مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!

گروه جامعه پایگاه خبری خبر آنی - محمد رضازاده: صبح هنوز کاملاً خودش را به تهران تحمیل نکرده است. خیابان کارگر جنوبی اما از همان ساعت‌های ابتدایی روز بیدار است؛ خودروها در رفت‌وآمدند، مغازه‌ها یکی‌یکی کرکره‌ها را بالا می‌کشند و مردم برای خرید و انجام کارهای روزمره وارد مراکز تجاری می‌شوند.

در میان همین رفت‌وآمدهای عادی، ساختمانی قرار دارد که حالا دوباره نامش بر سر زبان‌ها افتاده است؛ «پاساژ مهستان».

برای کسی که از بیرون به ساختمان نگاه می‌کند، شاید همه‌چیز شبیه یک روز معمولی باشد؛ مغازه‌ها بازند، کسبه مشغول کارند و مشتری‌ها وارد و خارج می‌شوند. اما پشت این تصویر عادی، پرونده‌ای قرار دارد که سال‌هاست میان مالکان، مدیریت شهری و دستگاه‌های مسئول در رفت‌وآمد است: ایمنی.

شهردار منطقه ۱۱ تهران به‌تازگی هشدار داده است که اگر مشکلات ایمنی پاساژ مهستان برطرف نشود، ممکن است برای جلوگیری از ورود شهروندان به این مجموعه اقدام شود.

این نخستین بار نیست که پای ایمنی مهستان به میان می‌آید. سال گذشته نیز برای ایمن‌سازی این پاساژ ضرب‌الاجل تعیین شده بود و حتی از احتمال پلمب آن در صورت اجرا نشدن اقدامات ایمنی سخن گفته شد.

اما اینجا یک سؤال ساده وجود دارد: چرا ساختمانی که هر روز محل حضور صدها یا هزاران نفر است، باید آن‌قدر منتظر بماند تا خطر به مرحله تصمیم برای تعطیلی برسد؟

مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!

یک قرارداد که روی کاغذ ماند

ماجرای مهستان فقط به یک اخطار ختم نمی‌شود.

طبق اظهارات اخیر شهردار منطقه ۱۱، جلساتی با هیئت‌مدیره پاساژ برگزار شده و حتی درباره اجرای اقدامات ایمنی توافق و صورت‌جلسه تنظیم شده است. قرار بوده قراردادی با یک شرکت مورد تأیید سازمان آتش‌نشانی منعقد شود تا اقدامات لازم برای ایمن‌سازی انجام شود.

اما آنچه قرار بود از روی کاغذ به ساختمان برسد، هنوز به نتیجه نرسیده است.

در این میان، دلایل مختلفی برای اجرا نشدن اقدامات مطرح شده؛ از شرایط جنگی گرفته تا مسائل مربوط به مدیریت مجموعه. اما برای شهروندی که وارد ساختمان می‌شود، شاید این توضیحات تفاوت چندانی ایجاد نکند.

او فقط یک سؤال دارد:

اگر ساختمان ناایمن است، چرا هنوز امکان ورود به آن وجود دارد؟

و اگر ایمن است، چرا مسئولان از احتمال جلوگیری از ورود مردم صحبت می‌کنند؟

همین تناقض ظاهری، مسئله ساختمان‌های ناایمن تهران را به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های مدیریت شهری تبدیل کرده است.

داستان فقط مهستان نیست

تهران سال‌هاست با پدیده ساختمان‌های ناایمن دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ساختمان‌هایی که بعضی از آنها بیمارستان‌اند، بعضی مرکز تجاری، برخی محل کار و تعدادی نیز محل زندگی مردم.

در یکی از آخرین آمارهای منتشرشده، از شناسایی حدود ۸۰ هزار ساختمان ناایمن در پایتخت خبر داده شد.

رقم دیگری که در ابتدای سال ۱۴۰۵ منتشر شد، تعداد ساختمان‌های ناایمن شناسایی‌شده در تهران را حدود ۸۵ هزار مورد اعلام کرد.

