گروه سیاسی پایگاه خبری خبرآنی- فاطمه کریمی: با گذشت چند هفته از صدور بیانیه جبهه اصلاحات پیرامون تغییر در رویکرد نظام سیاسی کشور در حوزههای مختلف و ترغیب مسئولان برای از سرگیری مذاکرات هستهای و تعلیق داوطلبانه فعالیتهای هستهای کشور، همچنان واکنشها به این بیانیه ادامه دارد.
طی هفتههای اخیر و پس از صدور این بیانیه 11 بندی، انتقادات صریحی نسبت به پیشنهادات مطرح شده در این بیانیه از سوی فعالان سیاسی، تشکلهای دانشجویی، اساتید و بعضا مسئولان کشور صورت گرفت.
در گفتگو با داوود پرچمی از اساتید گروه جامعهشناسی دانشگاه شهید بهشتی، اهداف و دلایل اصلاحطلبان برای صدور این بیانیه را بررسی و بخشهایی از پیشنهادات ارائه شده از سوی این گروه سیاسی را نقد و راستیآزمایی کردیم.
مشروح این بیانیه را در ادامه میخوانید:
خبرآنی: به عنوان سوال اول به نظر شما چه دلایلی باعث شد جبهه اصلاحات در شرایط فعلی چنین بیانیهای صادر کند و علت صدور این بیانیه چه بود؟
پرچمی: از نظر من جبهه اصلاحات به عنوان یک جبهه سیاسی، حداقل در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سکولار است. یعنی کاملا دنیوی و مادی میاندیشید و به ارزشهای برامده از فرهنگ ایران اسلامی و انقلاب کاملا بیتوجه است. دین را یک امر خصوصی میداند که نباید در اداره امور جامعه به آن توجه داشت. امور خود را بر این اساس دنبال میکند. این مسئله میتواند ظاهر خیلی خوبی داشته باشد اما در کشوری که بستر، زمینه و مبانی فکری مردم اعتقادی و خدا باوری است، این موضوع میتواند انحرافاتی را ایجاد کند. این انحرافات در طول زمان و در مواضعی که این جبهه گرفته خود را نشان داده است. این تفکر ریشه تمام انحرافات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آنان است.
بیانیه جبهه اصلاحات نسخه تسلیم توسط امریکاستیزترین سیاسیون سابق است
بعد از انقلاب و به خصوص بعد از جنگ در کشور دو رویکرد سیاسی شکل گرفت. یک رویکرد، رویکرد انقلابی است که امروز میتوانیم آن را رویکرد مقاومت و جهادی بنامیم و دیگری رویکرد سکولار و سازشکار که به عبارتی رویکرد تسلیم و سازش در برابر دشمنان ایران و مردم ماست. البته افرادی که در حال حاضر رویکرد دوم را دنبال میکنند، عمدتا کسانی هستند که در بدو انقلاب آمریکاستیزترین شخصیتهای سیاسی بودند اما به مرور زمان تغییر موضع دادند.
ظاهرا این بیانیه نگارش آقای اصغرزاده است که در بدو انقلاب از دانشجویان پیرو خط امام(ره) بود. این گروه در سال 58 لانه جاسوسی (سفارت آمریکا در ایران) را به درستی تسخیر کرد. این حرکت آن زمان حرکت درستی بود، چون آمریکا حتی قبل از پیروزی انقلاب علیه انقلاب و نظام انقلابی توطئه میکرد.
پس از آن هم نقش مهمی در ایجاد درگیری و جنگهای داخلی در مرزهای ایران به خصوص قائله کردستان، ترکمن صحرا، خلق مسلمان در آذربایجان و حرکت خلق عرب در خوزستان و ... داشت و بعد هم این رویکرد را ادامه داد. جنگ تحمیلی رخ داد و بعد هم که موضوع تحریمها را دنبال کردند و این خصومت 40 ساله را همیشه با ما داشتند. بنابراین آن حرکتی (سفارت لانه جاسوسی) که در آن زمان صورت گرفت حرکت مناسبی بود.
تفکیک بین سه گروه از مخاطبان در نقد بیانیه اصلاحات
در این گفتگو باید باید سه گروه را تفکیک کنیم. یک دسته مردم عادی هستند که مطالباتی از نظام و حکومت دارند که مطالبات به حقی است و اصلاح اداره امور کشور را میخواهند که باید پاسخ داده شود. اینها را نباید با سران و امضاکنندگان چنین بیانیههایی یکی قلمداد کرد. اینها را باید از سران اصلاحطلب جدا کرد. وقتی میگوییم جبهه اصلاحات سکولار است نه مردم عادی و بدنه مردمی که در کوچه و بازار هستند بلکه منظورم همان سران اصلاحات است.
برائت برخی اصلاح طلبان از بیانیه اخیر
دوم در بدنه میانی و حتی برخی از چهرههای اصلاحطلب یعنی از بدنه میانی به بالا باز هم در بین اصلاحطلبان انسانهای شریفی هستند که به کشور علاقه دارند و در موضعگیریهای خود همیشه سعی میکنند، اعتدال را رعایت کنند. به همین دلیل خیلی از اصلاحطلبان نسبت به این بیانیه واکنش منفی نشان دادند و آن را محکوم کردند. این نشان میدهد که ما باید بین این گروه نیز تفکیک کنیم.
خطاب من در این گفتگو به افرادی که در راس این گروه سیاسی و در واقع بالای هرم جبهه اصلاحات قرار دارند، است. از نظر من این افراد در یک زمان بدی این بیانیه را صادر کردند. چون ما درگیر جنگ هستیم و همه تحلیلها بر این پایه است که به زودی این درگیریها دوباره آغاز میشود. در این شرایط اگر کسی جبهه خودی را تضعیف کند، در کنار دشمن ایستاده است.
