به گزارش پایگاه خبری خبرآنی، پرسپولیس فصل بیستوششم را با سه امتیاز آغاز کرد؛ بردی که از چند جهت برای تیم تازه تغییر کرده مهدی تارتار اهمیت داشت. سرخپوشان علاوه بر اینکه با این پیروزی اجازه ندادند از جمع مدعیان عقب بمانند، در نخستین بازی رسمی تارتار نیز نشانههایی از یک هویت متفاوت را به نمایش گذاشتند؛ تیمی جوانتر که در فاز هجومی، تحرک و تنوع بیشتری دارد و برای رسیدن به دروازه حریف، فقط به یک مسیر وابسته نیست.
یکی از مهمترین خصوصیات پرسپولیس در دیدار با شمس آذر، ترکیب جوان و متنوع خط حمله بود؛ جایی که محبی، بیفوما، علیپور و عمری با جابجاییهای مداوم، امکان ایجاد چند نوع تهدید را برای شمسآذر فراهم کردند. این بازیکنان علاوه بر سرعت و توانایی فردی، در پرس از جلو نیز فعال بودند و پرسپولیس توانست در چند مقطع با توپگیری در مناطق بالای زمین، فاصله میان تصاحب توپ و رسیدن به موقعیت گل را به حداقل برساند.
مرور گل دوم پرسپولیس میتواند بزرگترین گواه این موضوع باشد. در واقع، پرس برای پرسپولیس صرفاً یک ابزار دفاعی نبود؛ بلکه بخشی از برنامه هجومی تیم محسوب میشد. سرخپوشان تلاش میکردند توپ را در زمین حریف به دست بیاورند و بلافاصله از فضای ایجادشده در ساختار دفاعی شمسآذر استفاده کنند. همین مسئله باعث شد انتقال پرسپولیس از دفاع به حمله، در بسیاری از لحظات سریع و مستقیم باشد.
در این میان، نقش بیفوما قابل توجه بود. در زمان مالکیت و استقرار پرسپولیس در زمین حریف، علیپور بیشتر در عمق قرار میگرفت و بیفوما با ایفای نقش مهاجم سایه، در بعضی صحنهها مانند یک دیوار برای سایر مهاجمان عمل میکرد. حضور او میتوانست مدافعان را به سمت خود بکشاند و فضای پشت سر آنها را برای فرار دیگر بازیکنان باز کند. به این ترتیب، ارزش بیفوما فقط در دریافت توپ و اقدام فردی خلاصه نمیشد؛ بلکه جابجایی او بخشی از طراحی حمله پرسپولیس بود.

با این حال، همین ساختار هجومی یک نکته قابل تأمل نیز دارد. پرسپولیس در برخی مقاطع بازی دو تکه به نظر میرسید؛ خط اول پرس جلوتر از خط میانی قرار میگرفت و بین مهاجمان و هافبکها فضای قابل توجهی ایجاد میشد. این فاصله در برابر تیمی که توانایی استفاده از مرکز زمین و عبور از فشار اولیه را داشته باشد، میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. تیمهایی که از مرکز زمین به خوبی استفاده میکنند، اگر بتوانند پرس اولیه پرسپولیس را بشکنند، ممکن است به جای بازی مستقیم، از فضای پشت مهاجمان این تیم استفاده کنند و حمله خود را از همان منطقه شکل دهند. بنابراین، مسئله فقط موفق یا ناموفق بودن پرس نیست؛ مسئله مهمتر، ساختار پرسپولیس پس از شکسته شدن پرس اول است.
این نکته شاید در بازیهای بزرگتر اهمیت بیشتری پیدا کند. پرسپولیس نمیتواند در تمام مسابقات انتظار داشته باشد که با فشار از بالا، توپ را در زمین حریف پس بگیرد و بلافاصله به دروازه برسد. در مسابقاتی که حریف توانایی بیشتری برای خروج از پرس داشته باشد، یا زمانی که خود پرسپولیس عقب بیفتد و مجبور شود مقابل یک دفاع سازمانیافته بازی کند، تیم نیاز به راهکار دیگری برای پیشروی خواهد داشت.
در چنین شرایطی، کیفیت بازیسازی، گردش توپ، حضور هافبکها در ساختار حمله و توانایی کنترل ریتم مسابقه اهمیت بیشتری پیدا میکند. به عبارت دیگر، پرسپولیسُ تارتار در نخستین بازی نشان داد که میتواند با پرس و انتقال سریع خطرناک باشد؛ اما هنوز یک سؤال مهم درباره این تیم وجود دارد: اگر حریف اجازه ندهد پرسپولیس با پرس از بالا بازی را اداره کند، پلن دوم سرخپوشان چیست؟ شاید پاسخ این سؤال در مسابقات آینده مشخص شود.
یکی از نکات اصلی که بازی پرسپولیس در این فضل حائز اهمیت است ایجاد تمرکز در تمام طول زمان بازی است که ضرب آهنگ تیم در تمام طول مدت زمان بازی حفظ شود. اگر به دقایق بازی با شمس آذر دقت کنیم این مورد که طول بازی پرسپولیس نوسان حفظ و ریتم بازی را داشت به وضوح به چشم میآید.
برای قضاوت نهایی درباره تیم تارتار هنوز بسیار زود است. این نخستین بازی فصل و نخستین تجربه رسمی این ترکیب بوده و طبیعی است که هماهنگی و ساختار تیم در هفتههای آینده تغییر کند اما همین بازی نخست نشان داد پرسپولیس میتواند با تکیه بر جوانی، تحرک و تنوع نفرات هجومی، تیمی باشد که برای حریف دردسر ایجاد میکند.
بنابراین برد مقابل شمسآذر، فقط یک سه امتیاز برای پرسپولیس نبود؛ نشانهای اولیه از هویت تیم جدید بود. هویتی که در آن پرس، توپگیری و انتقال سریع نقش پررنگی دارد اما برای تبدیل این هویت به یک تیم مدعی در طول فصل، پرسپولیس باید پاسخ یک سؤال اساسی را هم پیدا کند: وقتی راهِ رسیدن به دروازه از پرس و انتقال بسته شد، آیا این تیم توانایی ساختن راه دیگری را خواهد داشت؟
انتهای پیام/






