به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری خبرآنی در سالهای اخیر، سازمان بهزیستی علاوه بر مأموریتهای سنتی خود در حوزه حمایت از اقشار آسیبپذیر، تلاش کرده است رویکردهای جدیدی را برای ارتقای سرمایه اجتماعی، توسعه مشارکتهای مردمی و توانمندسازی جامعه هدف دنبال کند. اجرای طرحهایی همچون «سلام محله» و «بانک زمان»، استفاده از ظرفیت محلات، بهرهگیری از فناوریهای نوین، برنامهریزی برای مواجهه با بحران سالمندی و توسعه خدمات حمایتی برای زنان سرپرست خانوار، از جمله محورهایی است که این روزها در دستور کار سازمان قرار گرفته است.
در همین راستا، سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی، با حضور در پایگاه خبری خبرآنی، در گفتوگویی تفصیلی به تشریح مهمترین برنامههای این سازمان، چالشهای پیشرو و سیاستهای جدید بهزیستی پرداخت.
مشروح بخش دوم این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
خبرآنی: شما بارها تأکید کردهاید که رویکرد سازمان بهزیستی باید از حمایت صرف به سمت توانمندسازی حرکت کند. این تغییر رویکرد دقیقاً به چه معناست و طرح «سلام محله» چه جایگاهی در این مسیر دارد؟
ببینید، هدف ما این نیست که تعداد یارانهبگیران کاهش پیدا کند؛ هدف این است که تعداد نیازمندان کمتر شود، نه اینکه نیازمند وجود داشته باشد و ما از حمایت او صرفنظر کنیم. اتفاقاً یارانه و حمایتهای اجتماعی، کارکردی حمایتی و محافظتی دارند. وقتی خانوادهای به دلیل معلولیت، ضایعه نخاعی، زن سرپرست خانوار بودن، داشتن کودک یتیم یا بیسرپرست و یا هر نوع آسیب اجتماعی، از همه ظرفیتهای حمایتی محروم مانده است، طبیعی است که دولت وظیفه دارد از او حمایت کند.
اما مهمتر از پرداخت یارانه، این است که برای همین افراد برنامهریزی کنیم تا روزی برسند که دیگر به این حمایتها نیاز نداشته باشند و به مرحله توانمندسازی برسند. این همان کارکرد ارتقایی نظام رفاه است؛ یعنی به جای اینکه صرفاً حمایتکننده باشیم، زمینهای فراهم کنیم که افراد بتوانند روی پای خود بایستند.
به نظر من، بزرگترین کاری که میتوانم در سازمان بهزیستی انجام دهم، تحقق همین رویکرد است. اگر نتوانم این هدف را محقق کنم، احساس میکنم جای فرد دیگری را اشغال کردهام و باید این مسئولیت را به کسی واگذار کنم که بتواند این تحول را ایجاد کند.
طبیعتاً سؤال بعدی این است که برای رسیدن به این هدف چه اقدامی انجام دادهایم؟ یکی از مهمترین برنامههای ما، اجرای طرح «سلام محله» است.
این طرح دقیقاً در راستای همین تغییر رویکرد طراحی شده است. در حوزه رفاه اجتماعی، یک شعار جهانی وجود دارد که میگوید: «هیچکس نباید جا بماند.» مفهوم این شعار آن است که نباید هیچ فردی در جامعه وجود داشته باشد که از دایره خدمات دولت یا حاکمیت خارج بماند. حکومت در قبال همه مردم مسئولیت دارد، اما این مسئولیت نسبت به افراد آسیبدیده، افراد در معرض آسیب، فقرا، طبقات پایین جامعه، حاشیهنشینان، افراد دارای معلولیت و کسانی که هیچ پناهی ندارند، دوچندان است. بنابراین، هیچیک از این افراد نباید از سپهر خدمات اجتماعی خارج شوند.
بیش از 41 هزار نفر پشت نوبت دریافت خدمات بهزیستی هستند
البته بلافاصله این سؤال مطرح میشود که آیا امروز افرادی هستند که از این خدمات جا مانده باشند؟ پاسخ من صریح است؛ بله.
همین امروز که با شما گفتوگو میکنم، بیش از 41 هزار و 500 نفر در سامانه سازمان بهزیستی پشت نوبت دریافت خدمات قرار دارند؛ یعنی درخواست خدمت دادهاند اما هنوز نتوانستهایم خدمات مورد نیازشان را ارائه کنیم.
این به معنای نخواستنِ خدمترسانی نیست؛ ما میخواهیم به همه این افراد خدمت ارائه کنیم، اما واقعیت این است که ارائه این خدمات نیازمند منابع و اعتبارات است.
در واقع، هیچ دولتی، نه در ایران و نه در هیچ نقطه دیگری از جهان، به تنهایی قادر نیست شعار «هیچکس جا نماند» را در حوزه رفاه محقق کند. به همین دلیل، در دنیا پارادایمی شکل گرفته که بر فعالیتهای اجتماعمحور و محلهمحور استوار است.
خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران نیز تجربههای ارزشمندی در این زمینه وجود دارد. اگر به سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی بازگردیم، میبینیم که مساجد، محلات، کوچهها و محافل مردمی، کانون گفتوگو، مشارکت اجتماعی و انتقال پیامهای انقلاب بودند. بعدها همین ظرفیتها در قالب پایگاههای بسیج، شوراهای محلی، خیریهها، سازمانهای مردمنهاد، طرحهای بازآفرینی شهری و برنامههای مختلف محلهمحور توسعه پیدا کرد و هر کدام بخشی از این تجربه را تکمیل کردند.
امروز نیز همین نگاه در سیاستهای دولت چهاردهم و برنامههای رئیسجمهور مورد تأکید قرار گرفته و محلهمحوری به عنوان یکی از راهبردهای اصلی دولت دنبال میشود.
بنابراین، محلهمحوری نه ایدهای صرفاً متعلق به انقلاب اسلامی است و نه تجربهای منحصر به ایران؛ بلکه یک راهبرد موفق جهانی برای آن است که هیچ فردی از خدمات اجتماعی جا نماند.
سازمان بهزیستی نیز برای تحقق این هدف، طرحی با عنوان «سلام» را طراحی کرده است. «سلام» مخفف «سلامت اجتماعی محلهمحور» است؛ زیرا بر اساس ماده 57 قانون احکام دائمی برنامههای توسعه، مأموریت اصلی سازمان بهزیستی، ارتقای سلامت اجتماعی است و همه مأموریتها و خدمات این سازمان نیز در همین چارچوب تعریف میشود.
خبرآنی: اجرای طرح «سلام محله» بر چه سازوکاری استوار است و این طرح چگونه در سطح محلات عملیاتی میشود؟
رفاه اجتماعی، بهزیستی اجتماعی و سلامت اجتماعی سه ضلع اصلی مأموریتهای سازمان بهزیستی را تشکیل میدهند و طرح «سلام» نیز مخفف «سلامت اجتماعی محلهمحور» است. البته این نام، پیام دیگری هم دارد؛ «سلام» نشانه احترام، خیرخواهی و آرزوی سلامتی برای مردم است و ما نیز میخواهیم این نگاه در متن فعالیتهای اجتماعی جاری شود.
برای تحقق این رویکرد، نیاز به یک سازوکار عملی داشتیم. نخستین سؤال این بود که فعالیت محلهمحور باید از کجا آغاز شود؟ به این جمعبندی رسیدیم که قبل از هر چیز، باید یک پایگاه محلهای داشته باشیم؛ مکانی که به پاتوق و کانون فعالیتهای اجتماعی محله تبدیل شود و مردم بتوانند در آن گرد هم بیایند.
2 هزار و 750 کانون «سلام محله» در سراسر کشور شکل گرفت
برای این منظور از ظرفیت 2 هزار و 500 مرکز مثبت زندگی استفاده کردیم و از آنها خواستیم در هر محله، مکانی با ویژگیهای مشخص انتخاب کنند؛ مکانی که در دسترس مردم باشد، حداکثر با 15 دقیقه پیادهروی بتوان به آن رسید، فضای مناسبی برای حضور و تعامل مردم داشته باشد و ذهنیت منفی نسبت به آن در میان اهالی وجود نداشته باشد.
بر همین اساس، از ظرفیت مدارس، مساجد، سراهای محله، پایگاههای بسیج، پارکها، حسینیهها و مراکز مثبت زندگی استفاده کردیم و در مجموع 2 هزار و 750 کانون «سلام محله» در سراسر کشور شکل گرفت. به اعتقاد من، امروز هیچ نهاد دیگری چنین شبکه منسجم و گستردهای از پایگاههای محلهمحور در اختیار ندارد.
خبرآنی: مدیریت این کانونها بر عهده چه کسانی است؟
سؤال مهمی بود. اگر قرار بود دولت مستقیماً این مراکز را اداره کند، اساساً فلسفه فعالیت محلهمحور زیر سؤال میرفت؛ چون محلهمحوری یعنی تکیه بر ظرفیتهای مردمی، نه گسترش ساختارهای دولتی.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم از ظرفیت 3 هزار تسهیلگر محلهمحور که از سالهای گذشته در سازمان بهزیستی آموزش دیده بودند، استفاده کنیم.
این تسهیلگران را من ایجاد نکردهام؛ حاصل زحمات مدیران پیش از من هستند و جا دارد از این سرمایه ارزشمند قدردانی کنم. ویژگی این افراد آن است که داوطلبانه وارد این عرصه شدهاند، پس از طی فرآیندهای ارزیابی در استانها و شهرستانها انتخاب شدهاند و آموزشهای تخصصی فعالیتهای اجتماعمحور و محلهمحور را فرا گرفتهاند.
در واقع، این افراد هم انگیزه دارند، هم آموزش دیدهاند و هم علاقهمند به کار با مردم هستند. به اعتقاد من، در حوزه آموزش تخصصی فعالیتهای محلهمحور، هیچ دستگاهی به اندازه سازمان بهزیستی روی نیروهای خود سرمایهگذاری نکرده است. ممکن است دستگاههای دیگر نیز آموزشهایی ارائه کرده باشند، اما نه با این گستردگی و نه با این سطح از تخصص.