از نظر منتقدان بدترین زمان و از نظر نگارندگان بهترین زمان برای صدور بیانیه بود
اما از نظر صادرکنندگان این بیانیه، اتفاقا زمان مناسبی را برای این کار انتخاب کردند چون یک همسویی با بیرون میبینند. اگر نتانیاهو اظهار میکند که جبهه اصلاحات و جریان اصلاحات سرمایه ما در ایران است، این افراد هم تا حدودی خود را سرمایه آنها در ایران میبینند. این حرکت یک نوع پیام به بیرون و برای بعد از جنگ است. این افراد در تخیل خودشان فکر میکنند با حرکتی که آمریکا، اسرائیل و اذنابشان انجام میدهند، جمهوری اسلامی ساقط میشود؛ لذا پیام میدهند تا بگویند نیرویی که بعد از این جریان با شما است ما هستیم و سراغ رضا پهلوی نروید. به قول معروف دنبال گندم ری هستند که ان شالله به آن هم نخواهند رسید.
بیانیه جبهه اصلاحات پیامی به بیرون مرزها بود
این افراد برخی مطالبات فراقانونی و تکراری را دوباره در این بیانیه تکرار کردند. بعضا شاید حرفهای خوبی را میزنند که کسی نمیتواند آنها را نفی کند. اینکه مشارکت مردم باید بیشتر شود. کسی نمیتواند با این مسئله مخالفت کند. برعکسش را شما باید اثبات کنید که واقعا زمینه مشارکت مردم محدود است؟ بر اساس چه ادعاهایی شما چنین خلاف واقع را بزرگنمایی و چنین مطالباتی را مطرح میکنید؟ به نظر این افراد به یک نکته مهم توجه نداشتند، نه اینکه این افراد، افراد ناآگاهی هستند و از اوضاع کشور و اخبار پنهان خبر ندارند اما بیتوجه به شرایط جدیدی که در دنیا حاکم شده نکاتی را مطرح کردند.
تحلیلهای غلط اصلاح طلبان دشمن را به جنگ ترغیب کرد
در حال حاضر ترامپ تمام سازمانهای بینالمللی را تخطئه کرده و کنار گذاشته است. میگوید صلح کنید چون من میگویم، صلح کنید با همین شرایطی که من میگویم. به این مسئله در نکات خود بیتوجهاند. تحلیلهای مکرر این افراد به خارج این پیام را مخابره کرد که سرمایه اجتماعی در ایران از بین رفته و شرایط فراهم شده و دشمن را برای حمله به کشور ترغیب کردند. تحلیلهای غلط اینها باعث شد، آنها تصمیم غلط بگیرند و فکر کنند که اگر به ایران حمله کنند، مردم به نفع امریکا و اسرائیل وارد میدان میشوند و ادامه کار را خود مردم خواهند گرفت که دیدیم و دیدند نشد.
می خواهند با هر روشی مردم را به خیابانها بکشانند
بعد از اینکه این گونه نشد حالا دنبال این هستند که این گوشه و آن گوشه هدف خود را محقق کنند. یک جا به بهانه بیآبی یه جا به بهانه قطع برق و یا مصاحبه میکنند که باید بنزین را گران کنیم، دنبال این هستند که به نحوی اهدافی که نتوانستند در جنگ به آن برسند را حالا پس از جنگ به گونه دیگری محقق کنند. الان در موقع جنگ از اصلاحات ساختاری مثل اصلاح قانون اساسی یا حذف نهادهای موازی صحبت میکنند تا بتوانند عدهای را با خود همراه و به خیابان بکشانند تا زمینه حمله مجدد دشمن را فراهم کنند.
خبرآنی: چقدر نکات مطرح شده در بیانیه با واقعیتهای درونی جامعه ما مطابقت دارد؟ انتقاد مهم شما به این بیانیه چیست؟
پرچمی: یکی از بزرگترین اشکالات این است که این بیانیه بسیار واگرایانه و واداده نسبت به غرب است. سراسر این بیانیه این پیام را میدهد که به اسم مذاکره باید در مقابل غرب تسلیم شویم، سازش کنیم و شرایط آنها را بپذیریم. در حالی که امروز کانونهای قدرت در دنیا متفاوت است. امروز شرق از قدرت و تواناییهایی برخورد دار است که باید در دیپلماسی کشور مورد توجه باشد. امروز بریکس که ما هم عضو آن هستیم، میتواند به عنوان کانون قدرت مطرح شود. ما می توانیم با روابطی که با شرق برقرار میکنیم تا حدودی موازنهای را برقرار کنیم تا ظرفیت تابآوری و ایستادگی ما را در مقابل غرب بیشتر کند. اینها به این مسائل توجه نداشتند. بخشی از آن به دلیل این است که منافع فردیشان اینگونه ایجاب میکند. البته از کسانی که دو تابعیتی هستند و فرزندان و خانوادهشان در غرب زندگی میکند چه انتظاری میتوان داشت.
اصلاحطلبان عامدانه نقش رهبری در مدیریت جنگ را نادیده میگیرند
یکی از مسائلی که عامدانه مورد بیتوجهی قرار میدهند و منصفانه و اخلاقی هم نیست نقش رهبری است. دوست و دشمن، همه تحلیلگرهای خارجی بر این اعتراف دارند که رهبری بلافاصله بعد از شروع حمله اسرائیل، نقش بسیار چشمگیری در بازگرداندن روحیه مقاومت و سلحشوری به نیروهای مسلح ایفا کردند. با انتصاب سریع افراد به جای شهدا، نیرویی را به نیروهای مسلح تزریق کردند که بلافاصله کمتر از مثلاً 24 ساعت ما اولین حمله را آغاز کردیم که آنها اصلاً انتظار چنین چیزی را نداشتند. این افراد غیرمنصفانه نقش رهبری را عامدانه نادیده میگیرند و کمرنگ و بیرنگ میکنند.
همانطور که عرض کردم از نظر من این بیانیه هیچ نکته جدیدی ندارد. حرفایی که میتوانستند غیر از این موقعیت و زمان بزند، یا در طول سالها این حرفا را تکرار کردند و مثل مطالبات همیشگیشان فراقانونی است، مطرح شده است. این افراد همیشه یکسری مطالباتی دارند که میگویند قانون را زیر پا بگذارید و مطالبات ما را پاسخ دهید.
