خبرنگار خبرآنی مستقر در پکن با سفر به شهر گویانگ، ویژگیهای منحصر به فرد این شهر را روایت میکند.
به گزارش سرویس بین الملل خبرآنی از پکن؛ خبرنگار خبرآنی مستقر در پکن با سفر به شهر گویانگ، ویژگیهای منحصر به فرد این شهر را روایت میکند.
قدمهایی از دل تاریخ برای رسیدن به آینده قدمهایی از دل تاریخ برای رسیدن به آینده قدمهایی از دل تاریخ برای رسیدن به آینده قدمهایی از دل تاریخ برای رسیدن به آینده قدمهایی از دل تاریخ برای رسیدن به آینده
راهپیمایی عظیم سرخ؛ قدمهایی از دل تاریخ برای رسیدن به آینده
قدم اول : رسیدن به گویانگ؛ شهری در میان ابرهاهوای خنک و مطبوع گویانگ، همانطور که پیش بینی میشد هر رهگذری را در آغوش میکشد. به این شهر «پایتخت تابستاننشینی چین» میگویند؛ شهری که در میان کوهها و جنگلها جای گرفته و با بیش از هزار پارک، خود را در دل طبیعت پنهان کرده است. هرمسافری که هوایی به این شهر سفر کرده باشد بعد از پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه بینالمللی لونگدونگبائو، نخستین چیزی که نظرش را جلب میکند، نه آسمانخراشها و نه خیابانهای شلوغ، بلکه بنایی سرخرنگ است که همچون نواری بلند در زمین پیچوخم میخورد. این همان «راهراه سرخ» است – موزه معروف و دیجیتال هنر راهپیمایی بزرگ گویژو که مردم آن را با محبت «هونگپیائودای» یا «روسری سرخ» مینامند.
طراحی این بنا از «نقشه مسیر راهپیمایی بزرگ ارتش سرخ مرکزی» الهام گرفته و نمای بیرونیاش با بیش از سیهزار صفحه آلومینیومی سرخ رنگ پوشیده شده که رنگهای خود را از صخرههای سرخ دانشیا در گویژو وام گرفته است. انگار که خود زمین، خاطره آن راهپیمایی حماسی را در قالب یک اثر هنری به تماشا گذاشته باشد.
قدم دوم : ورود به تونل زماناینجا موزهای معمولی نیست. مسئولان موزه میگویند: «این فقط یک سالن نمایش نیست؛ بلکه تونلی از زمان است که با فناوری بافته شده و راهرویی از هنر که با روحیه ساخته شده». اینجا نخستین مرکز نمایش فراگیر و چند بعدی دیجیتال با موضوع راهپیمایی بزرگ در سراسر چین است که از هوش مصنوعی، تصاویر سهبعدی تمامنگاشت، حرکتهای مکانیکی همه بعد، واقعیت مجازی و میدانهای صوتی سهبعدی برای بازآفرینی دیجیتال تمامنمای مسیر راهپیمایی استفاده میکند.
فضای داخلی با نور کم و سایهروشنهای اسرارآمیز آغاز میشود. ناگهان، چراغی قدیمی به نام «لامپ اسبی» در جلو روشن میشود و نشان سرخ حزب بر روی آن میدرخشد. در دو طرف، صفحههای تمامنگاشت نامهای طلاییرنگی را نشان میدهند که یکی پس از دیگری عبور میکنند. این آغاز بخش نخست نمایش است: «قهرمانان گمنام».
قدم سوم: قهرمانان گمنام؛ ستونهای فراموشنشده تاریخدر این بخش، سایههایی از سربازان ارتش سرخ در برابر چشمان تماشاگران مجسم میشوند. صورتهایی جوان، چشمانی مصمم، لباسهایی کهنه و پاهایی برهنه. بیشتر این سربازان، پسران روستایی عادی بودند که برای رسیدن به چینِ جدید و با امید برابری و برادری راه انقلاب را برگزیدند.