خبرآنی: مردم تا چه اندازه از این طرح استقبال کردند؟
پس از شکلگیری این شبکه، نخستین اقدام ما این بود که میزان آمادگی مردم برای مشارکت را بسنجیم. به همین دلیل، پویش «سلام محله» را راهاندازی کردیم و از مردم خواستیم اگر علاقهمند به فعالیتهای داوطلبانه هستند، برای همکاری اعلام آمادگی کنند.
نتیجه فراتر از انتظار ما بود. 370 هزار نفر در 11 حوزه تخصصی از جمله بهداشت، سلامت روان، مددکاری اجتماعی، فیزیوتراپی، توانبخشی و سایر خدمات اجتماعی برای همکاری داوطلبانه ثبتنام کردند.
البته هنوز در حال ساماندهی این ظرفیت بودیم که جنگ 12 روزه آغاز شد. همان زمان، 30 هزار نفر از میان این 370 هزار داوطلب، وارد میدان شدند و در حوزههای مختلف مسئولیت پذیرفتند. این موضوع نشان داد که سرمایه اجتماعی در کشور همچنان وجود دارد و اگر بستر مناسب فراهم شود، مردم برای ایفای نقش اجتماعی خود آماده هستند.
خبرآنی: با توجه به اینکه امروز ارتباطات اجتماعی و روابط همسایگی نسبت به گذشته کمرنگتر شده است، آیا معتقدید اجرای طرح محلهمحوری میتواند این تعاملات را احیا کند؟
آمارهایی که ارائه کردم، تا حد زیادی پاسخ این سؤال را میدهد. واقعیت این است که ما معتقدیم ارتباطات محلهای در جامعه امروز به شدت تضعیف شده است. سبک زندگی مدرن باعث شده تعامل همسایهها کاهش پیدا کند، هویت محلهای کمرنگ شود و بسیاری از پیوندهای اجتماعی گذشته از بین برود.
احیای این سرمایه اجتماعی کار سادهای نیست، اما یک ضرورت جدی برای آینده جامعه ایران است. ما معتقدیم اگر قرار است آسیبهای اجتماعی کاهش پیدا کند، باید ابتدا ارتباطات انسانی، اعتماد اجتماعی و مشارکت مردم در محلات دوباره شکل بگیرد. طرح «سلام محله» دقیقاً با همین هدف طراحی شده است؛ اینکه مردم دوباره یکدیگر را بشناسند، در حل مسائل محله خود نقشآفرینی کنند و سرمایه اجتماعی از دسترفته، به تدریج بازسازی شود.
احیای ارتباطات محلهای کار آسانی نیست. بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه را از دست دادهایم و بازسازی آن دشوار است، اما در عین حال، یک ضرورت انکارناپذیر محسوب میشود.
برای تحقق این هدف، صرف اعتقاد داشتن به محلهمحوری کافی نیست. ممکن است فردی به این رویکرد باور داشته باشد، اما نتواند مردم را دور هم جمع کند، آنها را به مشارکت دعوت کند یا شبکهای اجتماعی میان آنها شکل دهد. این کار نیازمند آموزش، مهارت، تجربه و توانایی شبکهسازی است.
اتفاقاً جنگ 12 روزه در این مسیر به ما کمک کرد. شاید بسیاری تصور کنند جنگ مانع اجرای چنین طرحهایی شد، اما از نگاه من، جنگ ضرورت محلهمحوری را بیش از گذشته آشکار کرد. حتی در دوره پس از جنگ نیز این روند ادامه یافت. مردم شبها در محلات، کوچهها و میدانها دور هم جمع میشدند، یکدیگر را پیدا میکردند و دوباره ارتباطات اجتماعی شکل میگرفت.
من خودم نیز در برخی از این اجتماعات حضور پیدا میکردم و با توجه به فضای جنگ، شهادت و همبستگی اجتماعی، درباره طرح «سلام محله» با مردم گفتوگو میکردم.
در همان مقطع، 30 هزار نفر از میان داوطلبان اعلام آمادگی کردند و در قالب حدود سه هزار گروه مسئولیتهای مختلفی را بر عهده گرفتند. این اتفاق نشان داد که اگر بستر مشارکت فراهم شود، جامعه همچنان ظرفیت بالایی برای فعالیتهای داوطلبانه دارد.
خبرآنی: با سایر داوطلبانی که برای همکاری اعلام آمادگی کردهاند چه برنامهای دارید؟
سؤال مهمی است. ما به این جمعبندی رسیدیم که نیازی به ایجاد تشکیلات جدید نداریم، زیرا سازمان بهزیستی از قبل حدود 6 تا 7 شبکه اجتماعمحور در اختیار دارد؛ شبکههایی که حاصل زحمات مدیران پیش از ماست و من آنها را ایجاد نکردهام.
