پایگاه خبری خبر آنی - گروه جامعه: جنگ را معمولاً با صدای انفجار، دود، آوار و ویرانی میشناسند؛ اما حقیقت این است که جنگ، پیش از آنکه ساختمانها را ویران کند، زندگی انسانها را فرو میریزد. در میان همه قربانیان، کسانی بیش از دیگران آسیب میبینند که از همان پیش از جنگ نیز با دشواریهای بیشتری زندگی میکردند؛ کودکان، سالمندان، بیماران، زنان سرپرست خانوار و افراد دارای معلولیت. برای این گروهها، هر بحران میتواند به فاجعهای جبرانناپذیر تبدیل شود.
افراد دارای معلولیت بیش از هر گروه دیگری به امنیت، دسترسی و استمرار خدمات وابستهاند. یک مسیر ارتباطی، یک مرکز درمانی، یک وسیله حملونقل یا حتی یک پل روستایی، برای آنان تنها یک سازه عمرانی نیست؛ بلکه پلی است میان خانه و درمان، میان زندگی و امید، میان انزوا و حضور در جامعه. هنگامی که جنگ این پیوندها را از میان برمیدارد، نخستین کسانی که زیر بار این فروپاشی خرد میشوند، همان آسیبپذیرترین انسانها هستند.
در روزهای پرالتهاب جنگ، سازمان بهزیستی کشور تلاش کرد تا با حفظ خدمات حمایتی و توانبخشی، از تبدیل شدن بحران نظامی به یک بحران اجتماعی جلوگیری کند. شبکه گسترده خدمات اجتماعی، مراکز نگهداری، نیروهای تخصصی و ظرفیتهای مردمی به کار گرفته شدند تا افراد دارای معلولیت، سالمندان و سایر گروههای نیازمند، کمترین آسیب ممکن را متحمل شوند. اما واقعیت تلخ جنگ این است که گاهی هیچ شبکه حمایتی نمیتواند در برابر یک انفجار، از جان انسانها محافظت کند.
یکی از تلخترین نمونههای این واقعیت، در روستای نیمهکار شهرستان بندرخمیر رقم خورد
آن روز، همایون چترزرین، مردی ۳۲ ساله و برادر کوچکترش مازیار، نوجوانی ۱۱ ساله، همچون بسیاری از مردم عادی در حوالی پل ارتباطی نیمهکار بندر خمیر حضور داشتند. هر دو از افراد دارای معلولیت و تحت پوشش سازمان بهزیستی بودند. زندگی آنها سالها با محدودیتهای ناشی از معلولیت گره خورده بود، اما خانوادهشان با امید و صبوری برای ادامه زندگی تلاش میکردند.

لحظاتی بعد، انفجار همه چیز را تغییر داد
بر اثر حملهای که به این زیرساخت ارتباطی صورت گرفت، همایون و مازیار جان خود را از دست دادند. انفجار تنها بتن و آهن پل را در هم نشکست؛ دو زندگی را خاموش کرد و خانوادهای را برای همیشه در سوگ فرو برد. در همان حادثه، شماری دیگر از شهروندان نیز کشته و مجروح شدند و یک روستا، شاهد یکی از تلخترین روزهای خود شد.
برای بسیاری، شاید پل فقط راهی برای عبور باشد؛ اما برای خانوادهای که عضوی دارای معلولیت دارد، پل یعنی امکان رسیدن به پزشک، مرکز توانبخشی، مدرسه، داروخانه و خدماتی که زندگی روزمره به آن وابسته است. تخریب چنین زیرساختی تنها یک خسارت عمرانی نیست؛ رشتههای اتصال انسانهای آسیبپذیر به ابتداییترین امکانات زندگی را از هم میگسلد.
جنگ دقیقاً از همین نقطه، چهره واقعی خود را نشان میدهد. آسیبها میان همه مردم به یک اندازه توزیع نمیشود. کسانی که پیش از بحران نیز به حمایت بیشتری نیاز داشتند، در زمان جنگ چند برابر دیگران آسیب میبینند. وقتی مسیرهای ارتباطی از بین میروند، دسترسی به درمان دشوارتر میشود، خدمات توانبخشی متوقف میشود، هزینه رفتوآمد افزایش مییابد و خانوادههایی که پیش از آن نیز با مشکلات فراوان دستوپنجه نرم میکردند، بیش از پیش در معرض فقر، انزوا و محرومیت قرار میگیرند.
روز بعد، فضای روستای نیمهکار غرق در اندوه بود
پیکرهای مطهر همایون و مازیار در میان اشک و اندوه مردم، خانواده، مسئولان محلی و کارکنان سازمان بهزیستی تشییع شد. مدیرکل بهزیستی هرمزگان، مسئولان استانی، کارشناسان بهزیستی شهرستان خمیر و جمعی از مردم در این مراسم حضور یافتند تا آخرین بدرقه را برای دو برادری انجام دهند که قربانی جنگ شدند.
در روزهای پس از این حادثه، مسئولان استان هرمزگان نیز با حضور در منزل خانوادههای داغدار، از جمله خانواده شهیدان مازیار و همایون چترزرین، با آنان ابراز همدردی کردند. استاندار هرمزگان با اشاره به هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی، این اقدام را نشانهای از شدت خسارتهای واردشده به مردم منطقه دانست و بر پیگیری مطالبات خانوادههای قربانیان تأکید کرد.