راهپیمایی بزرگ، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر چین، در اکتبر ۱۹۳۴ آغاز شد. ارتش سرخ به رهبری حزب کمونیست چین، برای گریز از محاصره نیروهای برتر کومینتانگ، مجموعهای از عقبنشینیهای استراتژیک را از پایگاههای خود در جنوب چین آغاز کرد و سرانجام در اکتبر ۱۹۳۶، نیروهای مختلف ارتش سرخ در منطقه مرزی شاآنشی-گانسو-نینگشیا در شمالغرب چین به هم پیوستند. مسافتی که ارتش سرخ در این دو سال پیمود، نزدیک به دوازدههزار و پانصد کیلومتر بود و از ده استان عبور کرد.
بیشتر این سربازان هرگز نامی از خود به یادگار نگذاشتند. از ۲۰۶ هزار نفری که راهپیمایی را آغاز کردند، تنها ۵۷ هزار نفر به پایان آن رسیدند. بسیاری از آنان نه در نبرد، که در دل طبیعت وحشی و بیرحم جان باختند. دوازده هزارو پانصد کیلومتر راهپیمایی در دل کوهها و بیابانها، در میان سرما و گرسنگی و مرگ، نه برای شهرت و نام، که برای آرمانی بزرگتر از خودشان. طراحان موزه میگویند: «تعداد بیشماری از سربازان ارتش سرخ با خون و جان خود پیروزی را رقم زدند، اما بیشترشان بینام ماندند. با این حال، هر قهرمانی سزاوار آن است که به یاد آورده شود».
قدم چهارم : غسل در خون و آتش؛ گذشتن از رود شیانگبخش دوم، «غسل در خون و آتش»، مخاطب را به دل یکی از غمانگیزترین نبردهای راهپیمایی بزرگ میبرد: نبرد خونین رود شیانگ. ناگهان، صدای انفجار در اطراف پیچید. سنگرهای جنگی در برابر چشمان تماشاگران گشوده و آب رودخانه در کنار پاهای تجربه گران جاری میشود. مخاطب اینجا یک اجرای زنده را تجربه میکند که نظیرش را کمتر دیده. تجربهای میان سینما، تئاتر، پرفورمنس، بازدید از موزه و حضور دریک فضای دیجیتالی با بهره گیری از ظرفیتهای هوش مصنوعی
فناوری دیجیتال در اینجا تاریخ را از قاب کتابها بیرون کشیده و آن را به تجربهای زنده و ملموس تبدیل کرده است. این تفاوت بزرگ «راهراه سرخ» با موزههای سنتی است؛ در آنجا بازدیدکننده تنها نگاه میکند و میشنود، اما اینجا از تماشاگر به شرکتکنندهای فعال در تاریخ تبدیل میشود. در نبرد رود شیانگ، ارتش سرخ از سیهزار نفر به کمتر از دههزار نفر رسید. این عدد خشک تاریخی، در این فضا به فریادهایی تبدیل شد که هنوز در گوشم طنینانداز است.
قدم پنجم: نقطه عطف بزرگ؛ کنفرانس زونییبخش سوم، «نقطه عطف بزرگ»، به رویداد سال ۱۹۳۵ و شهر زونیی اشاره میکند، جایی که تاریخ مسیر خود را عوض کرد. پردههای مکانیکی غولپیکر به آرامی کنار میروند و فضای جلسه تاریخی کنفرانس زونیی در برابر چشمان تماشاگران بازسازی میشود. در این جلسه بود که مائو تسهتونگ به رهبری ارتش سرخ بازگشت و نقطه عطفی در تاریخ انقلاب چین رقم خورد.