از جمله این شبکهها میتوان به توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR)، گروههای همیاران سلامت روان و اجتماعی، همیاران زنان سرپرست خانوار، گروههای تأمین مالی خرد و همچنین گروههای «محب» یا همان مددکاران حامی در بحران اشاره کرد.
تصمیم گرفتیم به جای ایجاد ساختارهای تازه، همین شبکههای موجود را در 2 هزار و 750 کانون «سلام محله» مستقر کنیم و از ظرفیت آنها برای گسترش خدمات استفاده کنیم.
برای مثال، اگر نماینده شبکه CBR در یک محله مستقر باشد و امروز فقط بتواند 30 فرد دارای معلولیت را تحت پوشش قرار دهد، در حالی که در همان محله 150 نفر به این خدمات نیاز دارند، راهکار ما این است که از میان داوطلبان همان محله نیرو جذب کنیم، آنها را آموزش دهیم و به این شبکه اضافه کنیم تا دامنه خدمت گسترش پیدا کند و هیچ فردی از خدمات جا نماند.
همین الگو درباره سایر گروهها نیز اجرا میشود. فرض کنید گروه «محب» در یک محله تنها توان حمایت از 15 خانوار را داشته باشد، در حالی که 200 خانوار در شرایط بحران به این خدمات نیاز دارند. در چنین شرایطی، از ظرفیت داوطلبان همان محله استفاده میکنیم، آنها را آموزش میدهیم و شبکه را توسعه میدهیم تا پوشش خدمات افزایش پیدا کند.
بنابراین، راهبرد ما ایجاد گروههای جدید نیست؛ بلکه استفاده از ظرفیت مردم برای تقویت و گسترش شبکههای اجتماعی موجود است و اکنون نیز در همین مرحله از اجرای طرح قرار داریم.

برخی، محلهمحوری را با دولتمحوری اشتباه میگیرند
خبرآنی: به نظر شما مهمترین سوءبرداشتها درباره محلهمحوری چیست؟
به اعتقاد من، دو برداشت نادرست درباره محلهمحوری وجود دارد.
برداشت نخست این است که برخی، محلهمحوری را با دولتمحوری اشتباه میگیرند. تصور میکنند اگر خدمات دولتی را به داخل محلات ببریم، محلهمحوری محقق شده است؛ در حالی که این اقدام، هرچند مفید است، اما محلهمحوری واقعی نیست.
برداشت دوم این است که گمان میکنیم باید در هر محله ساختارهای اداری و تشکیلات جدید ایجاد کنیم. تجربه نشان داده این رویکرد نیز موفق نبوده است.
از نگاه ما، مسیر درست آن است که ابتدا ظرفیتهای خود محله را شناسایی کنیم، مردم را شبکهسازی و توانمند کنیم و اجازه دهیم خود مردم برای حل مسائل محله وارد میدان شوند. در این مدل، دولت و نهادهای عمومی نقش مجری اصلی را ندارند، بلکه نقش پشتیبان را ایفا میکنند.
پشتیبانی دولت نیز به معنای فراهم کردن زیرساختهاست. برای نمونه، با وزارت تعاون درباره تشکیل تعاونیهای محلهمحور گفتوگو کردهایم، با بانک رفاه کارگران برای راهاندازی «حساب امید محله» همکاری میکنیم، با سازمان آموزش فنی و حرفهای و مؤسسه کار و تأمین اجتماعی برای ایجاد باشگاههای کارآفرینی برنامهریزی کردهایم و ایجاد خانههای خلاقیت و مراکز توانمندسازی را نیز در دستور کار قرار دادهایم.
در واقع، هدف ما این است که مردم محور اصلی فعالیت باشند و دستگاههای مختلف، امکانات، آموزش، تسهیلات و خدمات لازم را در اختیار این شبکههای محلی قرار دهند. اکنون نیز در حال ورود به همین مرحله از اجرای طرح «سلام محله» هستیم.
خبرآنی: تا پایان امسال چه هدف مشخصی برای اجرای طرح «سلام محله» در نظر گرفتهاید؟ چه تعداد محله یا خانوار باید تحت پوشش این طرح قرار بگیرند؟
در مقطع فعلی، هدف ما افزایش تعداد محلات نیست. اگر بتوانیم همین 2 هزار و 750 کانون «سلام محله» را به شکل مؤثر و با کیفیت مطلوب فعال کنیم، به اعتقاد من کار بسیار بزرگی انجام دادهایم.
امروز 2 هزار و 750 پایگاه محلهای را شناسایی کردهایم، برای هر یک از آنها یک تسهیلگر محلهمحور مستقر شده و برنامه ما این است که نمایندگان هفت شبکه اجتماعمحور سازمان بهزیستی نیز در این مراکز حضور پیدا کنند. اگر این شبکه بتواند در همان محدوده جغرافیایی خود، همه افراد نیازمند خدمات را شناسایی و تحت پوشش قرار دهد، مرحله نخست طرح با موفقیت اجرا شده است.
به باور من، این یک تغییر پارادایمی در نظام رفاه اجتماعی است؛ تغییری که از توسعه ساختارهای دولتی فاصله میگیرد و بر ظرفیتهای مردمی و شبکههای اجتماعی تکیه میکند.
