر پاس را ببندد، عقبنشینی کند یا فضای مشخصی را پوشش دهد. اگر این تصمیمگیری با تأخیر همراه شود، فاصلهای چند متری ایجاد میشود که در فوتبال سطح بالا میتواند به یک موقعیت گل تبدیل شود. به همین دلیل است که میتوان گفت؛ از دست دادن توپ یک اتفاق است؛ غافلگیر شدن پس از از دست دادن توپ، یک مشکل تاکتیکی و ذهنی است.
گل اول؛ بیشتر اشتباه فردی تا ضعف تاکتیکی. در تحلیل دو گل تراکتور باید منصف بود و آنها را در یک دسته قرار نداد. گل اول بیش از آنکه حاصل یک طراحی تاکتیکی پیچیده از سوی تراکتور باشد، محصول اشتباه فاحش دروازهبان و خط دفاعی سپاهان بود. چنین اشتباهاتی در فوتبال رخ میدهد و نمیتوان هر گل دریافتشده را به ضعف ساختار تیمی نسبت داد.
نکته اما اینجاست که حتی اشتباه فردی هم در خلأ رخ نمیدهد. فضای ذهنی و ساختار تیم در لحظهای که توپ از دست میرود، میتواند میزان خطر یک اشتباه را افزایش یا کاهش دهد. اگر تیم بهخوبی سازمان پیدا کرده باشد، ممکن است یک اشتباه فردی با پوشش سایر بازیکنان جبران شود ولی اگر تیم همزمان از نظر ذهنی و موقعیتی برای انتقال منفی آماده نباشد، یک اشتباه کوچک میتواند خیلی سریع به یک موقعیت بزرگ تبدیل شود. بنابراین درباره گل اول باید احتیاط کرد؛ این گل را نمیتوان صرفاً یک نمونه کلاسیک از ضعف Rest Defense دانست، اما نمیتوان از اهمیت آمادگی ذهنی تیم در لحظه تغییر مالکیت نیز عبور کرد.
.
گل دوم؛ جایی که Rest Defense اهمیت بیشتری پیدا میکند
گل دوم تراکتور داستان متفاوتی دارد. اینجا بحث فقط یک اشتباه فردی نیست؛ مسئله مهمتر، فضایی است که سپاهان در هنگام حمله پشت سر خود باقی گذاشت. وقتی یک تیم مالک توپ است و بازیکنان بیشتری را وارد فاز هجومی میکند، طبیعتاً ریسک بیشتری نیز میپذیرد. این ریسک در فوتبال کاملاً طبیعی است. هیچ تیمی نمیتواند با تمام نفرات حمله کند و در عین حال هیچ فضایی برای ضدحمله حریف باقی نگذارد.مسئله این نیست که سپاهان چرا جلو رفته است؛ مسئله این است که چند بازیکن و با چه فاصلهای پشت توپ قرار گرفتهاند تا در صورت از دست رفتن مالکیت، انتقال تراکتور را متوقف کنند؟
در چنین صحنههایی Rest Defense باید اجازه ندهد بازیکنان تراکتور پس از توپگیری با چند پاس ساده وارد فضای خالی شوند. اگر فاصله میان آخرین خط سپاهان و بازیکنان میانی زیاد شود، اگر هافبکها نتوانند پاس اول را کنترل کنند و اگر بازیکنان نزدیک به توپ بلافاصله واکنش نشان ندهند، تیم مالک توپ ناگهان با یک ضدحمله خطرناک مواجه میشود. تراکتور نیز دقیقاً منتظر همین لحظهها بود. تراکتور؛ مالک توپ نبود، اما مالک لحظههای تعیینکننده بود. یکی از نکات جالب مسابقه این بود که برتری سپاهان در مالکیت توپ الزاماً به برتری در کیفیت موقعیتها تبدیل نشد. تراکتور توانست نظم تیمی خود را حفظ کند و در لحظاتی که سپاهان ساختار خود را از دست داد، به سرعت واکنش نشان دهد.
این تفاوت مهمی است.گاهی یک تیم 60 درصد مالکیت دارد و تیم مقابل 40 درصد، اما تیم دوم میتواند کنترل بیشتری روی فضاهای خطرناک داشته باشد.کنترل بازی فقط با توپ انجام نمیشود؛ بدون توپ نیز میتوان بازی را کنترل کرد.تراکتور در این مسابقه نشان داد که برای چنین سناریویی آماده است. آنها مجبور نبودند مالکیت بیشتری داشته باشند. کافی بود ساختار خود را حفظ کنند، فضاهای خطرناک را ببندند و منتظر لحظهای بمانند که سپاهان در انتقال منفی آسیبپذیر شود.