برای مثال اعتراض میکنند به صدا و سیما، اداره صدا و سیما ساز و کار قانونی دارد و بر اساس همان ساز و کار اداره میشود. شما اگر مطالبهای دارید باید در این ساز و کار قانونی مطالباتتان را داشته باشید نه اینکه مطالبه فراقانونی مطرح کنید. از رفراندوم حرف میزنند. اگر ضرورتی در کشور وجود دارد که باید رفراندوم برگزار شود، خوب این موضوع ساز و کار قانونی دارد. ساز و کار قانونی آن را دنبال و پیگیری کنید چرا مردم را به کف خیابان میکشید و آنها را رو به روی هم قرار میدهید؛ از این دست موارد مطالباتی که هیچ ربطی به این زمان ندارد در این بیانیه دیده میشود.
خبرآنی: اهداف نگارندگان از صدور بیانیه به نظر شما چه بود؟
پرچمی: مهمترین هدفی که دنبال میکردند این بود که در فضای جنگ محاسباتی را که داشتند، پیگیری کنند. به لحاظ زمانی ما میگوییم زمان بدی را برای این موضوع انتخاب کردند، چون در زمین دشمن بازی کردند ولی آنها از نظر خودشان زمان خوبی را انتخاب کردند؛ چون دنبال این هستند که آتش فتنه دیگری را در کشور روشن کنند که این وظیفه همه رسانهها و نخبگان است که آگاهی عمومی را به مردم دهند. همانطور که مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان این هوشیاری را دادند و از اتحاد و وحدت مقدس صحبت کردند که باید مراقب باشید و از اتحاد شکل گرفته حراست کنید. این افراد برعکس دنبال این هستند که این اتحاد و وحدتی که بین مردم شکل را از بین ببرند.
هدف اصلی نگارندگان بیانیه ایجاد شکاف و فتنه در کشور است
اعلام برائت برخی از اصلاحطلبان از این بیانیه نشان میدهد که صدور این بیانیه حرکت نابجایی بوده است. اینها باز هم به جای بازی درون نظام بازی علیه نظام را انتخاب کردند. یعنی باز هم اصل نظام را نشانه گرفتند. جبهه اصلاحات ادعایش این است که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارد در حالی که واقعاً قبول ندارند. خیلی از افراد این جبهه در باطن خود این موضوع را قبول ندارند و باور به ولایت فقیه ندارند. در محافل خصوصیشان به راحتی میگویند که باید فکری برای پسوند این نظام یعنی برای اسلامیت آن کرد.
توجه به کارکرد انتخاباتی آینده داشتند
مسئله مهم دیگر، این بیانیه میتواند برای آینده کارکرد انتخاباتی داشته باشد. آنها حداقل از خرداد 76 تاکنون همیشه با شعار تنشجزدایی و حل مشکلات با کشورهای دیگر به خصوص غربیها که در دشمنی با ایران از هیچ اقدامی دریغ نکرده اند، مدعی بوده و هستند که با گفتگو و مذاکره میتوان مشکلات را حل کرد. اکنون با حمله امریکا و اسرائیل در حین مذاکرات خطا بودن این استراتژی برای مردم روشن و دست اصلاحطلبان برای آینده خالی شده است. لذا تلاش میکنند شرایط را به نفع خود تغییر و عدم موفقیت مذاکرات را به گردن جریان انقلابی بیاندازند.
در این بیانیه هیچ پیشنهادی که منجر به تقویت همبستگی ملی شود، سرمایه اجتماعی جامعه و قدرت اجتماعی را در کشور افزایش دهد، نیروهای مسلح را دلگرم و به آنها انگیزه دهد که برای کشور تلاش، مقاومت و ایستادگی کنند، وجود ندارد. اتفاقا تلاش کردند که مردم را از آینده ناامید کنند و از این طریق آنها را وادار به اعمال و عکس العملهای دلخواه خودشان کنند.
هدف دیگر بیانیه اصلاحات مشغول کردن ارکان کشور به موضوعات و بحرانهای اجتماعی است
یکی از مهمترین اهدافی که آنها در این بیانیه دنبال میکنند، اِشغال ظرفیتهای نظام و جریان انقلابی در مقابله با حاشیههاست. چرا میخواهند این کار را کنند؟ برای اینکه از اصلاح امور با استفاده از این شرایطی که پیش آمده جلوگیری کنند. یعنی نمیخواهند از فرصت جنگ که در کشور پیش آمده و میشود در این وضعیت خیلی از امور را اصلاح کرد، بهره برد و نظام دنبال اصلاح برخی از این موارد برود. به همین دلیل حاشیه پردازی میکنند تا قوه نظام را مشغول این حاشیهها کنند و انرژی و ظرفیت آن خنثی شود. مثلا در شیراز موضوع قطع برق، موضوعی میشود که مردم برای آن مطالباتی را مطرح میکنند که باید این مسئله و مطالبه را سامان داد.
اصلاحطلبان نشان دادند دنبال اصلاح نیستند. برخی از این افراد مدعی هستند که این پارادایمی که بر کشور حاکم است باید تغییر کند. درست است، باید تغییر کند اما نه به سمت پارادایم سکولار، لیبرال و نئولیبرال، نه به سمت پارادایم سازش و تسلیم، نه به سمت پارادایمی که میخواهد کشور را دو دستی تقدیم امریکا واذنابش کند. باید به سمت پارادایم مبتنی بر انقلاب و اصول انقلاب است تغییر کند. این تنها راه حل مشکلات کشور است. اداره امور کشور باید براساس اصول اولیه و اساسی انقلاب اسلامی سازماندهی شود. اصل آزادی، استقلال، عدالت، ظلم و ستم ستیزی و دفاع از مظلوم و مستضعفین.
هزینه تسلیم و سازش بیشتر از ایستادگی و مقاومت است
عرضکردم این افراد واگرا و غربزده هستند چون تحلیلهایشان عموما تحلیلهای عاریتی و برگرفته از شرایط اجتماعی تاریخی غرب است. آن تئوریها هیچ وقت نمیتواند مسائل ما را تبیین کند. چرا که خواستگاه تاریخی و اجتماعی پیدایش آن تئوریها متفاوت از شرایط تاریخی و اجتماعی ماست.
