دل‌نوشته سردار اشتری در رثای وداع با امام شهید/ روزی که ایران یکدل شد

به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری خبرآنی، سردار حسین اشتری مشاور عالی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در امور امنیتی و انتظامی و فرمانده پیشین فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، در دل‌نوشته‌ای از تشییع امام شهید که در اختیار پایگاه خبری خبرآنی قرار داده است، روایت و برداشت شخصی خود از روزهای وداع، تشییع و بدرقه رهبر شهید را به رشته تحریر درآورده است.

او در این نوشته، با نگاهی عاطفی و توصیفی، از حضور میلیونی مردم در تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا، جلوه‌های همبستگی و وفاداری مردم، و احساسات خود در واپسین لحظات وداع سخن گفته و این مراسم را نمادی از وحدت، استمرار راه و تجدید عهد با آرمان‌های رهبر شهید توصیف کرده است.

در ادامه این دلنوشته را بخوانید:

سال‌ها بود که این روز را از ته دل بیم داشتیم و ناخواسته هراسش را به جان خریده بودیم. می‌دانستیم که جهان، روزی بی‌او خواهد ماند، اما کاش این روز هیچ‌گاه فرا نمی‌رسید. کاش می‌شد که سایه‌اش بر سر این خاک و این مردم، تا ابد کشیده می‌شد. با این حال، تقدیر الهی چنین بود و ما ماندیم و حسرتی که در کلمات نمی‌گنجد. اما شاید بزرگترین و آخرین درس او در همین روزهای پایانی، اتحاد و یکپارچگی بود؛ آنگونه که در مراسم وداع ، هر مرز و دیوار و هر رنگ و نژاد و هر قشر و جایگاهی را کنار زدیم و فقط و فقط "ایرانی" و "شیفته" بودیم.

مصلی تهران، آن روز، دیگر یک مکان نبود؛ یک میدان عشق بود. موجی از جمعیت، از پیر و جوان، زن و مرد، با چشم‌هایی اشک‌بار و دلی گرفته، با شور و شوقی وصف‌ناشدنی، برای آخرین دیدار آمده بودند. شگفت‌انگیز بود که در آن غم بزرگ، چشمان مردم از نور امید می‌درخشید. هر کس در نگاه دیگری، آینه‌ای از ارادت خویش را می‌دید و این شوق، نه فقط برای وداع که برای تجدید پیمانی دوباره با آرمان‌هایش بود .

اینجا، ما همه یکی بودیم. تفاوت ها و سلیقه‌های کوچک، در برابر دریای بیکران جمعیت، گم و نابود شده بود. صف‌ها به هم پیوسته بود و تنها یک واژه بر لب‌ها جاری بود: یا حسین! یا رهبر!

خلوصی که در آن روز بر چهره‌ها نقش بسته بود، گویا آینه‌ای بود از جان‌های پاکی که برای لحظاتی، از قفس تن رسته بودند و در آسمان بی‌نهایت عشق، پرواز می‌کردند .

اما در میان این شور، دلم تنگ بود، دلم برای همان نگاه پرمهرش، برای همان لبخند معنادارش، برای دستانی که همیشه برای این ملت به آسمان بلند می‌شد، تنگ شده بود. آن روز، در دل مصلی، میان آن همه جمعیت، احساس غربتی عجیب داشتم. همه ما یکدل بودیم، اما همه با هم، در غم یک "نبود"شریک بودیم.

هر لحظه که به تابوتش می‌اندیشیدم، دلم مثل یک برگ خشکیده در باد، می‌لرزید. با خود می‌گفتم: «ای کاش یک بار دیگر، از آن لبخندهای شیرینت را به ما هدیه می‌دادی، ای کاش یک بار دیگر، نوای گرمت را در گوش جانمان می‌سرودی.» این دلتنگی، مرهمی نداشت جز همان فریادهای «یا حسین» که از جان شیفتگان برمی‌خاست.