پیگیری این حادثه تنها به سطح استان محدود نماند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز در ارتباطی برخط با خانواده این دو برادر، ضمن ابراز همدردی، بر حمایت دولت از این خانواده تأکید کرد و دستور بررسی و رسیدگی به مشکلات آنان، از جمله موضوع مسکن، را به سازمان بهزیستی و ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی هرمزگان صادر کرد.
در این دیدار، وزیر رفاه با محکوم کردن حملهای که به کشته شدن شهروندان غیرنظامی انجامید، اظهار داشت که این حادثه نمادی از آسیب دیدن غیرنظامیان در جریان جنگ بوده است. وی همچنین با استناد به آموزههای قرآن کریم، قتل انسانهای بیگناه را مصداق جنایتی بزرگ دانست و تأکید کرد که سازمان بهزیستی تمام ظرفیت خود را برای حمایت از این خانواده به کار خواهد گرفت.
سرنوشت همایون و مازیار، تنها روایت دو برادر نیست؛ روایت هزاران انسانی است که در جنگها، بیآنکه سلاحی در دست داشته باشند، قربانی تصمیمهایی میشوند که هرگز در آن نقشی نداشتهاند. ویرانی یک پل شاید در گزارشهای رسمی تنها بهعنوان خسارت به زیرساخت ثبت شود؛ اما در حافظه یک خانواده، آن پل آخرین جایی است که عزیزانشان را زنده دیدهاند.
جنگ، فقط شهرها را ویران نمیکند؛ خاطرهها را میسوزاند، خانوادهها را داغدار میکند و آینده انسانهایی را میگیرد که تنها جرمشان، زندگی کردن در میانه آتش و انفجار بوده است و شاید تلخترین حقیقت جنگ همین باشد؛ اینکه نخستین قربانیان آن، نه نظامیان، بلکه انسانهای بیدفاعی هستند که بیش از همه به امنیت، آرامش و حمایت نیاز دارند؛ انسانهایی مانند همایون و مازیار.

اما روایت همایون و مازیار، با پایان مراسم تشییع به پایان نرسید
خبر شهادت این دو برادر، در سراسر خانواده بزرگ بهزیستی بازتابی عمیق داشت. مسئولان سازمان، این حادثه را تنها از دست رفتن دو عضو جامعه هدف ندانستند؛ بلکه آن را یادآور واقعیتی تلخ دانستند که جنگ، پیش از هر کس، جان انسانهای بیدفاع و آسیبپذیر را میگیرد. در پیامها و اظهارنظرهای منتشرشده، بر این نکته تأکید شد که افراد دارای معلولیت، کودکان، سالمندان و دیگر گروههای نیازمند حمایت، بیشترین هزینه درگیریها را میپردازند؛ انسانهایی که هیچ سهمی در تصمیمگیریهای جنگ ندارند، اما نخستین قربانیان آن میشوند.
در همین راستا، سازمان بهزیستی با ابراز همدردی با خانواده همایون و مازیار چترزرین، اعلام کرد که در کنار بازماندگان خواهد ایستاد و از همه ظرفیتهای حمایتی خود برای کاهش آلام این خانواده و رسیدگی به نیازهای آنان استفاده میکند. مسئولان این سازمان همچنین یادآور شدند که با شهادت این دو برادر، شمار جانباختگان جامعه هدف بهزیستی در جریان جنگ به نوزده نفر رسیده است؛ آماری که خود گویای سهم سنگین اقشار آسیبپذیر از رنج و خسارت جنگ است.
در پیام تسلیت رئیس سازمان بهزیستی نیز، شهادت این دو برادر تنها فقدان دو انسان توصیف نشد، بلکه زخمی بر وجدان انسانی دانسته شد؛ زخمی که نشان میدهد هنگامی که آتش جنگ شعلهور میشود، مرزهای انسانیت نیز آسیب میبیند و حتی کودکان و افراد دارای معلولیت نیز از پیامدهای آن در امان نمیمانند. در این پیام، بر ضرورت پاسداشت یاد قربانیان، حمایت از خانوادههای آنان و تداوم خدمت به جامعه هدف بهزیستی تأکید شده بود؛ مسئولیتی که فراتر از یک وظیفه اداری، تعهدی انسانی و اخلاقی توصیف شد.
تلخترین درس این روایت
پلها را میتوان دوباره ساخت، دیوارهای فروریخته را میتوان از نو بالا برد و جادههای ویرانشده را میتوان بازسازی کرد؛ اما هیچ دستی نمیتواند کودکی را به آغوش مادرش بازگرداند یا جای خالی دو برادر را بر سر سفره یک خانواده پر کند.
نام همایون و مازیار، تنها در فهرست قربانیان یک حادثه ثبت نخواهد شد؛ آنها یادآور حقیقتی هستند که تاریخ بارها آن را تکرار کرده است: جنگ، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، انسانها را میشکند و سنگینترین بار آن بر دوش کسانی میافتد که کمترین توان دفاع از خود را دارند.
شاید اگر قرار باشد از این روایت، تنها یک جمله در حافظه بماند، همان باشد که در تمام این ماجرا تکرار شد؛ اینکه قربانی واقعی جنگ، نه دیوارها و پلها، بلکه انسانهای بیدفاعی هستند که تنها میخواستند زندگی کنند. همایون و مازیار نیز یکی از همان انسانها بودند؛ دو برادر که سهمشان از جهان، نه میدان نبرد، بلکه آرزوی یک زندگی آرام بود، اما نامشان برای همیشه در حافظه مردم هرمزگان و خانواده بزرگ بهزیستی، به نشانه مظلومیت قربانیان جنگ باقی خواهد ماند.