این افراد اندیشه، باور و اعتقادشان این است که انقلاب یک حادثه و اتفاق بوده که رخ داده و تمام شده است لذا حالا باید کشور را عادی اداره کرد. این نگاه کاملاً غلط است.
بله. انقلاب اسلامی به لحاظ تاریخی یک اتفاقی بود که در 22 بهمن 57 رخ داد اما انقلاب یک نظام ارزشی در ابعاد متفاوت مرتبط با همدیگر در حوزههای فرهنگ، اقتصاد، روابط اجتماعی و در سایر حوزه ها دارد. انقلاب باید دنبال تحقق این ارزشها باشد. انقلاب به دنبال تحقق استقلال است. اگر استقلال یکی از اهداف اصیل انقلاب اسلامی بوده ما نمیتوانیم در مقابل امریکا سازش کنیم، تسلیم شویم و کشور را دو دستی تقدیم کنیم. امریکا که هیچ، امروز کشورهای کوچک نیز نسبت به ما مدعی شدند.
اگر مسیر سازش را پیش بگیریم باید به باکو هم باج دهیم. باید باید به اسرائیل وعربستان و امارات هم باج دهیم. قطعا این مسیر نمیتواند جوابگوی شرایط کشور باشد. بله، ایستادگی و مقاومت همانطور که مکررا رهبر انقلاب فرمودند هزینه دارد اما تسلیم و سازش هم هزینه دارد. هزینه تسلیم و سازش به مراتب بیشتر از ایستادگی و مقاومت است. این استراتژی است که نظام باید اختیار کند.
هدف اصلاحات مشغول کردن پدافند اجتماعی کشور به ریز پرندههای اجتماعی سیاسی است
همانطور که اشاره کردم این افراد با این بیانیهها و موضعگیریها به دوستان خارجی خود پیام دادند که روی ما حساب کن و خودشان را جولانی ایران معرفی میکنند تا اگر به زعم و خیال خامشان جمهوری اسلامی ساقط شد بتوانند خود را جایگزین کنند. جبهه اصلاحات با این بیانیه و کارهایی که در ادامه خواهد کرد، دنبال این هست ریز پرندههای اجتماعی سیاسی را برای آفند اجتماعی دشمن به پرواز درآورد تا پدافند اجتماعی ما را مشغول کنند و نتوانیم در مقابل حمله اجتماعی آنها مقاومت کنیم.
این حرکت در جهت سرمایه اجتماعی کشور است و قوه قضائیه باید نسبت به آن عکسالعمل مناسب داشته باشد.
هدفشان چیست؟ در جنگ گذشته اول اسرائیل حمله کرد و فکر کرد بعد از حمله، مردم بیرون میریزند الان به دنبال این هستند به طرق مختلف مردم را تحریک کنند تا آنها حرکات اعتراضی داشته باشند زیرا این اقدامات یک چراغ سبز به اسرائیلیهاست. یعنی پدافند اجتماعی ما را مشغول این تحرکات کنند تا دشمن از آن شرایط سوء استفاده کند.
نگارندگان بیانیه نمیخواهند پیامی از اقتدار نظام صادر شود
این افراد شهامت این را ندارند که بگویند بعد از تهاجم 12 روزه اسرائیل و تقابلی که ما با آن داشتیم، مردم و نیروهای مسلح ما اقتدار خود را به دشمن، به دنیا و به خصوص در منطقه به نمایش گذاشتند و نشان دادند که فقط ایران اسلامی است که میتواند همزمان با دو قدرت هستهای دنیا مواجه شده و در مقابل آنها ایستادگی و در نهایت آنها تقاضای آتش بس کنند. این اقتدار مردم سربلند ایران اسلامی با عزت است، ولی این افراد این مسئله را به زبان نمیآوردند. چرا؟ چون اساساً نمیخواهند چهره قدرتمندی از کشور نشان داده شود و مردم به آینده امیدوار شوند.
اصلاح طلبان در بخشی از این بیانیه می گویند: «امروز روان جمعی ایرانیان زخمی است. سایه ناامیدی و اضطراب همچنان بر زندگی روزمره آنها سنگینی می کند.» این جمله اوج فرافکنی این افراد است. بر اساس کدام تحقیق و بررسی شما چنین ادعای غلطی مطرح میکنید که روان جمعی مردم زخمی شده است؟ کجا سایه ناامیدی و اضطراب بر سر مردم است. اگر مردم سایه ناامیدی بر سرشان بود و ناامید بودند اینطور در جنگ مشارکت نمیکردند. چرا چشمتان را به خوبیها و فضیلتهای این مردم بستهاید و خود و اطرافیانتان را می بینید؟
مردم از کاستیها و کمبودها به واسطه سوء مدیریت دولتها ناراضیاند
شما تصورتان بر این است که مردم ناامیدند نه اینطور نیست. مردم از برخی کاستیها که در کشور وجود دارد و میشد، نباشد و شما عامل این کمبودها و کاستیها هستید ناراضیاند. 35 سال از دوران 45 ساله کشور توسط این افراد و همفکرانشان با همین افکار پوسیده و عاریتی برگرفته از غرب اداره شد. اگر کاستی هم هست به این دلیل است. وقتی مردم دعوت به مشارکت در انتخابات میشوند و نمیآیند؛ دلیل دارد. اینها همان مردمی هستند که وقتی دعوت به تشییع پیکر شهدا میشوند زیر گرما و ساعتهای طولانی میآیند.
چون شما در طول این3 دهه که حکومت دستتان بوده است با همین تئوریهای غربی میخواستید کشور را اداره کنید، موفق نشدید و نتیجه نگرفتید. بعد هم میگویند نظام نگذاشت. هرکسی هر کاری را نتوانسته انجام دهد گردن نظام یعنی رهبری میاندازد. نه خیر اصلاً اینطور نیست. حدود اختیارات رهبری را قانون معین کرده و ایشان مقید به قانون کشور هستند؟
روحانی 10 سال کشور را برای بستن با کدخدا تعطیل کرد
آقای هاشمی زیر بلیط رهبری بود؟ آقای روحانی زیر بلیط رهبری بود؟ این افراد به رهبری گوش میکردند؟ آقای خاتمی زیر بلیط رهبری بود؟ مخصوصاً آقای روحانی که 10 سال کشور را برای اینکه با کدخدا کنار بیاید تعطیل نگه داشت.
