به گزارش پایگاه خبری خبرآنی، پایان دوران جانی اینفانتینو در رأس فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا)، پس از گذشت حدود 11 سال به نظر میرسد کلید خورده و عزمی جهانی برای این کار شکل گرفته است. رئیس سوئیسی-ایتالیایی فیفا به خاطر اقدامات اخیرش، از نقض قوانین بیطرفی سیاسی و لغو کارت قرمز فولارین بالوگان در جام جهانی 2026 گرفته تا طرح جنجالی فروش سهام جام جهانی، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. با وجود اینکه رئیس فیفا با انتشار بیانیهای این پروژه بحثبرانگیز را منتفی اعلام کرد، اما حالا ائتلافی شکل گرفته تا او را از مسند ریاست بالاترین نهاد فوتبال در جهان پایین بکشند. نشریه انگلیسی «ایندیپندنت» با انتشار مقالهای به قلم «میگل دلینی» به بررسی این موضوع پرداخته است:
در حالی که چهرههای فوتبالی با اشتیاق اخبار عقبنشینی تحقیرآمیز جانی اینفانتینو را دستبهدست میکردند و بسیاری از آنها با رضایت تا ساعات پایانی بامداد شنبه بیدار ماندند، عزم و اراده آنها فقط محکمتر از قبل شد. حس و حال عمومی اصلاً این بود که گام اول برداشته شده، اما حالا نوبت گام دوم است، اینکه "او هنوز هم باید برود".
پایگاه قدرت اینفانتینو قطعاً تا حد زیادی فرو ریخته است؛ او حتی شاید حمایتهای دونالد ترامپ را هم از دست داده باشد. روز جمعه، وقتی از رئیسجمهور آمریکا پرسیدند آیا با او درباره این طرح (طرح پیشنهادی رئیس فیفا برای فروش سهام جام جهانی) مشورت شده بود یا خیر، ترامپ تنها با یک کلمه، شخصیتی را که بارها غیرمعمول تحسینش کرده بود، زیر سؤال برد و گفت "نه".
و همین؛ همهچیز تمام شد. شاید این پایان کار اینفانتینو باشد. یوفا هم پیش از این به طور رسمی اعلام کرده که اعتماد خود را به او از دست داده است.

یکی از چهرههای برجسته فوتبال درباره جانی اینفانتینو گفت: مشخص شد که مدیریت او ضعیف، شخصیتش زیر سؤال و منافعش کاملاً شخصی است؛ او مطلقاً فرد اشتباهی برای ریاست فیفاست.
حتی با استانداردهای پرحاشیه دنیای فوتبال و تمام اتفاقات پیرامون اینفانتینو، این هفته واقعاً هفته عجیبی بود.
دوشنبه: در موقعیتی ظاهراً شکستناپذیر و در حال حرکت به سمت یک دوره ریاست دیگر؛ تا جایی که او رسانهها را به خاطر انتقاد سرزنش میکند.
جمعه: دنیایش روی سرش خراب شده و تمام جهان، طوری به او حمله میکنند که پیش از این هرگز دیده نشده بود.
هیچ سازمان مهم دیگری نمیتوانست بدون برکناری مسؤلان ارشد و بازنگریهای عمیق بنیادی، چنین تحقیر عمومی و از دست رفتن کامل اعتباری را تجربه کند و قسر در برود.
دقیقاً به همین دلیل است که "گام سوم" باید از گام اول و دوم هم مهمتر باشد؛ اینکه مسؤلیتپذیری واقعی ایجاد شود و همه بپذیرند که موضوع در نهایت بسیار فراتر از یک نفر و یک هفته است.
کوین لامور از مدیران ارشد فیفا و یکی از معدود چهرههایی که از این جریانات سربلند و با اعتباری بیشتر بیرون آمد، روز جمعه در بیانیهای که تیر خلاص به اینفانتینو محسوب میشد، موضوع را به بهترین شکل خلاصه کرد و گفت: در رابطه با این پروژه و اتفاقات بعدی، هر کسی باید مسؤلیت اعمال خود را بپذیرد.
از این حیث، هفتهای که گذشت نمونهای کلاسیک از یک فروپاشی سیاسی بود؛ تا جایی که اهالی فوتبال آن را با سقوط مارگارت تاچر مقایسه میکنند. شاید زمینهسازی چنین سقوطی زمان ببرد، اما وقتی زمانش برسد، خیلی سریع اتفاق میافتد.
دقیقاً به همین دلیل است که چنین هفتهای، هرچقدر هم در ابتدا به خاطر رو کردن تمام نیروهای سیاهی که بر این ورزش حکمفرمایی میکنند، بد به نظر برسد اما میتواند خصلتهای خوبی را هم بیرون بکشد. مدیران فوتبالی که اغلب به انفعال و بیحالی متهم میشدند، ناگهان شور و شوق تازهای پیدا کردند.