در گام بعدی نیز برای ایجاد انسجام بیشتر میان داوطلبان، طرح «بانک زمان» را به عنوان یکی از ارکان تکمیلکننده این شبکه ساماندهی خواهیم کرد.
خبرآنی: شاخص موفقیت این طرح چیست؟ مردم باید چه تغییری در زندگی روزمره خود احساس کنند تا بتوان گفت «سلام محله» موفق بوده است؟
سؤال بسیار دقیق و مهمی است، اما پاسخ آن ساده نیست. ما درباره موضوعی صحبت میکنیم که بیش از دو قرن ادبیات نظری و تجربه عملی پشت آن قرار دارد و نمیتوان با چند شاخص محدود درباره موفقیت یا شکست آن قضاوت کرد.
من همیشه معتقد بودهام که در چنین موضوعاتی، ابتدا باید واقعیت را به درستی شناخت. زمانی که برای تصدی وزارت آموزش و پرورش معرفی شده بودم، در شورای عالی انقلاب فرهنگی گفتم: «نه میدانم آموزش و پرورش امروز دقیقاً در چه وضعیتی قرار دارد و نه میدانم قرار است آن را به کجا برسانیم.» شاید این جمله در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما آن «نمیدانم» بر پایه آگاهی بود، نه ناآگاهی. حتی یادداشتی با عنوان «آموزش و پرورش ایران؛ پرتاب تیرها در تاریکی» نوشتم که هنوز هم قابل دسترسی است.
بدنبال سنجش اثربخشی نیستیم بدنبال نهادینه کردن فعالیت محلهمحور هستیم
در طرح «سلام محله» نیز نگاه ما همین است. در مرحله نخست، قبل از هر چیز باید ببینیم آیا شبکههای اجتماعی در محلات شکل میگیرند یا خیر. اگر مردم در همین 2 هزار و 750 محله به شبکههای داوطلبانه بپیوندند و گروههای تخصصی ما بتوانند جامعه هدف خود را به طور کامل تحت پوشش قرار دهند، به نخستین هدف رسیدهایم.
برای مثال، شبکه CBR باید بتواند همه افراد دارای معلولیت آن محله را پوشش دهد، گروه مانا آموزشهای اجتماعی و مهارتی را برای نوجوانان و جوانان ارائه کند، گروه خاتم، زنان محله را توانمند سازد و طرح مهر و گفتوگو نیز سالمندان را تحت پوشش قرار دهد. اگر این شبکهها به صورت واقعی در محلات فعال شوند، بزرگترین هدف مرحله نخست محقق شده است.
ممکن است این سؤال مطرح شود که این موضوع چه ارتباطی با اثربخشی دارد. پاسخ این است که ما در مرحله اول، اساساً به دنبال سنجش اثربخشی نهایی نیستیم؛ بلکه میخواهیم فعالیت محلهمحور در جامعه نهادینه شود.
اگر مردم در قالب شبکههای محلی سازماندهی شوند، مسائل خود را بشناسند، برای حل آنها اقدام کنند و دولت نیز در جایگاه پشتیبان قرار گیرد، به اعتقاد من بزرگترین خدمت به جامعه ایران انجام شده است.
هدف نهایی ما ارتقای سلامت اجتماعی است و به همین دلیل نیز نام این طرح را «سلام» گذاشتهایم. سلامت اجتماعی مفهومی گسترده است که حدود 160 شاخص را در سه حوزه رفاه اجتماعی، بهزیستی اجتماعی و فضای اجتماعی در بر میگیرد. هر زمان این شاخصها در زندگی مردم بهبود پیدا کند، آنگاه میتوان درباره اثربخشی واقعی این طرح قضاوت کرد.

خبرآنی: با این حال، هنوز بسیاری از مردم حتی نام «سلام محله» را نشنیدهاند و با این طرح آشنا نیستند.
کاملاً درست است و ما هم چنین ادعایی نداریم که این طرح امروز در میان مردم به طور کامل جا افتاده باشد.
اتفاقاً یکی از نگرانیهای من این است که محلهمحوری صرفاً به یک شعار تبدیل شود. مردم طی سالهای گذشته بارها درباره محلهمحوری شنیدهاند؛ از طرح «2020 محله» گرفته تا برنامههای بازآفرینی شهری و سایر طرحهایی که هر کدام در جای خود اقدامات ارزشمندی هم انجام دادهاند، اما بسیاری از آنها نتوانستند به یک جریان پایدار اجتماعی تبدیل شوند.
به همین دلیل، ما از ابتدا تصمیم گرفتیم به جای آنکه با تبلیغات گسترده وارد میدان شویم، ابتدا نتیجه عملی ایجاد کنیم. معتقدم اگر از همان ابتدا تبلیغات وسیعی انجام دهیم اما مردم در عمل تغییری احساس نکنند، اعتماد اجتماعی آسیب میبیند.