.
تفاوت تیم منظم با تیم آماده برای انتقال
نکته دیگری که از این بازی میتوان استخراج کرد، تفاوت میان «نظم تیمی» و «آمادگی برای انتقال» است. ممکن است یک تیم در زمان مالکیت بسیار منظم باشد؛ بازیکنان جایگیری خوبی داشته باشند، پاسهای کوتاه و دقیق بدهند و فاصله خطوط را حفظ کنند ولی همین تیم اگر در لحظه از دست دادن توپ چند ثانیه کند عمل کند، تمام آن نظم میتواند فرو بریزد.
به همین دلیل تیمهای بزرگ فقط تمرین نمیکنند که چگونه حمله کنند؛ آنها تمرین میکنند که بعد از حمله چه کنند.ساختن در فوتبال سختتر از تخریب است و به همین دلیل تیمها برای پرس، ساخت بازی و ایجاد موقعیت، برنامههای تمرینی متعددی دارند؛ اما آنچه یک تیم بزرگ را از تیم صرفاً خوب جدا میکند، توانایی حفظ تعادل در لحظه از دست دادن توپ است.این همان جایی است که Rest Defense را به یکی از عناصر مهم فوتبال مدرن تبدیل میکند.بازیکن باید بداند وقتی تیمش حمله میکند، خودش فقط یک مهاجم یا هافبک نیست؛ ممکن است دو ثانیه بعد اولین مدافع تیم باشد. سپاهان باید از این شکست چه برداشتی داشته باشد؟ شکست مقابل تراکتور نباید باعث شود همه چیز در سپاهان زیر سؤال برود. تیمی که مالکیت بیشتری دارد و بخشهایی از بازی را در اختیار میگیرد، الزاماً تیم بدی نیست. این شکست اما میتواند یک هشدار مهم برای سپاهان باشد. اگر این تیم قصد دارد در طول فصل برای قهرمانی بجنگد، باید در کنار کیفیت مالکیت و بازیسازی، روی لحظه از دست دادن توپ نیز به همان اندازه تمرکز کند.
سپاهان باید بتواند پاسخ چند سؤال را پیدا کند:وقتی توپ در منطقه هجومی از دست میرود، چه کسی اولین فشار را ایجاد میکند؟چه کسی پاس اول حریف را میبندد؟ چه تعداد بازیکن پشت توپ باقی ماندهاند؟ فاصله میان خطوط چقدر است؟ مهمتر از همه، آیا بازیکنان از نظر ذهنی آمادهاند که در یک لحظه از حمله به دفاع تغییر وضعیت دهند؟
پاسخ به این پرسشها میتواند کیفیت واقعی ساختار دفاعی پشت حمله سپاهان را مشخص کند.
فوتبال امروز؛ جنگ بر سر لحظهها
دیدار سپاهان و تراکتور بار دیگر نشان داد که در فوتبال مدرن، مسابقات بزرگ همیشه با تعداد پاسها یا درصد مالکیت تعیین نمیشوند. گاهی تفاوت میان دو تیم در چند ثانیه شکل میگیرد؛ لحظهای که توپ از یک تیم به تیم دیگر منتقل میشود. در چنین لحظهای، تیمی موفقتر است که سریعتر فکر کند، سریعتر سازمان بگیرد و سریعتر واکنش نشان دهد.سپاهان در این مسابقه بیشتر صاحب توپ بود، اما تراکتور در لحظات تعیینکننده آمادهتر نشان داد.گل اول، محصول یک اشتباه فردی بود و نباید بیش از اندازه تاکتیکی تفسیر شود؛ اما گل دوم هشدار جدیتری درباره ساختار پشت حمله و کیفیت انتقال منفی سپاهان ایجاد میکند.در نهایت، شاید بتوان کل مسابقه را در یک جمله خلاصه کرد:
سپاهان بیشتر حمله کرد، اما تراکتور بهتر برای لحظهای که حمله تمام میشود آماده بود و در فوتبال امروز، همین لحظهها گاهی سرنوشت یک مسابقه و حتی مسیر یک فصل را تعیین میکنند.
انتهای پیام/