این وضعیتی که مردم به حق از آن ناراضی هستند حاصل آن ده سال است. در آن ده سال یک حرکت و برنامه برای اینکه نیروگاههای کشور را گسترش دهید و تقویت کنید نداشتید. با این شرایط معلوم است که امروز با کمبود برق مواجه می شویم و مردم ناراضی میشوند.
اروپا با مکانیسم ماشه دنبال خودنمایی مقابل آمریکاست
اولا نباید فراموش کنید که اسنپ بک یا مکانیزم ماشه حاصل دست همین تفکر و محصول سردار دیپلماسی است که چنین کلاه بزرگی را بر سر مردم ایران گذاشتند. شما در شرایطی که دشمن ما را تهدید میکند که میخواهیم مکانیزم ماشه را فعال کنیم باز به مسئولان فشار میآورید که باید با اروپاییها کنار بیایید. کنار بیایید یعنی چه؟ مذاکره برای چه اهدافی باید صورت گیرد؟ مذاکره اگر قرار است، منافع ملت ایران را تامین نکند چه فایدهای دارد.
اروپاییها که اصلاً دیگر هیچ محلی از قدرت ندارند. دارند التماس میکنند که امریکاییها آنها را بازی دهند و در شرایط قرار گیرند. میگویید باید بروید و با آمریکا مذاکره کنید و شرایط آمریکا را بپذیرید. نتیجه این مذاکره که از پیش تعیین شده است و میدانید شما بازنده هستید، هدف از این مذاکره برای چیست؟ یعنی آنچه را که در جنگ نتوانستند به دست آوردند در مذاکره به آنها دهیم. معلوم است که چنین مذاکرهای را نه ملت و نه حکومت میپذیرد. اگر مکانیزم ماشه را فعال کردند، ایران باید از NPT و الحاقیههایش خارج شود.
مذاکره با آمریکا یعنی دادن امتیازاتی که با جنگ محقق نشد
یک بحثهایی را مطرح میکنند که ما سه راه بیشتر نداریم و آخر هم راه تسلیم را پیشنهاد میدهند که خیلی شیک و مجلسی باید تسلیم امریکا و اروپا شوید.
خودشان هم میدانند اینطور نیست که اگر فقط هستهای را تعطیل کنید، آنها راضی میشوند. مگر دوره آقای خاتمی هستهای را تعطیل نکردید؟ داوطلبانه تعطیل کردید. چه نتیجهای گرفتید؟ مگر دوره آقای روحانی قلب رآکتور اراک را بتن نریختید، چه نتیجهای گرفتید؟ این کدخدا با شما چه کار کرد؟ این افراد الان هم همان نگاه را به امریکا دارند که کدخداست و باید با او بست. با اینکه دیدند کدخدا نه آب را حل کرد، نه هستهای را و نه گندم و گلابی را و وضعیت بدتر شد.
خود این افراد میدانند مسئله آمریکا و اروپا تنها هستهای، موشکی و عمق راهبردی ما در منطقه نیست. البته که هر سه را میخواهند از بین ببرند ولی اگر این موضوعات را هم از بین بردند کار تمام میشود؟ نه. آن موقع که ما در نقطه ضعف قراربگیریم و این ظرفیتها را از دست بدهیم، حتماً، قطعاً و صد در صد به ما حمله نظامی تمام عیار خواهند کرد تا اینجا را لیبی و سوریه کنند. اذنابشان هم با آنها در ارتباطند و خواهان چنین شرایطی هستند.
هدف دشمن از مذاکرات از بین بردن ظرفیتها و تجزیه ایران است
ایران عزیز ما را میخواهند، تجزیه کنند. دشمنان ما دنبال این اهداف هستند والا هم خودشان و هم ما میدانیم مسئله هستهای بهانه است. شما (نگارندگان نامه) هم با آنها همسو هستید. چرا؟ چون در بسیاری از مواقع که مشکلی در کشور پیش میآید، مثل فتنه 88 و اغتشاشات 1401 و سایر مواقع بلافاصله از یک مسئله به اینکه اصل نظام نشانه است، میروید. یعنی مثل امریکاییها و اسرائیلیها که اصل نظام برای آنها نشانه است، شما هم اصل نظام را نشانه میگیرید. لذا کاملا همسو هستید. هیچگاه هم از این شعار غلط برائت خودتان را اعلام نکردهاید.
تشریح تئوری مقبولیت حکومتها و نقش کارآمدی و ارزشمندی
در سوال قبل گفتم اگر جایی مردم ناراضی هستند، این نارضایتی به خاطر سوء عملکرد دولتهاست. یک تئوری را در این زمینه میگویم. یک حکومت اگر بخواهد مقبولیت پیدا کند باید در دو زمینه ارزیابی مثبت و بالایی کسب کند.یک موضوع کارآمدی یعنی ظرفیت پاسخگویی به نیازها است و دیگری موضوع ارزشمندی است. یعنی ارزشهایش باید با ارزشهای مردم همسو و همخوان باشد. اگر مجموع این دو موضوع بالا باشد و حکومت و دولت در آن امتیاز بالایی کسب کنند، یعنی نزد مردم خود مقبولیت دارند.
وقتی به جامعه نگاه میکنیم، میبینیم در زمینه ارزشها، ارزشهای نظام و مردم تا حدود زیادی همسو است. تبلور این مسئله کجاست؟ در راهپیمایی 22 بهمن و یا در تشییع شهداست. شما نگاه کنید، تشییع شهید قاسم سلیمانی چه خبر میشود. در کل کشور هر جا که این بدن مطهر را میبرند چه استقبالی از آن میشود. در تشییع شهدای جنگ اخیر هم مردم میآیند و نشان میدهند که ارزشهایشان با ارزشهای حکومت و نظام همسو است.