البته «ناایمن» بودن همه این ساختمان‌ها به معنای یکسان بودن سطح خطر نیست. میان ساختمانی که یک نقص قابل اصلاح دارد با ساختمانی که در معرض خطر جدی حریق یا فروریزش قرار گرفته، تفاوت بسیار زیادی وجود دارد.

همین موضوع باعث شده یکی از مشکلات اصلی، تشخیص اولویت باشد؛ کدام ساختمان باید فوراً تخلیه شود؟ کدام ساختمان می‌تواند با چند اقدام اصلاحی به فعالیت ادامه دهد؟ و چه کسی باید هزینه ایمن‌سازی را پرداخت کند؟

اما در تمام این پرسش‌ها، یک طرف ماجرا نباید فراموش شود: شهروند.

مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!

خطر، پشت درِ مغازه‌ها پنهان می‌شود

تصور کنید برای خرید یک وسیله وارد پاساژی می‌شوید.

نه مهندس ساختمان هستید، نه متخصص آتش‌نشانی و نه قرار است نقشه تأسیسات را بررسی کنید. احتمالاً فقط به ویترین‌ها نگاه می‌کنید، قیمت می‌پرسید و مسیرتان را ادامه می‌دهید.

هیچ علامتی روی پیشانی ساختمان نیست که بگوید «اینجا ممکن است خطر وجود داشته باشد».

این همان نقطه‌ای است که مسئولیت دستگاه‌های نظارتی معنا پیدا می‌کند.

شهروند قرار نیست پیش از ورود به یک مرکز تجاری، درباره مقاومت سازه، مسیرهای خروج اضطراری، سیستم اعلام و اطفای حریق یا وضعیت تأسیسات آن تحقیق کند.

ایمنی باید بخشی از همان خدماتی باشد که شهر دریافت می‌کند؛ درست مثل آسفالت خیابان، روشنایی معابر یا جمع‌آوری زباله.

تجربه‌های تلخ، هشدارهای فراموش‌شده

تهران پیش از این نیز حوادثی را دیده که نشان داده‌اند «ناایمنی» واژه‌ای اداری و بی‌خطر نیست.

ساختمان پلاسکو هنوز یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این واقعیت است؛ ساختمانی که حادثه آن نه فقط یک ساختمان، بلکه بخش مهمی از حافظه جمعی شهر را تغییر داد.

پس از چنین حوادثی، تقریباً همیشه یک سؤال تکرار می‌شود:

آیا می‌شد پیش از حادثه کاری کرد؟

پاسخ به این سؤال در مورد هر ساختمان متفاوت است، اما تجربه حوادث گذشته یک درس مشترک دارد؛ هشدار ایمنی زمانی ارزش دارد که به اقدام منجر شود.

اخطار اگر فقط روی کاغذ بماند، نمی‌تواند جان کسی را نجات دهد.

مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!

از علاءالدین تا مهستان؛ قلب تجاری تهران زیر ذره‌بین

نام پاساژ مهستان در شرایطی دوباره مطرح شده که مراکز تجاری قدیمی مرکز تهران سال‌هاست با مسئله ایمنی روبه‌رو هستند.

در همین منطقه، پاساژ علاءالدین نیز در سال‌های گذشته بارها به دلیل مسائل ایمنی مورد توجه قرار گرفته است. در روزهای اخیر، شهردار منطقه ۱۱ اعلام کرده بخش عمده‌ای از اقدامات ایمن‌سازی آن، از جمله اصلاح آسانسورها، راه‌پله‌ها و سامانه اطفای حریق انجام شده و این مجموعه در مسیر دریافت تأییدیه ایمنی قرار دارد.

این تفاوت مهم است.

یک ساختمان ناایمن الزاماً محکوم به تعطیلی نیست؛ اگر نقص‌ها شناسایی و اصلاح شوند، می‌توان میان حفظ فعالیت اقتصادی و حفظ جان مردم تعادل برقرار کرد.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که سال‌ها می‌گذرد، هشدارها تکرار می‌شوند و اقدام مؤثر همچنان عقب می‌افتد.