و اما آن روز در تهران، روزی که تاریخ، نفس‌هایش را در سینه حبس کرده بود. از ساعات اولیه صبح، خیابان‌های منتهی به میدان آزادی، نه خیابان که رگ‌های یک پیکر زنده بود؛ پیکری که با ضربان قدم‌های عاشقان، می‌تپید. من در میان این موج عظیم، غرق شده بودم؛ نه به‌عنوان یک ناظر، بلکه به‌عنوان قطره‌ای که در دریایی از ایمان و ارادت، گم شده بود. هر سو که نگاه می‌کردم، چشمانی بود که با شوقی عجیب، افق را می‌کاوید و دستانی که در هوای سرد صبح، برای آخرین دیدار، به‌سوی تابوت نورانی او دراز می‌شد. در آن شلوغی بی‌نظیر، شور و شعف مردم از عمق باوری ریشه‌دار بود که می‌دانستند این وداع، آغازی است بر تداوم راهی که او رفت. پیرمردی کنارم، با محاسنی خیس از اشک، فریاد می‌زد و جوانی دیگر، با چشمانی براق از امید، شانه‌هایش را محکم گرفته بود تا نیفتد. گویی این جمعیت میلیونی، یک روح واحد بود که در کالبدی از خاک، نفس می‌کشید؛ یک روح که جز "یا لثارات الحسین" و "یالثارات الخامنه‌ای» نمی‌سرود. لحظاتی که تابوت از مقابل ما عبور کرد، دیگر نه من بودم و نه کس دیگری؛ همه ما، در یک آن، به امتداد وجود او تبدیل شده بودیم و با نگاه‌های خیس و دل‌های لرزان، با تمام هستی، با او عهد می‌بستیم که «تا آخرین نفس، در این مسیر، ثابت‌قدم می‌مانیم.» آن شور عجیب، آن حضور کم نظیر، نه در تهران که در تمام اعصار این سرزمین، بی‌نظیر بود و من، در میان آن موج عظیم، بیش از هر زمان دیگری، به عظمت ملتی پی بردم که برای وداع با رهبرش، تمام شهر را به میدان عشق تبدیل کرده بود.

و اما آن لحظه بی‌نظیر در مسجد مقدس جمکران، وقتی که زمین و زمان، با هم به سوگ نشسته بودند و جمعیتی که از اقصی نقاط ایران خود را به این حریم رسانده بودند، در انتظار وداعی دیگر نفس‌ها را در سینه حبس کرده بودند. در آن هنگام، حضرت آیت‌الله جوادی آملی، آن مرجع بزرگوار و حکیم الهی، با چشمانی اشک‌بار و دلی لرزان، برای اقامه نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید، پا به پیش نهاد . آنچه در آن لحظات رخ داد، فراتر از یک نماز میت ساده بود؛ نمازی که در تاریخ این سرزمین، به عنوان یک سند معرفتی و شهادتنامه‌ای الهی برای یک عمر مجاهدت، ثبت خواهد شد .

در میان آن همه عظمت و شکوه، کلام آیت‌الله جوادی آملی، جان‌های شیفته را نوازش می‌داد و دیده‌ها را، بیش از پیش، به دریایی از اشک می‌نشاند. ایشان نماز را با این تعبیر بلند آغاز کردند که جان هر شنونده‌ای را به لرزه درآورد: «اللهم إن هذا المسجّی قدامنا عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک» . پیش از هر عنوان و مسئولیتی، او را بنده‌ای از بندگان خداوند خواندند؛ پیامی عمیق که عظمت انسان را نه در قدرت و جایگاه، بلکه در میزان عبودیت و اتصال او به پروردگار معنا می‌کند.

و سپس، در فرازی که هنوز هم در گوش جانم طنین‌انداز است، سه بار واژه «نَزَلَ» را تکرار فرمودند: «نَزَلَ، نَزَلَ، نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَجَبَرُوتِکَ وَعَظَمَتِکَ وَمَلَکُوتِکَ» . این تکرار، نه فقط تأکیدی ادبی، که حامل معنایی ژرف در نگاه قرآنی و عرفانی بود؛ مرگ را نه پایان و نیستی، بلکه انتقال بنده از نشئه دنیا به ساحت قرب و رحمت الهی ترسیم می‌کرد؛ ورود به پیشگاه عزت، جلال، جبروت و ملکوت پروردگار.