رویکرد ما این است که ابتدا شبکههای تخصصی در محلات فعال شوند، خدمات واقعی ارائه دهند و مردم آثار آن را در زندگی خود ببینند. وقتی افراد دارای معلولیت، سالمندان، زنان سرپرست خانوار، نوجوانان و سایر گروههای هدف از این خدمات بهرهمند شوند، خود مردم بهترین مبلغان این طرح خواهند بود و محلهمحوری به صورت طبیعی در جامعه گسترش پیدا خواهد کرد، نه صرفاً از طریق تبلیغات.
خبرآنی: با وجود تجربههای مختلف در حوزه محلهمحوری، چه تفاوتی میان طرح «سلام محله» و برنامههای گذشته وجود دارد؟
در سالهای گذشته اقدامات ارزشمندی در حوزه محلهمحوری انجام شده است. استانداریها، دستگاههای اجرایی و نهادهای مختلف هر کدام برنامههایی را اجرا کردهاند و این تلاشها قابل تقدیر است، اما مشکل اصلی این بوده که بسیاری از این اقدامات از تداوم و پایداری لازم برخوردار نبودهاند. به همین دلیل، هنوز اعتماد عمومی نسبت به فعالیتهای محلهمحور به آن اندازه که باید شکل نگرفته است.
از همان روزهای نخست مسئولیت، به من پیشنهاد میشد که همه دستگاهها را برای مشارکت در این طرح دعوت کنیم، اما نگاه من متفاوت بود. معتقدم هر دستگاهی امروز به اندازه کافی مسائل و مأموریتهای خودش را دارد و اگر بخواهیم اجرای این طرح را منوط به ورود همه سازمانها کنیم، عملاً کار پیش نخواهد رفت.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم ابتدا خودمان با ظرفیتهای سازمان بهزیستی، نمونههای موفقی ایجاد کنیم تا مردم آثار این شبکههای محلی را در زندگی روزمره خود احساس کنند. وقتی مردم نتیجه را ببینند، آن وقت سایر دستگاهها نیز به صورت طبیعی به این حرکت خواهند پیوست.
برای مثال، ممکن است سازمان تأمین اجتماعی بگوید ما هم میخواهیم خدمات غربالگری خود را از طریق همین شبکههای محلی ارائه کنیم یا دستگاههای دیگر بخواهند بخشی از خدمات اجتماعی خود را بر بستر این ظرفیت مردمی انجام دهند. ما معتقدیم این همراهی باید محصول موفقیت طرح باشد، نه پیششرط آغاز آن.
خبرآنی: مردم چگونه از وجود این خدمات و فعالیتها مطلع خواهند شد؟
از طریق همین شبکههای اجتماعمحور. تسهیلگر محله در مسجد، مدرسه، انجمن اولیا و مربیان، اجتماعات محلی و سایر فضاهای اجتماعی حضور پیدا میکند و ارتباط مستقیم با مردم برقرار میکند.
البته تأکید میکنم که در مرحله نخست، به دنبال تبلیغات گسترده نیستیم. نمیخواهیم امروز اعلام کنیم که همه محلههای کشور تحت پوشش طرح قرار گرفتهاند، اما مردم مراجعه کنند و ببینند هنوز خدمت مؤثری ارائه نمیشود. این رویکرد به اعتماد عمومی آسیب میزند.
ترجیح ما این است که ابتدا خدمات واقعاً شکل بگیرد و مردم نتیجه را در عمل ببینند.
برای نمونه، اگر امروز شبکه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) در یک محله به 15 نفر خدمات ارائه میدهد، هدف ما این است که این تعداد را به 150 نفر برساند. این شبکه به سراغ افراد دارای معلولیت میرود، آنها را شناسایی میکند و بدون هیاهوی تبلیغاتی خدمات ارائه میدهد. بعد همین افراد به دیگران اطلاع میدهند که چنین خدماتی در محله وجود دارد و شبکه به صورت طبیعی گسترش پیدا میکند.
به اعتقاد من، بهترین تبلیغ برای یک خدمت اجتماعی، رضایت مردمی است که آن خدمت را دریافت کردهاند.
ماجرای یک معلولی که یک کارآفرین موفق شد
خبرآنی: میتوانید نمونهای از آثار این رویکرد را بیان کنید؟
اجازه بدهید خاطرهای را نقل کنم که به نظرم به خوبی فلسفه این نگاه را توضیح میدهد.
هر سال در هفته بزرگداشت افراد دارای معلولیت، مراسمی برگزار میشود که معمولاً رئیسجمهور، وزیر و مسئولان سخنرانی میکنند و برنامه به همان شکل مرسوم پیش میرود. اما یک سال تصمیم گرفتیم این روال را تغییر دهیم.
در حضور رئیسجمهور گفتم شما راهبرد محلهمحوری را مطرح کردهاید و ما نیز خودمان را مخاطب این سیاست میدانیم. اگر میخواهید ببینید این رویکرد چه نتیجهای دارد، اجازه دهید یکی از محصولات آن را معرفی کنم؛ ابراهیم سلیمانی.