کسبه هم قربانی ماجرا هستند

در بحث ساختمان‌های ناایمن، معمولاً تصویر اصلی، شهروندانی هستند که در معرض خطر قرار دارند؛ اما نباید فراموش کرد که کسبه نیز در همین ساختمان‌ها زندگی اقتصادی خود را ساخته‌اند.

برای یک مغازه‌دار، تعطیلی ناگهانی یک پاساژ می‌تواند به معنای از دست رفتن سرمایه، مشتری و درآمد باشد.

بنابراین مسئله فقط این نیست که «پاساژ را ببندیم یا نبندیم».

مسئله این است که چرا باید کار به جایی برسد که تنها راه حفظ جان مردم، بستن درِ یک مرکز تجاری باشد؟

اگر نواقص از سال‌ها قبل شناسایی شده‌اند، باید سازوکاری وجود داشته باشد که مالک یا هیئت‌مدیره را مرحله‌به‌مرحله به سمت اصلاح هدایت کند؛ نه اینکه ساختمان تا آستانه بحران پیش برود و بعد گزینه تعطیلی روی میز قرار گیرد.

مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!

تهران؛ شهری که باید قبل از حادثه تصمیم بگیرد

پاساژ مهستان حالا در یک نقطه حساس قرار گرفته است.

از یک طرف، مدیریت شهری می‌گوید ایمنی شهروندان خط قرمز است و در صورت ادامه وضعیت موجود، ممکن است از ورود مردم جلوگیری شود. از طرف دیگر، کسبه و فعالیت تجاری مجموعه همچنان ادامه دارد و هر تصمیم محدودکننده می‌تواند تبعات اقتصادی داشته باشد.

اما این ماجرا نباید فقط به سرنوشت مهستان ختم شود.

مهستان می‌تواند یک نمونه باشد؛ نمونه‌ای از اینکه چگونه یک ساختمان، سال‌ها در میان اخطار، جلسه، صورت‌جلسه، وعده و مهلت گرفتار می‌شود.

پشت این ساختمان اما هزاران ساختمان دیگر قرار دارند.

ساختمان‌هایی که شاید امروز چراغ مغازه‌هایشان روشن باشد، آسانسورهایشان حرکت کند، کارمندانشان پشت میز نشسته باشند و مردم از درهایشان عبور کنند؛ اما در پرونده‌های ایمنی‌شان هنوز علامت سؤال وجود داشته باشد.

وقتی «بعداً» می‌تواند خیلی دیر باشد

تهران شهری است که هر روز چند میلیون سفر در آن انجام می‌شود. مردم وارد ساختمان‌هایی می‌شوند که خودشان درباره میزان ایمنی آنها اطلاعی ندارند.

بنابراین مسئولیت اصلی، متوجه همان نهادی است که اطلاعات را در اختیار دارد.

وقتی خطر شناسایی شده، دیگر مسئله «کشف خطر» نیست؛ مسئله واکنش به خطر است.

پاساژ مهستان امروز به نقطه‌ای رسیده که احتمال جلوگیری از ورود شهروندان به آن مطرح شده است. اما شاید مهم‌تر از سرنوشت این پاساژ، سؤالی باشد که باید درباره تمام ساختمان‌های پرخطر تهران پرسید:

چند اخطار باید صادر شود تا یک ساختمان ایمن شود؟

و مهم‌تر از آن:

آیا واقعاً باید منتظر حادثه بمانیم تا ساختمان ناایمن را جدی بگیریم؟

در شهری که هزاران ساختمان با درجات مختلف ناایمنی شناسایی شده‌اند، ایمنی نباید پرونده‌ای باشد که هر چند ماه یک‌بار از بایگانی بیرون بیاید و دوباره روی میز جلسه قرار بگیرد.

ایمنی، مهلت انقضا ندارد.

و برای شهروندی که از درِ یک پاساژ وارد می‌شود، شاید فقط چند ثانیه کافی باشد تا تفاوت میان «هشدار» و «اقدام» روشن شود.

منبع : مهر

آخرین خبر ها

پربیننده ترین ها

دوستان ما

گزارش تخلف

همه خبرهای سایت از منابع معتبر تهیه و منتشر می‌شود. در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.