در گویژو، ارتش سرخ بیشتر از هر استان دیگری فعالیت کرد و دامنه حضور آن گستردهترین بود. این استان میزبان رخدادهایی بود که چین را از شکست به پیروزی رساند؛ از جمله گذشتن از رود وو، نبرد کوه لوشان و چهار بار عبور از رود چیشویی. در این بخش از نمایش، صحنه چهار بار عبور از رود چیشویی با چنان جزئیاتی بازسازی شده که یک بازدیدکننده به راحتی میتواند خود را در دل آن نبردها تصور کند.
قدم ششم: از خودگذشتگی؛ میراثی برای امروزبخش چهارم، «نسل به نسل»، از دل تاریخ به زمان حال بازمی گردد. در این بخش، فناوری تصاویر سهبعدی تمام نگاشت، صحنههایی از زندگی امروز چین را به نمایش میگذارد: کودکانی که در مدارس جدید مشغول تحصیل هستند، کارگرانی که در کارخانههای پیشرفته مشغول کارند و خانوادههایی که در آرامش کنار هم زندگی میکنند. پیام این بخش روشن بود: آرمانی که آن سربازان جوان برایش جان خود را فدا کردند، امروز به ثمر نشسته است.
چین در چند دهه، فرآیند صنعتیسازی را به سرعت پشت سر گذاشته که در کشورهای توسعهیافته قرنها به طول انجامیده است. تولید ناخالص داخلی این کشور از ۶۷.۹ میلیارد یوان در سال ۱۹۵۲ به نزدیک ۱۳۵ تریلیون یوان در سال ۲۰۲۴ رسیده و نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر از جمعیت روستایی از فقر مطلق خارج شدهاند. این دستاوردها، نتیجه تلاش جمعی مردمی است که ارزشهای والای انسانی و روحیهٔ ایثارگری را در سختترین شرایط حفظ کردهاند.
قدم هفتم: چین و ایران؛ دو ملت، یک آرمانبه عنوان یک خبرنگار ایرانی که این نمایش را از نزدیک تماشا کردم، ناخودآگاه به یاد کشور خودم و رشادتهای مردم ایران در جنگها و تحریمها و فشارهای اقتصادی میافتم. هزینهای که مردمان سرزمین پارس در حدود نیم قرن گذشته برای استقلال و آزادی پرداختهاند. همانگونه که سربازان ارتش سرخ برای آزادی و استقلال چین از جان خود گذشتند. اشتراکات مردم ایران و چین بسیار است، اما شاید کمتر کسی به این ویژگی مشترک دو ملت توجه کرده. هم قدم شدن مردم ایران و چین در راه از خودگذشتگی و ایستادگی و تلاش برای رسیدن به آزادی و استقلال همان نقطه اشتراک این مردمان است. مردم ایران نیز همچون مردم چین در برابر بزرگترین تجاوزهای نظامی قرن، با همان روحیه ایثار و از خودگذشتگی ایستادگی کردهاند و اجازه ندادهاند وجبی از خاک کشورشان به دست دشمن بیفتد.
چین امروز، ثمره فداکاریهای نسلی است که برای تحقق «رؤیای چینی» جان خود را فدا کردند. نمایش «راهراه سرخ» در گویانگ، نه فقط یادآور گذشته است، بلکه چراغ راهی برای آیندهای است که در آن، ملتها با تکیه بر ارزشهای اصیل انسانی و همبستگی جمعی، میتوانند بر بزرگترین مشکلات غلبه کنند.
من به عنوان یک خبرنگار ایرانی، با قلبی آکنده از امید، گویانگ را ترک میکنم. امید برای ایران که با تکیه بر سرمایه عظیم انسانی و روحیه ایثارگری مردمانش، بتواند مسیر پیشرفت و تعالی را طی کند؛ مسیری که در آن هر ملتی بر اساس فرهنگ و ارزشهای خود، میتواند به قلههای رفیع پیشرفت دست یابد. چین مسیر جدیدی از توسعه یافتگی را دربرابر همه جهان گشوده و ایران نیز با تمسک به هویت و ارزشهای خود، میتواند این مسیر را با افتخار بپیماید.