ابراهیم با سختی روی صحنه آمد. بیش از 80 درصد معلولیت جسمی دارد، به سختی راه میرود و قامتش خمیده است. اما وقتی پشت تریبون قرار گرفت، سخنانش را با جملهای آغاز کرد که هیچوقت فراموش نمیکنم. گفت:«من طلا هستم؛ اما طلایی که حاصل یک حادثه تلخ است.»
بعد روایت کرد که با 80 درصد معلولیت متولد شده است. خانوادهاش او را دوست داشتند، اما از حضورش در جامعه احساس نگرانی و خجالت میکردند. به او گفته بودند در خانه بمان، بیرون نرو، با کسی ارتباط نگیر؛ ما همه نیازهایت را تأمین میکنیم، اما در خانه بمان.
او گفت 12 سال از خانه خارج نشد تا اینکه روزی خانوادهاش نامهای دریافت کردند و از آنها خواسته شد همراه فرزندشان در یک برنامه محلی شرکت کنند. با نگرانی او را بردند و مدام به او تأکید میکردند که مراقب باشد آبروی خانواده را نبرد.
اما در آن جمع، برای نخستین بار از او خواستند صحبت کند، نظرش را بگوید، راه برود و در فعالیتهای جمعی مشارکت داشته باشد.
خودش تعریف میکرد: «وقتی به خانه برگشتم، انگار دوباره متولد شده بودم. هفته بعد دوباره دعوتم کردند و این دعوتها ادامه پیدا کرد.»
امروز همان فردی که خودش از آن روزها به عنوان «حادثه تلخ» یاد میکند، به تعبیر خودش به یک «طلا» تبدیل شده است؛ فردی که حدود پنج هزار نفر را تحت پوشش فعالیتهای خود قرار داده، به عنوان کارآفرین برتر کشور در حوزه شیلات شناخته میشود و امروز با اعتمادبهنفسی مثالزدنی درباره تجربه زندگی خود سخن میگوید.
من همانجا خطاب به رئیسجمهور گفتم: «ابراهیم سلیمانی محصول توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) است.»
این دقیقاً همان تغییری است که ما از فعالیتهای محلهمحور انتظار داریم؛ اینکه یک فرد از جایگاه دریافتکننده خدمات، به فردی توانمند، اثرگذار و خدمترسان برای دیگران تبدیل شود. این، به اعتقاد من، موفقترین شکل توانمندسازی اجتماعی است.
خبرآنی: برخی معتقدند اجرای چنین طرحهایی نیازمند اطلاعرسانی و تبلیغات گسترده است تا مردم از همان ابتدا در جریان آن قرار بگیرند. آیا شما نیز چنین اعتقادی دارید؟
ما معتقد نیستیم که از همان ابتدا باید درباره این فعالیتها تبلیغات گسترده انجام دهیم. یکی از اشتباهاتی که گاهی در کشور مرتکب میشویم این است که ابتدا هیاهوی رسانهای به راه میاندازیم، در حالی که هنوز اتفاق ملموسی در میدان رخ نداده است. نتیجه این میشود که انتظارات بالا میرود، اما مردم در عمل با دستاوردی مواجه نمیشوند و اعتمادشان کاهش پیدا میکند.
در این طرح، هر مجموعهای که در محله فعالیت مؤثر و مردمی انجام دهد، برای ما ارزشمند است. قرار نیست همه زیر یک پرچم یا یک ساختار واحد فعالیت کنند. اگر در مسجدی، حسینیهای، مدرسهای یا هر مجموعه مردمی دیگری فعالیت محلهمحور جریان داشته باشد، ما خودمان به سراغ آنها میرویم و میگوییم قصد داریم در این محله فعالیت کنیم؛ اگر کمکی از دست ما برمیآید، در خدمت شما هستیم.
اگر آن مجموعه از ظرفیتهای ما استقبال کند، امکانات و خدمات خود را در اختیارش قرار میدهیم؛ اگر هم نیازی نداشته باشد، مزاحم کارش نمیشویم و در بخش دیگری از همان محله فعالیت خود را آغاز میکنیم. بعد از مدتی، هر دو مجموعه نتیجه کار یکدیگر را میبینند. اگر احساس کنند همکاری اثربخشتر است، به هم میپیوندند و اگر هم چنین ضرورتی نبینند، هر کدام مسیر خود را ادامه میدهند. به اعتقاد من، در این رویکرد هیچ تعارضی وجود ندارد و همه ظرفیتهای مردمی میتوانند در کنار هم به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کنند.
در بانک زمان خدمت تبدیل به اعتبار میشود
خبرآنی: یکی از برنامههایی که این روزها از سوی سازمان بهزیستی مطرح شده، «بانک زمان» است. این طرح دقیقاً چه سازوکاری دارد و چه نسبتی با طرح «سلام محله» پیدا میکند؟
بانک زمان بر اساس ماده 31 قانون برنامه هفتم پیشرفت طراحی شده است. مطابق این قانون، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف به راهاندازی بانک زمان شده و اجرای آن در مجموعه وزارتخانه به سازمان بهزیستی سپرده شده است.
