یادداشت| محمدمهدی دانی
به گزارش خبرگزاری خبر آنی ، آنچه این روزها از تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد به نمایش درآمد، تنها بدرقه یک رهبر نبود؛ تولد دوباره یک مکتب بود. مکتبی که دشمن سالها کوشید آن را با تحریم، ترور، جنگ ترکیبی و عملیات روانی از حرکت بازدارد، اما خون «قائد شهید» بار دیگر نشان داد که راه اولیای الهی با شهادت پایان نمییابد؛ بلکه از همان نقطه، حیات تازهای آغاز میشود.
میلیونها انسان از ملیتها، زبانها و قومیتهای مختلف، بیهیچ فراخوان اجباری و تنها با ندای دل، از ایران تا عراق، در بزرگترین بدرقه تاریخ معاصر گرد هم آمدند. خیابانهای تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، دیگر فقط مسیر تشییع یک پیکر نبود؛ صحنه بیعت دوباره امت اسلامی با فرهنگ ولایت، مقاومت و شهادت بود.
این تصاویر، تمام معادلات قدرتهای سلطه را بر هم زد. آنان سالها چنین القا میکردند که محور مقاومت منزوی شده، ملتهای منطقه از آرمانهای خود فاصله گرفتهاند و پیوند مردم با ولایت رو به افول است؛ اما تشییع تاریخی قائد شهید، همه این روایتهای ساختگی را در برابر چشم جهانیان فرو ریخت.
شاید راز عصبانیت ترامپ قمارباز و همپیمان صهیونیستش نیز همین باشد. آنان انتظار داشتند با ترور، تهدید، تحریم و جنگ رسانهای، جبهه مقاومت را از درون متلاشی کنند؛ اما ناگهان خود را در برابر میلیونها انسانی دیدند که از نجف تا مشهد، یکصدا با ولایت تجدید بیعت کردند.
از همین رو، حملات و تهدیدهای روزهای اخیر، از جمله تهدید به احتمال عملیات تروریستی در جریان مراسم تشییع و همچنین بمباران خط ریلی تهران ـ مشهد، نه از سر قدرت، بلکه تلاشی مذبوحانه برای تحتالشعاع قرار دادن خیل عظیم مردم و شکوه این حضور پرشور بود؛ اما این توطئهها نیز همانند خباثتهای پیشین دشمن، نتوانست کوچکترین خللی در اراده ملت ایجاد کند و بار دیگر آنان را به بنبست کشاند. چرا که دشمن نمیتواند در برابر اراده خداوند و حرکت ملتهایی که با ایمان، بصیرت و اعتقاد پای آرمانهای خود ایستادهاند، ایستادگی کند.
از همین رو بود که همزمان با این بدرقه تاریخی، اظهارات سخیف و مضحک ترامپ، رجزخوانیهای تکراری و فضای تهدید و ارعاب بار دیگر شدت گرفت؛ زیرا آنان بهخوبی میدانند که تصویر میلیونها عاشق ولایت، از هزاران موشک و رزمایش برای آنان هراسآورتر است. همان حقیقتی که شهید بهشتی با صراحت خطاب به آمریکا فرمود: «به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.»
همزمان، تشدید فضای تهدید، تجاوز، عملیات روانی و تلاش برای ایجاد التهاب در منطقه، بیش از هر چیز نشان میداد که دشمن از انعکاس این اجتماع عظیم بیمناک است. هدف روشن بود؛ شکوه این حماسه کمنظیر امت اسلامی نباید به نماد اقتدار جبهه مقاومت تبدیل شود. اما حقیقت آن است که هرچه بر حجم تهدیدها افزوده شد، بر عظمت حضور مردم نیز افزوده شد و این خود، بزرگترین شکست راهبردی دشمن بود.
نجف اشرف، این روزها تنها میزبان زائران امیرالمؤمنین(ع) نبود؛ پایتخت وفاداری به ولایت شد. موکبهای عراقی با عشق و اخلاص از زائران ایرانی پذیرایی کردند؛ خیابانها با تصاویر قائد شهید آذین شد؛ پرچمهای عزا بر فراز شهر به اهتزاز درآمد و میلیونها شیعه، تشییع او را امتداد اربعین حسینی دانستند. این صحنهها نشان داد که پیوند ملتهای ایران و عراق، پیوندی سیاسی و موقت نیست؛ پیوندی است برخاسته از ایمان، خون، عاشورا و ولایت.
آنچه در این روزها شکل گرفت، صرفاً یک مراسم تشییع نبود؛ اعلام موجودیت «نظم جدید غرب آسیا» بود. نظمی که دیگر نه بر پایه زرادخانههای آمریکا، نه بر ائتلافهای متزلزل سیاسی و نه بر محاسبات اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو استوار است؛ بلکه بر ایمان ملتها، فرهنگ شهادت، مقاومت و ولایت بنا شده است.
امروز دیگر معادلات منطقه را تنها قدرتهای نظامی تعیین نمیکنند؛ ملتهایی تعیین میکنند که حاضرند برای آرمان خود به میدان بیایند، اشک بریزند، بیعت کنند و هزینه بپردازند. همین سرمایه انسانی است که استکبار جهانی از آن هراس دارد؛ سرمایهای که نه با تحریم از بین میرود، نه با ترور خاموش میشود و نه با جنگ رسانهای از حرکت بازمیایستد.
دشمن گمان میکرد با شهادت یک رهبر، پرچم مقاومت بر زمین خواهد افتاد؛ اما غافل بود که خون ولیّ خدا، پرچم را بر دوش میلیونها انسان خواهد گذاشت. امروز آنچه ترامپ قمارباز و همپیمان صهیونیستش را آشفته و خشمگین کرده، تنها یک تشییع باشکوه نیست؛ حقیقتی است که دیگر قابل انکار نیست: غرب آسیا وارد عصر تازهای شده است؛ عصری که در آن، قدرت از ایمان میجوشد، اقتدار از ولایت سرچشمه میگیرد و آینده را نه کاخ سفید و تلآویو، بلکه ملتهای مؤمن و مقاوم رقم خواهند زد.
انتهای پیام/