به همین ترتیب، اینکه آینده و ماهیت جام جهانی در جایی مثل کنفرانس الن و شرکا - نشستی خصوصی و سفارشی برای میلیاردرها که سال گذشته طرح اولیه این نقشه در آن کشیده شد - تعیین نشده، یک پیروزی اخلاقی بزرگ است. جسارت و وقاحت این افراد، بهویژه در تلاش برای سوءاستفاده از ورزشی که متعلق به مردم است، حیرتآور است.

الکساندر چفرین رئیس یوفا که البته میتوان از او هم به خاطر برخی مشکلات مشابه با اینفانتینو بهحق انتقاد کرد، فرجامی یافت تا آنچه را که در آن تخصص دارد به رخ بکشد. او درست مانند ماجرای سوپرلیگ اروپا، تحسینبرانگیز و حماسهساز سخن گفت، اما باز هم مثل همان ماجرای سوپرلیگ اروپا، بسیاری از مشکلاتی که اصلاً زمینهساز این وضعیت شدند، همچنان سر جای خود باقی هستند.
وقتی یکی از چهرههای فوتبالی شروع به بازگو کردن فهرست مسائلی کرد که اینفانتینو مسبب آنها بوده، ناگهان دست از صحبت کشید، خندید و گفت: این فهرست آنقدر طولانی است که اصلاً خندهدار است!
این مسائل طیف وسیعی از موضوعات را در بر میگیرد؛ از شکستهای مطلق در نظام مدیریتی گرفته تا سبک رفتار و منش شخصی او. از آن کنفرانس خبری کذایی در قطر و مدیریت از طریق اینستاگرام گرفته تا تلاش برای آشتی دادن و دست دادن نمایندههای اسرائیل و فلسطین و بقیه را به آرامش دعوت کردن! البته این فهرست، انتقادات کاملاً بهجا درباره اقدامات ملموستر او را نادیده میگیرد؛ اقداماتی از جمله؛ نقش و حضور اولیه در پروژه سوپرلیگ؛ تلاشهای قبلی برای واگذاری سهام به سرمایهگذاران خصوصی و شیفتگی عجیب او به رمزارزها (کریپتو)؛ ابهامات و روند پشت پرده برگزاری جام جهانی باشگاهها؛ زیر سؤال بردن سلامت رقابتهای ورزشی با راه دادن اینتر میامی به این تورنمنت و کاهش میزان محرومیت کریستیانو رونالدو در جام جهانی؛ ماجرای وقت استراحتهای هیدراتاسیون (وقت استراحت برای نوشیدن آب)؛ قضایای مربوط به پرونده فولارین بالوگان؛ چاپلوسی و خوشخدمتی عمومی برای چهرههای سیاسی مسئلهدار و رهبران مستبد؛ و شاید بالاتر از همه، روندی که در نهایت به اعطای میزبانی جام جهانی 2034 به عربستان سعودی انجامید.
و با این حال، با وجود اینکه ممکن است اینفانتینو حالا برود، همه مجبورند با عواقب تمام این تصمیمات زندگی کنند. دنیای فوتبال هشت سال دیگر همچنان مجبور است شال و کلاه کند و راهی عربستان سعودی شود و دوباره همان بحثهای زمان قطر درباره حقوق بشر و کارگران مهاجر را تکرار کند و دلیلش این است که خودِ همان سیاستمداران فوتبالی که امروز او را محکوم میکنند، اجازه دادند اینفانتینو دست به تمام این کارها بزند.
یکی از دلایلی که او همین دوشنبه پیش جرأت کرد به انتقادات رسانهها بتازد، این بود که کلاً به شنیدن هیچگونه انتقادی از درون بدنه و خانواده فوتبال عادت نداشت.

همانطور که یکی از منابع آگاه گفت که فدراسیونهای ملی به اندازهی کافی در برابر رفتارهای غیرقابلقبول او ایستادگی نکردند، تا زمانی که اوضاع دیگر کاملاً غیرقابل تحمل شد. شورای فیفا رسماً هیچگونه نظارتی انجام نداد، تا جایی که تقریباً از همهچیز بیخبر نگهداشته شده بود. به اینفانتینو اجازه داده شد تا بدون هیچ کنترلی، فراتر از حد مجاز پیش برود.
این موضوع تماماً تقصیر افراد نیست. ساختار فیفا - و البته یوفا - اختیارات و قدرت نابجایی به رئیس میدهد؛ ساختاری که در آن مدیریت میتواند به «حکمرانی با صدور دستورات یکجانبه» تبدیل شود و همهچیز توسط سیستم توزیع مجدد درآمدها شکل بگیرد؛ سیستمی که رسماً به ابزاری برای جمعآوری و تضمین رأی تبدیل شده است. همه میدانند مخالفت با رئیس - همانطور که برخی فدراسیونهای عضو یوفا حتی پیش از نشست روز پنجشنبه حس کردند - چه عواقب سختی برای سازمان خودشان دارد؛ محرومیت و از دست دادن میزبانی رویدادها و تورنمنتهای بزرگ.