این روزها در چند اجتماع محلی درباره بانک زمان توضیح دادهام، چون معتقدم اکنون بهترین زمان برای اجرای این طرح است.
بانک زمان، همانطور که از نامش پیداست، سازوکاری شبیه یک بانک دارد؛ با این تفاوت که به جای پول، «زمان» در آن مبادله و ذخیره میشود. در نظام بانکی، افراد ارزش کار و دارایی خود را به صورت پول سپردهگذاری میکنند و بانک آن را در چرخه اقتصادی به کار میگیرد. در بانک زمان نیز افراد بخشی از وقت، تخصص و مهارت خود را در اختیار جامعه قرار میدهند و معادل همان زمان در حساب آنها ثبت و ذخیره میشود.
برای مثال، اگر فردی معلم ریاضی باشد و اعلام کند که هفتهای چهار ساعت به دانشآموزان نیازمند یک محله آموزش میدهد، بابت این خدمت پولی دریافت نمیکند، اما آن چهار ساعت به عنوان اعتبار زمانی برای او ثبت میشود. بعدها اگر پدر سالمند او به چهار ساعت مراقبت در منزل نیاز داشته باشد، میتواند از همان اعتبار زمانی استفاده کند و خدمت معادل دریافت کند. بنابراین، مبادله در این نظام بر پایه «زمان» انجام میشود، نه پول. در این مدل، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی نقش تنظیمگر و ناظر را بر عهده خواهند داشت؛ مشابه نقشی که بانک مرکزی در نظام بانکی ایفا میکند. بانکهای زمان محلی میتوانند با دریافت مجوز، تحت یک چارچوب واحد فعالیت کنند و فرآیند ارائه و دریافت خدمات را سامان دهند.
اگر این طرح بهدرستی اجرا شود، میتواند یک پارادایم جدید در حکمرانی اجتماعی ایجاد کند. البته صادقانه میگویم که هنوز در ابتدای مسیر هستیم و موفقیت آن نیازمند تجربه، اصلاح مستمر و همراهی مردم است.
خبرآنی: برخی معتقدند این طرحها به دلیل کمبود بودجه و نیروی انسانی طراحی شده و در واقع بخشی از مسئولیتهای سازمان بهزیستی به مردم واگذار میشود. پاسخ شما چیست؟
بله، ما از ظرفیت مردم استفاده میکنیم و این موضوع را نه یک نقطه ضعف، بلکه یک نقطه قوت میدانیم.
واقعیت این است که هیچ دولتی به تنهایی نمیتواند همه نیازهای حوزه رفاه و خدمات اجتماعی را پوشش دهد. اگر واقعاً میخواهیم هیچ فردی از خدمات اجتماعی جا نماند، باید مشارکت اجتماعی مردم را فعال کنیم. ما در حال طراحی سازوکاری هستیم که مردم بتوانند به صورت سازمانیافته و مؤثر در تحقق عدالت اجتماعی نقشآفرینی کنند. این به معنای کنار کشیدن دولت نیست، بلکه به معنای استفاده از ظرفیت جامعه در کنار حمایت و پشتیبانی دولت است.
خبرآنی: در حوزه فناوریهای نوین و هوش مصنوعی چه برنامهای در سازمان بهزیستی دنبال میشود؟
یکی از چرخشهای راهبردی که برای سازمان تعریف کردهایم، حرکت از مدیریت سنتی به سمت بهرهگیری از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی است. البته باید صادقانه بگویم که هنوز در مراحل اولیه این مسیر قرار داریم و این تحول تازه در حال شکلگیری است.
در حال حاضر چند پروژه را آغاز کردهایم. برای نمونه، در فرآیند ارزیابی عملکرد و تعیین شدت معلولیت بر اساس نظام ICF در حال طراحی سامانهای هستیم که بتواند فرآیند ارزیابی کارشناسان و پزشکان را هوشمندتر، دقیقتر و یکپارچهتر کند.
همچنین در سامانه مشاوره تلفنی 1480 نیز در حال بررسی استفاده از هوش مصنوعی هستیم تا این فناوری بتواند در فرآیند پاسخگویی اولیه و راهنمایی مراجعان به مشاوران کمک کند و کیفیت خدمات را ارتقا دهد.
بنابراین، حرکت به سمت هوش مصنوعی آغاز شده است، اما هنوز نمیتوان ادعا کرد که سازمان بهزیستی به طور کامل وارد این مرحله شده یا خدمات خود را بر پایه هوش مصنوعی ارائه میکند. ما هنوز در آغاز این مسیر قرار داریم.
خبرآنی: مهمترین مطالبه سازمان بهزیستی از دولت و مجلس در شرایط فعلی چیست؟
مهمترین مطالبه ما اجرای کامل قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت و تأمین اعتبارات لازم برای اجرای کامل این قانون است. بسیاری از تکالیفی که در این قانون پیشبینی شده، به دلیل محدودیت منابع مالی هنوز به طور کامل محقق نشده است و اجرای کامل آن، مهمترین انتظار ما از دولت و مجلس به شمار میرود.
انتهای پیام/