و اوج آن شهادتنامه، جایی بود که آن مرجع فرزانه، آن رهبر شهید را با چهار تعبیر بلند معرفی کردند: «مجاهد، ورع، موحد و متألّه» . این واژگان، چهار ضلع یک انسان الهی را به تصویر می‌کشید؛ انسانی که در میدان عمل، مجاهد است؛ در اخلاق، پرهیزکار؛ در اندیشه، موحد؛ و در جان و دل، پیوسته متوجه خداوند. و در اوج این توصیفات، با تکرار سه‌باره "اللهم"، او را "شهیداً للإسلام والقرآن والعترۀ" خواندند و پس از آن، برایش صفات بلندی را برشمردند که هر کدام، چون نگینی بر تارک تاریخ این مرز و بوم می‌درخشد: "قتیل اسلام، قتیل امت، قتیل صیانت، قتیل کیان، قتیل عظمت، قتیل سیادت و وحدت" .

در آن لحظات، که اشک‌های آیت‌الله جوادی آملی بر محاسن شریفش جاری بود و صدای شیون جمعیت، گنبدهای مسجد جمکران را لرزانده بود، بیش از هر زمان دیگری به عظمت این مکتب و رهبر شهیدش پی بردم. آن نماز، نه فقط بدرقه‌ای برای یک شخصیت تاریخی، که تفسیر یک راه و ترسیم یک افق بود؛ روایت آغاز یک مسئولیت برای آیندگان و همه ارادتمندان آن راه .

اما پس از تهران و قم، کاروان وداع، راهی سرزمین‌های نور شد؛  به نجف اشرف، حرم امیرالمؤمنین علی (ع) و سپس به کربلای معلی، حریم سیدالشهدا حسین (ع). آنجا که خاک، بوی عاشورا می‌دهد و هر ذره‌اش، خاطره‌ای از ایثار و مقاومت را در دل دارد. هرچند توفیق درک حضور نداشتم ولی دل در پِی کاروان از قاب رسانه ها دادم.

در  نجف، عظمت این وداع، رنگ و بویی دیگر یافت. حتی پیش از آنکه پیکر مطهر وارد شود، مردم عراق از استان‌های دور و نزدیک، از بصره، میسان و مثنی، خود را به نجف رسانده بودند . شوقی که در چشمانشان می‌درخشید، نه فقط برای وداع با یک رهبر، که برای بدرقه ابر مردی بود که تمام عمر، در مسیر امام حسین (ع) گام برداشته بود . آن‌ها او را نه فقط یک شخصیت سیاسی، که مرجعی دینی می‌دانستند و در نگاهشان، او را «نائب امام زمان عج» می‌خواندند .

دریایی از جمعیت، مسیر شش کیلومتری تشییع را از حرم مطهر امام علی (ع) تا خیابان‌های اصلی شهر، به فرش عشق تبدیل کرده بود . گفته می‌شد که بیش از دو میلیون و سیصد هزار نفر، تنها در ساعات ابتدایی آن روز در نجف گرد آمده بودند . دست‌هایی که به سوی تابوت دراز می‌شد، پرچم‌هایی که از عراق و ایران و حزب‌الله به اهتزاز درمی‌آمد، و ندای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» که از اعماق جان برمی‌خاست، فریاد این امت بود که با تمام وجود، بر سر پیمان خویش ایستاده‌اند . در میان آن شور و ازدحام، لحظاتی که تابوت را برای اقامه نماز، بر دوش گرفتند و در صحن مطهر حضرت علی (ع) طوافش دادند، دیده‌ها، دریا شد و دلها، بی‌قرار .