ریشه ناکارآمدی دولتها
اما وقتی در عرصه انتخابات و مشارکت این روند طور دیگری است. دلیل آن این است که مردم به هر دولتی که رای میدهند، آنها نیازها و مطالبات را پاسخ نمیدهد. چرا؟ چون مغز متفکر دولتها که سازمان برنامه و بودجه است با تئوریهای عاریتی برنامهریزی میکند که این برنامهریزی برای شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور ما جواب نمیدهد.
اگر از خصوصیسازی دم میزنید که در این بیانیه در مورد خصوصیسازی صحبت شده است، خصوص سازی را با چه معیاری تعریف میکنند؟ آنچه که در کشور اتفاق افتاد، اصلا خصوصی سازی نیست. واگذاری واحدهای بهرهور تحت تملک دولت به افراد خاص بوده است. اینکه خصوصی سازی نیست. خصوصی سازی یک برنامه گسترده و نیازمند تغییر قوانین و مقررات زیادی است. در کشور ما بدون اینکه این تغییرات صورت گیرد، اموال دولت را به افراد خاص که بعضا از هممسلکان خودشان هم هست واگذار میکنند. یک مکانیزم صوری درست میکنند و انتهای صف هم خودشان را قرار میگیرند و واحدهای مطلوب را به اسم خصوصیسازی از آن خود میکنند.
اگر میخواهید این کار به درستی انجام شود باید به سمت اقتصاد اجتماعی، اقتصاد مردمی و اقتصاد تعاونی رفت. حکومت نباید مالکیت واحدهای تولیدی خود را به افراد واگذار کند. تجربه نشان داده در کشور ما در به اصلاح خصوصیسازی، بعد یک مدت فعالیت آن تولیدی و بخش تعطیل شده، ماشین آلات فروخته و زمین را صرف کار دیگری کردند. واگذارشدگان وام آن تولیدی را گرفته و بیکاریاش را گردن دولت میاندازند.
راهکار رفع مشکلات خصوصی سازی واگذاری بهره برداری است و نه انتقال مالکیت
راه حل این موضوع واگذاری بهرهبرداری این واحدهاست. بهترین صورت هم این است که این واگذاری به یک تعاونی از کارکنان و مدیران همان شرکت اعطا شود.کاری که در بسیاری از کشورها انجام شده و نتیجه مثبت گرفتند. چرا اموال دولت را که اتفاقاً یکی از ابزارهای قدرتمندی حکومت، تحت کنترل داشتن ظرفیتهای اقتصادی است را از بین ببریم. نه اینکه دولت خودش متصدی امور اقتصادی باشد بلکه باید بتواند کنترل خود را اعمال کند.
تقلیل سرمایه اجتماعی شکل گرفته برای کاهش ظرفیت بسیج در کشور
این افراد چرا در این ایام چنین حرکتی کردند. من یک تعریف از جنگ برای شما میکنم و بعد میگویم که چه ربطی به این بحث دارد. از نظر من جنگ، یک حرکت جمعی و خصمانه سازماندهی شده برای تصاحب، تقلیل و از بین بردن سرمایههای دشمن است. این افراد با این حرکتشان دنبال چه بودند؟ دنبال این بودند سرمایه اجتماعی که در حال حاضر در جامعه شکل گرفته را تقلیل دهند. چرا میخواهند این کار را کنند؟ چون وقتی سرمایه اجتماعی حکومت بالاست، ظرفیت بسیج مردمیاش بالا میرود. با این کار میخواهند ظرفیت بسیج مردمی را کاهش دهند.
از آن طرف هم که دنبال خارج کردن ظرفیتهای اقتصادی از دست دولتاند. میماند یک اصل دیگر که کنترل و حاکمیت بر نیروهای مسلح است. در مواقعی دیدیم برخی دولتها در این زمینه دیدگاههایی داشتند. مثلاً یک بار آقای روحانی در زمان ریاست جمهوریاش عنوان میکرد که انتخاب فرماندهان ارتش باید انتخاباتی باشد نه انتصابی. لذا دنبال این هستند بین سپاه و ارتش تفرقه ایجاد کنند که الحمدلله هوشمندی حکومت، نظام و مقام معظم رهبری و نیروهای مسلح غیرتمند همدل ما چنین اجازهای به آنها نداد.
خبرآنی: جزییات مطرح شده در بیانیه را چگونه میشود پاسخ داد؟
پرچمی: در بیانیه اولین چیزی که مطرح میکنند اعلام عفو، بخشش و بخشودگی عمومی است. این اولین خواسته آنهاست. عفو عمومی برای زمانی است که مثلاً در یک کشوری جنگ داخلی صورت گرفته و در این جنگ یک عده این طرف و یک عده طرف دیگری از ماجرا قرار گرفتند. برای اینکه اختلاف حل شود و همه اسلحهها را زمین بگذارند تا یک گروهی قدرت را دست بگیرد، اعلام عفو عمومی میکند.
منظور اصلاح طلبان از مخاطبانشان در عفو عمومی مشخص نیست
در ایران چه گروهی با چه گروه دیگری درگیر شده است؟ انتخابات برگزار کردیم و در انتخابات عدهای رای آوردند و عده دیگری رای نیاورند. منظور شما از عفو عمومی چیست؟ اگر منظورتان که خودشان هم گفتند ایرانیان خارج از کشور را میگویند، اشکالی ندارد. کدام ایرانی خارج از کشور اجازه ورود به کشور ندارد؟ هیچ ایرانی خارج از کشور نیست که بخواهد به کشور برگردد و اجازه نداشته باشد، مگر اینکه جرمی مرتکب شده، خیانتی به کشور و مردم کرده، اموال مردم را چپاول و یا اختلاس کرده است. شما خواستار بخشش برای این افراد هستید؟ دزدان و چپاولگران بیتالمال و اختلاسگرانی که سرمایههای کشور را بیرون بردند؟ یا کسانی که با دشمنان ما برای ضربه به کشور مانند منافقین متحد شدند را ببخشیم. همانهایی که جوانان ما را شهید کردند. اینها ایرانی هستند که باید به کشور برگرددند یا امثال رضا پهلوی را بیاوریم. منظورتان از عفو عمومی چیست؟ اگر میگویید حصر باید برداشته شود که خیلیها موافق این هستند، بدانید اگر حصر برداشته شود محاکمه جای آن میآید و این محاکمه، محاکمه گرانی خواهد بود.
