به گزارش پایگاه خبری خبرآنی، لیگ ملتهای 2026 برای والیبال ایران با رتبه چهاردهم به پایان رسید؛ سه برد، 9 شکست و کارنامهای که سالها در ذهن هواداران باقی خواهد ماند. آنچه اما بیش از این آمار تلخ، افکار عمومی را آزرده کرد، بازیکنانی بودند که در بسیاری از مسابقات نه عطش پیروزی داشتند، نه واکنشی در روزهای سخت و نه تصویری از بازیکنی که حاضر باشد برای هر امتیاز تا آخرین نفس بجنگد.
این مسئله حتی روبرتو پیاتزا، سرمربی ایتالیایی تیم ملی را هم شاکی کرده بود: «مشکل اصلی این است که خیلی زود تسلیم میشویم. این چیزی است که نه میتوانم بپذیرم و نه درکش کنم. فرقی هم نمیکند چه کسی داخل زمین باشد و چه کسی بیرون زمین؛ چیزی که من میبینم این است که تیم خیلی زود دست از جنگیدن برمیدارد. سؤال اصلی من این است؛ میل و اشتیاق برای پیشرفت کجاست؟»
پیراهن تیم ملی، لباس تمرین یا باشگاه نیست که هر وقت هر کسی خواست بپوشد و هر وقت نخواست، مسئولیتش را کنار بگذارد. این پیراهن امانتی است از مردم؛ مردمی که حق دارند از بازیکنانشان انتظار تعهد، جنگندگی و پاسخگویی داشته باشند اما وقتی آخرین مسابقه با شکست به پایان رسید، بسیاری از بازیکنان حتی حاضر نشدند مقابل دوربینها بایستند و چند دقیقه درباره عملکرد خود با مردم صحبت کنند؛ گویی پاسخگویی هم از فهرست وظایف تیم ملی حذف شده است.
شکست در ورزش قابل پذیرش است، اما بیتفاوتی نسبت به باخت و سکوت در برابر افکار عمومی، انتقادها را چند برابر میکند. هواداران از بازیکنان فقط پیروزی نمیخواهند؛ انتظار دارند آنها نشان دهند که ارزش این پیراهن را درک میکنند و در روز شکست نیز مسئولیت عملکرد خود را میپذیرند.
والیبال ایران امروز بیش از هر چیز به بازیکنانی نیاز دارد که بدانند تیم ملی جایگاه ویژهای است، نه یک موقعیت معمولی. هر کسی این پیراهن را بر تن میکند باید ثابت کند شایستگی آن را دارد؛ هم در زمین مسابقه و هم مقابل مردمی که صاحبان واقعی این پیراهن هستند. اگر کسی حاضر نیست برای این پیراهن بجنگد و پس از ناکامی نیز پاسخگوی افکار عمومی باشد، طبیعی است که این پرسش مطرح شود آیا آماده پذیرش مسئولیت سنگین تیم ملی هست یا خیر؟
انتهای پیام/