کوین لامور (از مدیران ارشد فیفا) به تحقیر و ارعاب اشاره کرد. دقیقاً به همین دلیل است که فروپاشی و شکست زیادهرویهای کینهتوزانه اینفانتینو در سوءاستفاده از این سیستم، با چنین شور و هیجانی همراه شده است.
حس و حال عمومی در بدنه فوتبال این بود که او فکر میکرد میتواند این طرح خصوصیسازی را پیش ببرد، صرفاً به این دلیل که کلاً روند کارها همینطور بوده است. این یک نمونه کلاسیک از زیادهروی ناشی از اعتماد به نفس کاذب بود.
با این حال، همانطور که رئیس یکی از فدراسیونهای عضو میگوید: خوشحالم این سیستم مریدپروری و توزیع رانتِ خندهدار بالاخره ماهیت واقعیاش برملا شد؛ این پولها حق قانونی و متعلق به خودِ اعضاست، نه ابزاری برای خریدن رأی.
دقیقاً به همین دلیل است که انجام اصلاحات - همان اصلاحاتی که در سال 2016 و هنگام جانشینی اینفانتینو به جای سپ بلاتر رخ نداد - اکنون باید در اولویت اصلی قرار گیرد؛ همانطور که تفکیک واقعی اختیارات و قوا باید انجام شود تا رئیس فیفا دیگر چنین قدرت بیحدوحصری نداشته باشد.
اما آیا این اتفاق واقعاً رخ خواهد داد؟ چنین کاری مستلزم آن است که چفرین - که نقش محوری در تحولات این هفته داشته و حالا فرصت را برای از میان برداشتن رقیب بزرگش غنیمت شمرده - اختیارات خودش را هم محدود کند. در بیانیه یوفا به بازنگری «همهجانبه و بنیادی» در رهبری فیفا اشاره شده بود، اما تکلیف ساختار مدیریتی خودِ یوفا چه میشود؟
باید یک سیستم نظارتی دقیق و مکانیسم ایجاد توازن قدرت وجود داشته باشد. همین حالا هم این حس به چشم میخورد که دنیای فوتبال دارد صرفاً وارد مرحله بعدی میشود؛ مرحله ثبتنام نامزدهای ریاست فیفا تا مهلت مقرر در ماه نوامبر، پیش از برگزاری انتخابات ماه مارس. به عبارت دیگر؛ همان آش و همان کاسه، فقط با نامهایی جدید در یک سیستم قدیمی.

همانطور که لیزه کلاونس رئیس سرسخت و مصمم فدراسیون فوتبال نروژ گفت: این ماجرا نباید صرفاً به یک جاهطلبی و نبرد قدرت دیگر پشت درهای بسته ختم شود. تمام تلاشهای ما باید معطوف به بهبود و اصلاح ساختار مدیریتی باشد.
سخنان او یادآور صحبتهای لامور بود که گفت: اکنون زمان آن فرا رسیده که رهبران سیاسی فوتبال پرسشهای درست را از خود بپرسند و تصمیمات درست را اتخاذ کنند.
این موضوع لزوماً به معنی بحث درباره اینکه «چه کسی باید جایگزین اینفانتینو شود» نیست، بلکه بحث بر سر این است که «چه سیستمی باید جایگزین سیستم فعلی شود».
برخی حتی فراتر میروند و تأکید دارند که دیگر نمیتوان مدیریت یک تجارت بینالمللی چند میلیارد دلاری را به یک انجمن سوئیسی که اساسنامهاش مناسب یک باشگاه محلیِ یولینگ است، سپرد. دنیای فوتبال به یک شرکت با مسئولیت محدود تحت قوانین یک حوزه قضایی شفاف و دارای یک هیئت مدیره واقعی نیاز دارد.
در حال حاضر، تمام تمرکزها روی بیرون راندن اینفانتینو است. مدیران فوتبالی به این نکته اشاره میکنند که این ماجرا ثابت میکند او دو بند از اساسنامهی خودِ فیفا درباره وظایف ریاست را نقض کرده است؛ بهویژه بندهای مربوط به تلاش برای ایجاد یک تصویر مثبت از فیفا و سعی در حفظ و توسعه روابط حسنه میان طرفهای ذینفع. هماکنون تلاشهایی در جریان است تا کشورها نامههای حمایتی قبلی خود از او را پس بگیرند، نامههایی که البته تعدادشان کم هم نیست.
در همین راستا، در بیانیه صبح شنبه اینفانتینو هم یک گاف و لغزش کلامی دیده میشد؛ او پس از کلی استفاده از کلمه «ما»، ناگهان از عبارت «قصد و نیتِ من» استفاده کرد!
فوتبال باید خودش را از این منجلاب نجات دهد. فوتبال باید بسیار بزرگتر و فراتر از اینها فکر کند.
انتهای پیام/