اگر واقعا کسی در حال حاضر به خاطر عقاید و تفکراتش در زندان است باید گفت جای چنین فردی که از نظر فکری با ما تفاوت دارد در زندان نیست اما اگر کسی وارد عرصه براندازی شد؛ مثلا در سال 88 تظاهرات را سازماندهی میکرد و وارد عرصه براندازی شده دیگر از منظر فکر و نظر خارج شده است. حتما طبق قانون کشور محاکمه و متناسب با فعل او با او رفتار شود.
توسعه ملی یعنی هر جا منافع ما وجود داشته باشد آنجا مرز ماست
در جای دیگری از این بیانیه خواستار تغییر گفتمان حکمرانی به توسعه ملی شدند. باید از این افراد پرسید منظورتان از توسعه ملی چیست؟ اگر منظورتان خطوط مرزی که در حال حاضر روی نقشه است که باید گفت کاملا غلط حرف میزنید. توسعه ملی امروز جایی است که ما منافع داریم. توجه کنید به تعریفی که مطرح کردم. آمریکاییها الان در خلیج فارس چه میخواهند؟ میگویند ما برای تامین منافع خودمان اینجا آمدیم. آیا به مرزهای خودشان محدود شدند؟ چرا آنها محدود به مرزهای خودشان نیستند؟
توسعه ملی یعنی اینکه هر جا منافع ما وجود داشته باشد، آنجا مرز ماست. شما با به کارگیری تئوریهای اقتصادی که در طول این سالیان به کار بردید، وضعیت اقتصادی کشور را دچار ضعف بنیادی کردید و لذا ما الان درگیر اقتصاد معیشتی هستیم. ما باید براساس توانمندیهای داخلی خود ضمن اینکه به تحریم هم توجه داشته باشیم، زیرا تحریم هم تاثیرگذار هست اما بخش اعظم ناتوانیهای ما ناشی از سوء مدیریتی است که در کشور وجود دارد. این سوء مدیریت، باعث شده که امروز در اقتصاد و زمینههای مختلف دچار نقصان شویم. اینکه اختلاس شده و چندین هزار میلیارد ثروت از کشور خارج شده به تحریم ربطی ندارد؛ بلکه ناشی از سوء مدیریت است و قوه قضاییه باید با این مسائل جدیتر برخورد کند.
خدمترسانی و فعالیتهای غیرنظامی تکلیف قانونی سپاه است
یک نکتهای را در بخش دیگری از این بیانیه گفتند. "بازگشت نیروهای نظامی به پادگانها و خروج آنها از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ" منظورتان از نیروهای نظامی، پلیس که نیست زیرا پلیس نمیتواند در پادگان باشد باید در خیایان و جامعه باشد. منظورتان ارتش هم نیست.
منظورتان قطعا به سپاه است که باید گفت سپاه طبق قانون یک واحد صرفا نظامی نیست. طبق قانون سپاه حارس (حفظ کننده) انقلاب اسلامی است. یعنی چه؟ یعنی باید از انقلاب اسلامی که در واقع انقلاب مردم ایران است، حراست و پشتیبانی کند.سپاه طبق قانون، حامی، حافظ و حراست کننده مردم ایران در هر زمینهای که کاستی در آن میبیند، هست. چون قانون به آن تکلیف کرده است و باید حضور داشته باشد.
مثالی را عرض کنم. من تقریبا سرتاسر روستاهای شرق کشور از خراسان شمالی تا سیستان و بلوچستان به عمق 50 کیلومتری را رفتم و از نزدیک دیدم سپاه در این مسیر با تانکر، روستا به روستا به مردم آب میرساند تا مردم مرز را تخلیه نکنند. چرا؟ چون دولت به هر دلیلی یا نمیتواند یا نمیخواهد و یا ظرفیتش را ندارد که این کار را کند. سپاه احساس وظیفه کرده و البته تکلیف قانونی دارد و باید اقداماتی را کند تا جمعیت در این مسیر ثابت بماند و امنیت حفظ شود.
اکثر دولتها به سپاه بدهکار بودند
سپاه در سازندگی هم مشارکت میکند چون تجهیزات و امکانات دارد و قانون این اجازه را هم به او داده است. طبق قانون در مناقصهها شرکت میکند.راه، سد، پل، اسکله و ... درست میکند. کارهای زیربنایی صورت میدهد و همیشه هم دولتها به آن بدهکار هستند گاهی چند ده هزار میلیارد تومان.دولت آقای روحانی بدهکارترین دولت به سپاه بوده است. اگر سپاه هم این کارها را نکند که بسیاری از کارهای عمرانی کشور میخوابد.
نکته دیگری را که در بیانیه اشاره کردند این بود که باید در رویکردهای سیاست داخلی کشور بازنگری کرد و نباید نگاه امنیتی داشت. بعضا عبارتهایی را به کار میبرند که نمیشود با آن مخالفت کرد. بله. صرف نگاه امنیتی داشتن غلط است اما نگاه امنیتی نداشتن هم غلط است. باید نسبت به کسانی که داخل کشور فعالیت میکنند، سرمایههای کشور را به نفع رقیب، نیست و نابود و یا خارج میکنند، نیروی جوان ما را وادار به مهاجرت میکنند و سرمایههای ما را میبرند، برای دشمنان جاسوسی و پادویی میکنند، نگاه امنیتی داشت. این افراد را باید غیرخودی تلقی کرد.
صرف نگاه امنیتی داشتن غلط است اما نگاه امنیتی نداشتن هم غلط است
اینها غیرخودی هستند، مردم عادی که همه خودیاند. مردم عادی را که به خودی و غیرخودی تقسیم نمیکنیم. باید مراقبت کنیم دشمنان ما یا همان غیرخودیها در قالب حافظان محیط زیست، سازمانهای مردم نهاد و... به کشور نفوذ نکنند و گزارش مراکز نظامی ما را به خارج از کشور نبرند. باید نسبت به این افراد نگاه امنیتی داشته باشیم. نمیتوانیم این افراد را رها کنیم. چون از این افراد ضربه خوردیم و داریم، میخوریم. در همین جنگ 12 روز چقدر از این افراد در راستای منافع اسرائیل ضربه خوردیم.
