به گزارش پایگاه خبری خبرآنی، جام جهانی برای فوتبال ایران، با هر کیفیتی که داشت، در نهایت به پایان رسید و حالا فصل تازهای از بازیها پیش روی فوتبال کشور قرار دارد. اتفاقی که هر سال برای فوتبال میافتد و دوباره هیجان را به بدنه ورزش بازمیگرداند، اما این بار شرایط متفاوت است. فصلی که قرار است آغاز شود، زیر سایه اتفاقات مختلفی قرار دارد؛ از مشکلات اقتصادی گرفته تا شرایط خاصی که پس از جنگ بر کشور و طبیعتاً بر فوتبال ایران حاکم شده است.
باشگاهها در چنین شرایطی مجبور شدهاند با محدودیتهای بیشتری کار کرده و تا حد امکان از ظرفیتهای داخلی خود استفاده کنند. یکی از نشانههای این تغییر شرایط را میتوان در نیمکت تیمهای لیگ برتری دید؛ جایی که حضور مربیان ایرانی پررنگتر شده و حتی آخرین انتخاب از این جنس که محمد نوری به عنوان سرمربی صنعتنفت آبادان را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ تغییری که نشان میدهد باشگاهها بیش از گذشته به گزینههای داخلی اعتماد کردهاند.
تیمهای بزرگ نیز در بازار نقلوانتقالات رویکرد متفاوتی داشتهاند. پرسپولیس، استقلال و سپاهان تغییرات قابل توجهی در ترکیب خود ایجاد کردهاند و اگرچه همچنان باید شرایط زمانی و مکانی حاکم بر فوتبال ایران را در نظر گرفت، اما نشانههایی از تغییر نگاه در جذب بازیکن دیده میشود. در همین مسیر، تغییر نگاه باشگاهها در انتخاب بازیکن نیز قابل توجه است. تیمهایی مانند استقلال، پرسپولیس و سپاهان که همواره زیر فشار هواداران برای جذب نامهای بزرگ قرار دارند، این بار با شرایط متفاوتی روبهرو شدهاند. محدودیتهای مالی و شرایط خاص باعث شده نگاهها بیشتر به سمت بازیکنانی برود که علاوه بر توانایی فنی، انگیزه بیشتری برای اثبات خود دارند.
اینجا باید تعریف جوانگرایی را هم کمی گستردهتر دید. جوانگرایی فقط به معنای استفاده از بازیکن 18 ساله نیست؛ گاهی بازیکنی که در سن بالاتری قرار دارد اما هنوز تشنه موفقیت، پیشرفت و اثبات تواناییهای خود است، میتواند بخشی از یک نسل تازه باشد. فوتبال فقط با شناسنامه بازیکن تغییر نمیکند؛ با انگیزه، نگرش و میل به بهتر شدن نیز تغییر میکند. واقعیت این است که در فوتبال جوانگرایی و نسلسازی صرفاً از بعد سن و سال نیست، بلکه از بعد انگیزشی هم میتوان تعریفاتی در این مورد داشت.
در کنار فوتبال باشگاهی، تیم ملی نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. جام ملتهای آسیا در پیش بوده و این مسابقات نیازمند برنامه و ساختار مشخص است. اگر قرار باشد تغییر نسل در تیم ملی اتفاق بیفتد، این تغییر باید از دل لیگ برتر شکل بگیرد. بازیکنان جدید باید در فضای رقابتی باشگاهها رشد کنند تا تیم ملی بتواند در آینده از یک پشتوانه واقعی برخوردار باشد. شاید با نگاهی دقیقتر بتوان شرایط فعلی را، با وجود همه مشکلات، تا حدودی خوشبینانه بررسی کرد. فوتبال ایران ناخواسته از بخشی از هیجانهای کاذب و هزینههای غیرمنطقی فاصله گرفته و به سمت فضایی آرامتر حرکت میکند. این آرامش، اگر با برنامه همراه شود، میتواند فرصتی برای بازنگری و ساختن آینده باشد.
نباید فراموش کرد که پوستاندازی فقط در زمین مسابقه اتفاق نمیافتد. تغییر نسل واقعی زمانی شکل میگیرد که سه ضلع اصلی فوتبال یعنی مدیریت، مربی و بازیکن در یک مسیر مشترک قرار بگیرند. مدیران باید نگاه آیندهنگر داشته باشند، مربیان باید شهامت استفاده از نیروهای تازه را پیدا کنند و بازیکنان جوان نیز باید فرصت رشد و دیده شدن داشته باشند. لیگهای داخلی، چه لیگ برتر و چه لیگ یک، نقطه شروع این چرخه هستند. آینده فوتبال ایران از همین مسابقات ساخته میشود؛ جایی که استعدادها کشف میشوند، مربیان رشد میکنند و تفکر مدیریتی خود را نشان میدهد.
جام جهانی تمام شد، اما آزمون واقعی فوتبال ایران تازه آغاز میشود. اگر قرار است از روزمرگی فاصله بگیریم، این تغییر باید از همین امروز آغاز شود؛ تغییری که شاید نخستین نشانههای آن را بتوان در فصل جدید لیگ و سپس در جام ملتهای آسیا مشاهده کرد.
انتهای پیام/