 

از نجف تا کربلا، اما قصه، پایان‌ناپذیر بود. پیکر مطهر، به حرم سیدالشهدا (ع) منتقل شد و آنجا، در حریم آن بزرگوار، آخرین وداع عراقی‌ها رقم خورد. جمعیتی که در کربلا گرد آمده بودند، به روایتی بیش از دو برابر نجف بود و دولت عراق، برای میزبانی از این میهمانان، آن روز  را تعطیل رسمی اعلام کرد

 عراقی‌هایی که خود را میزبان این وداع می‌دانستند و از هر قشر و صنفی، برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر مراسم، پیشقدم شده بودند . تشییعی که با حضور ده‌ها میلیون نفر، به بزرگترین گردهمایی تاریخ بشر تبدیل شد . نه به عنوان نمایشی سیاسی، که به عنوان تجلی عشق خالصانه امتی که در سایه آرمان‌های مشترک، زیر بیرق واحد گرد آمده بودند. این وداع، ثابت کرد که جریان مقاومت و محور ولایت، محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و ریشه در دل‌های میلیون‌ها انسان آزاده در سراسر جهان دارد.

مشهد مقدس، داستان عشق، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. حرم مطهر امام مهربانی‌ها، شاهد غم‌انگیزترین وداع تاریخ بود. جایی که نماز بر پیکر رهبر شهید، به امامت فرزند شایسته‌اش، اقامه شد . در آن لحظات، گویی تمام ملائک آسمان به تماشا ایستاده بودند و فرشتگان زمینی، با اشک و ناله، با خداوند خود راز و نیاز می‌کردند. در صحن و سرای حرم، تمام ایران با چشمانی منتظر، در آنجا جمع شده بود و یکصدا می‌گریست. آن نماز، نه فقط بر پیکر یک انسان، که بر پیکر تمام آرمان‌های یک نهضت و یک انقلاب خوانده شد.

حالا دیگر، خورشید به پشت کوه‌ها پناه برده بود و غم، سایه‌اش را بر تمام شهر گسترانده بود. اما ما، شیفتگان، هنوز در حرم مانده بودیم، تا در آخرین وداع، بر مزارش حضور یابیم. لحظاتی که بر مزار او ایستادم، دنیا در برابرم کوچک شد. انگار تمام خاطرات خوب، تمام لحظات شیرینی که از او در خاطر داشتیم، یکباره در آن خلأ پر از سکوت، جان گرفتند. یادش بخیر، آن سخنرانی‌های پرشورش که دلها را به آسمان می‌برد، آن نصایح پدرانه‌اش که چراغ راهمان بود و آن صبوری‌هایش که در دل طوفان‌ها، مایه آرامشمان می‌شد . در آنجا، با تمام وجود، به همه آن روزها و شب‌ها اندیشیدم که چگونه از دور و نزدیک، پناهگاهمان بود و چگونه با گفتار و کردارش، به ما می‌آموخت که چگونه زیستن، شریف‌تر و انسانی‌تر است .

در آن لحظات، هیچ نبودی‌اش، ما را از پای درنیاورد؛ بلکه ما را راسخ‌تر ساخت. هر کدام در دل خود، با ولی فقیه حاضر آیت الله العظمی امام سید مجتبی حسینی خامنه ای مدظله العالی ، تجدید بیعتی دوباره کردیم. این جریان، هرگز به پایان نمی‌رسد، چرا که رهبر شهید، در سیره و سلوک و آموزه‌هایش، نهالی از ایمان و استقامت در دل تک‌تک ما کاشته بود که هیچ طوفانی قادر به ریشه‌کن کردنش نیست. ما، امروز، با اخلاص و عزمی راسخ‌تر، مسیری را ادامه می‌دهیم که او با خون خود و با عمری مجاهدت، برایمان هموار کرد.

اینجا، پس از وداع، دلی غرق در اندوه و زخمی از فراق دارم، اما در عین حال، به سربلندی این ملت و به عظمت این آیین، بیش از پیش ایمان آورده‌ام. دستان خالی‌ام را به آسمان بلند می‌کنم و با چشمانی اشکبار، از حضرت حق طلب کردم ، تا روحش در بالاترین مرتبه‌های بهشت، همجواری با اهلبیت علیهم السلام آرام گیرد و برای ما، به یادگار، این پیام را باقی گذارد که "راه، همچنان ادامه دارد و ما، با تمام وجود، بر سر پیمان خویش، استوار می‌مانیم"

انتهای پیام/

منبع : تسنیم

آخرین خبر ها

پربیننده ترین ها

دوستان ما

گزارش تخلف

همه خبرهای سایت از منابع معتبر تهیه و منتشر می‌شود. در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.