به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری خبر آنی، «امل شبیب»، سرویسخبری سرویس عربی خبر آنی، در ویدئوی تحلیلی خود به مناسبت سالگرد بازداشت فرح ابوعیاش، سرویسخبری خبر آنی در کرانه باختری به دست نظامیان صهیونیست به واکاوی دلایل ادامه بازداشت این سرویسخبری فلسطینی پرداخته است. این گزارش با تمرکز بر روند بازداشت و بازجویی از این سرویسخبری، به نقش رسانه و سرویسخبریان در ثبت و انتقال واقعیتهای فلسطین اختصاص دارد.
.
***
چه چیزی میتواند رژیم اشغالگر را از یک سرویسخبری که تنها یک دوربین در دست دارد بترساند؟ این سؤال در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما داستان فرح ابوعیاش پاسخ به این سوال را پیچیدهتر میکند. در آگوست سال 2025، نظامیان رژیم اشغالگر صهیونیست به خانه فرح ابوعیاش، سرویسخبری خبر آنی در بیتاُمّر در شمال الخلیل یورش بردند و او را بازداشت کردند.

از همینجا، رژیم اشغالگر تلاش کرد به این پرونده وجهی امنیتی ببخشد، اما وقتی جزئیات را از زاویهای دیگر نگاه میکنیم، سؤال واقعی آشکار میشود: آیا واقعاً مشکل در حوزه امنیت بود یا مسئولیت سرویسخبریی؟ فرح سلاحی حمل نمیکرد و حتی فرماندهی یک گروه مسلح را بر عهده نداشت. او سرویسخبریی بود که در حوزه رسانه فعالیت میکرد و تحقیقات از او بر فعالیت سرویسخبرییاش با خبرگزاری «خبر آنی» و فعالیت رسانهای او متمرکز بود.
از همین جا تناقض آشکار میشود. اگر رژیم اشغالگر میخواهد او را بهعنوان یک تهدید امنیتی معرفی کند، این تهدید از کجا سرچمشه میگیرد؟ چرا انتقال اخبار و ارتباط با یک مؤسسه رسانهای صرف به مدرکی برای تبدیل یک سرویسخبری به فردی بازداشتشده تبدیل میشود؟ شاید به این دلیل که مشکل در کاری که فرح انجام میداد نبود، بلکه در مسئولیت و پیامی بود که این سرویسخبری فلسطینی میتوانست آن را مشاهده و راویاش باشد.

رژیم اشغالگر میتواند محاصرهای را بر یک مکان تحمیل کند، مانع دسترسی به یک منطقه شود، راهها را ببندد و سرویسخبریان را بازداشت کند، اما وقتی حقیقت از پشت موانع بیرون میآید، با مشکل بزرگتری مواجه میشود. چون سرویسخبری فقط یک دوربین حمل نمیکند، بلکه یک روایت را با خود حمل میکند، و روایت، نبرد واقعی است.
روشنترین تناقض های ادعایی رژیم صهیونیستی در جریان خودِ بازجویی آشکار شد. بازجوی اسرائیلی در خلال جلسات بازجویی تلاش میکرد تا سوالات از فرح را به سمت ایران منحرف کند، اما این دختر شجاع فلسطینی بحث را به غزه بازگرداند و بهروشنی گفت که دشمن او کسی است که دو میلیون انسان و کودکان غزه را گرسنه نگه میدارد. اینجا بود که صحنه کاملاً تغییر کرد؛ سؤال درباره ایران بود، اما پاسخ او درباره غزه بود؛ درباره گرسنگی، کودکان و واقعیتی که سرویسخبری با چشمان خود میبیند.

آنها میخواستند موضوع را به «خبر آنی» ربط دهند، اما او بحث را به مسئولیت سرویسخبریی اش در ارائه تصویری واقعی از رنج و مصیبت مردم فلسطین احاله داد. صهیونیستها میخواستند ایران را به موضوع محوری اتهامات او مبدل سازند، اما او محور اصلی را به فلسطین و رنج تاریخی این ملت بازگرداند و دقیقاً در همینجاست که قدرت سرویسخبری نهفته است، چون وقتی او از پاسخ دادن بر اساس سؤالی که برایش طراحی شده خودداری میکند، خودِ سؤال در معرض محاکمه قرار میگیرد.
و این فقط داستان فرح نیست. فرح یک مورد جداگانه نیست. هرچه فضای بیشتری بر سرویسخبری فلسطینی تنگ میشود، دامنه سؤال گستردهتر میشود. چرا این همه ترس از شاهد وجود دارد؟ چرا کسی که آنچه را میبیند ثبت و منتقل میکند، به هدف بازداشت و تهدید تبدیل میشود؟ چون مشکل، به شخص سرویسخبری محدود نمیشود، بلکه در پیام و تصویری است که قادر به افشای آن است.
اما سؤالی که باید آن را به شکل معکوس مورد بررسی قرار دهیم، این است: آیا بازداشت سرویسخبری حقیقت را ساکت میکند؟ یا ترس از او را آشکار میکند؟ چون فرح، حتی در حالی که پشت میلههای زندان بود، از سرویسخبریی که از او بازجویی میشود به پروندهای درباره خودِ آزادی مطبوعات تبدیل شد.
رژیم اشغالگر میخواست این بازداشت را به پیامی برای ایجاد ترس و وحشت برای سایر سرویسخبریان فلسطینی مبدل کند، اما این پیام به شکلی وارونه و برخلاف اهداف صهیونیستها منتقل شد. بهجای اینکه سؤال این باشد که فرح چه کرده است؟ سؤال این شد که چرا رژیم اشغالگر از یک سرویسخبری میترسد؟
و اینجاست به جوهر این قصه و داستان میرسیم. قدرت نظامی ممکن است بتواند مانع دسترسی یک سرویسخبری به یک مکان شود و ممکن است بتواند دوربین او را توقیف کند و خودش را پشت میلههای زندان قرار دهد، اما نمیتواند بهآسانی تصویری را که پیش از بازداشت منتشر شده، محو کند و نمیتواند پس از ارائه یک روایت کامل به مخاطبان، آن را ساکت کند.

دلیل اصلی اهمیت قصه بازداشت فرح ابوعیاش نیز همین است، چون نبرد فقط بر سر آزادی یک سرویسخبری نبوده و نیست، بلکه نبرد اصلی بر سر حق سرویسخبری برای دیدن، نقل روایت و حق مردم برای دانستن بود. به همین دلیل، می توانیم بگوییم که سؤال نهایی این نیست که چرا فرح ابوعیاش به دست صهیونیستها بازداشت شد؟ بلکه این است که اگر آزاد میماند، چه چیزی میتوانست بگوید؟ شاید حقیقتی که بازداشت او تلاش داشت آن را پنهانش کند؛ اینکه رژیم اشغالگر فقط یک سرویسخبری را بازداشت نکرد؛ بلکه کوشید تا یک شاهد را بازداشت کند. اما وقتی شاهد بازداشت میشود، حقیقت همراه او ناپدید نمیشود، بلکه گاهی پرونده او به همان حقیقتی تبدیل میشود که تلاش میکنند پنهانش کنند.
و اینجا روایت بهطور کامل تغییر میکند؛ و فرح ابوعیاش از جایگاه سرویسخبریی متهم، به سرویسخبریی که بازداشتش به یک سؤال و ابهام برای همگان مبدل شده، نائل میشود؛ از یک چالش امنیتی به سؤالی حول محور آزادی اصحاب مطبوعات و رسانه؛ و از تلاش برای ساکت کردن یک صدا به صدای جدیدی که میپرسد: اگر روایت تا این اندازه قدرتمند است، پس چرا از دوربین او میترسید؟
انتهای پیام/