گفتم این افراد همیشه مطالبه غیرقانونی دارند. یکی از مهمترین مطالبههای غیرقانونیشان درباره عملکرد صدا و سیماست. صدا و سیما یک ساختار قانونی دارد و بر اساس آن ساختار کار میکند. البته باید به این افراد (نگارندگان نامه) گفت شما هم در تلویزیون خیلی آنتن دارید. اگر محاسبه کنیم، میبینیم حضور شما در صدا و سیما کم نیست. اتفاقاً در مواقع بحران، شما در صدا و سیما بیشتر حضور دارید و خیلی بیشتر از انقلابیها اظهار نظر میکنید و خط میدهید. در فتنه 1401 از طریق صدا و سیما به برخی خط دادید و زنان را به خیابانها کشاندید.
رشد چند برابری دانشجویان دختر بعد از انقلاب
یکی از مطالبی که مطرح کردند بحث حقوق زنان است. باید به این افراد گفت چرا نسبت به زنان توهین میکنید. ما وقتی انقلاب کردیم 35 میلیون جمعیت داشتیم که طبق بیشترین آمار گزارش شده، حدود 180 هزار نفر از این جمعیت آن زمان دانشجو بودند که در این بین تنها 30 هزار نفر را زنان تشکیل میدادند. الان که جمعیت کشور 85 میلیون نفر است و جمعیت حدود دو برابر افزایش پیدا کرده است، حدود چهار میلیون دانشجو داریم که بیش از 60 درصد آنها را زنان تشکیل میدهند.
پس این موقعیت را جمهوری اسلامی ایران برای بانوان ایجاد کرد. چرا میگویید حقوق زنان در جامعه نادیده گرفته میشود. این مردم مسلمانند و بر اساس فرهنگ اسلامی یکسری حدود و اختیاراتی وجود دارد که این مباحث قانونی، فقهی و حقوقی است و آستانه کار شما سیاسیون نیست که به آن ورود میکنید. اگر هم قرار است تغییری صورت گیرد، راهکار قانونی وجود دارد و باید رفت قانون را تغییر داد نه اینکه مردم را تحریک کرد.
برخی مسائل مطرح شده در بیانیه بی پایه و اساس است
اشاره کردند که باید اقتصاد را از سیطره حکومتیها خارج کرد. بله این حرف، حرف درستی است. ولی خارج شود کجا رود. برود به دست همانهایی که بیانیه 180 نفر را امضا کردند؟ وزیر وقت مسکن دولت اسبق که همسو با این افراد است صراحتا در تلویزیون گفت اشکالی ندارد یک وزیر وقتی مسئولیت وزارتخانه را دارد، فعالیت اقتصادی کند.
یک چنین تفکراتی در این جبهه سیاسی وجود دارد. در این شرایط یعنی مردم متوجه نمیشوند که این وزیر که نه، رئیس دفترش هم نه، تلفنچی دفترش هم به یک رئیس بانک زنگ بزند و بگوید به فلان وزیر زودتر وام دهید و سفارش کند، انجام نشود؟ بعد جوان ما برای وام ازدواج باید ماهها در صف باشد. اگر قرار است وزیر، کار اقتصادی کند پس چه کسی قرار است وزارتخانه را اداره کند. لذا فقط دنبال تامین منافع خود هستند.
بحث سرمایه گذاری خارجی در کشور را مطرح کردند. نظر نگارندگان نامه یا شناخت غلط نسبت به کشور و جامعه دارند و یا غلط حرف میزنند. غربیها تا زمانی که انقلاب اسلامی را از بین نبرند، نمیگذارند، سرمایهگذار خارجی اینجا سرمایهگذاری کند . چرا؟ چون شما در کشورتان یک انقلاب ضد استکباری داشتید. انها هم میدانند که آمریکا چنین امکان و اجازهای به خارجی ها نمیدهد.
آمریکا دنبال چیست؟ دنبال این است که به مسلمانان جهان القا کند که قرائت شیعی جمهوری اسلامی یک قرائت باطل و عقب افتاده از اسلام است. قرائت پیشرفته اسلام قرائت امارات، قطر و عربستان است که نماز میخوانند ولی با آمریکا کاری ندارند و توسعه هم پیدا میکنند. علت اصلی اینکه کشورکهایی در خلیج فارس مقابل شما سر برآوردند هم همین است که این تئوری را جا بندازند تا مردم و دولتها به سمت انقلاب اسلامی و الگوی انقلاب اسلامی تمایل و گرایش پیدا نکنند.
دوبار هسته ای را داوطلبانه تعلیق کردیم و نتیجهای نگرفتیم
در بندهای آخر هم میگویند باید ابتکار به خرج دهید و هستهای را داوطلبانه تعلیق کنید. حرف این است که ما اقلا دوبار این تجربه را بعد از انقلاب امتحان کردیم و هیچ نتیجهای هم نگرفتیم. طوری حرف میزنند که انگار ما آغازگر جنگ بودیم. دشمن حمله کرده و سرمایه انسانی، علمی، نظامی وامکان هسته ای ما را از بین برده است. باز توصیه میکنند، بروید و تعلیق را بپذیرید. چه تضمینی میدهید؟ خیانت اسنپ بک را امروز چطور توجیه میکنید. بعد هم همین گونه خواهید بود.
در مورد همگرایی، منطقهای پایدار که در بیانیه آمده بگویید ما کجا همراهی نشان ندادیم. اگر منظورتان این است که ما چرا در سوریه، لبنان و عراق حضور پیدا کردیم، علتش این است که امریکاییها از بدو انقلاب همیشه دنبال این بودند که جنگ را به داخل کشور ما بکشانند و ما از این طریق تلاش کردیم جنگ را خارج از مرزهای کشور خودمان نگه داریم و عمق استراتژیکمان را گسترده کردیم.
عمق استراتژیک ما کجاست؟ قبلا دریای مدیترانه بوده اما امروز عمق استراتژیک ما محدود شده است. بله. جنگ است. یک وقتهایی ما پیروز میشویم، زمانی هم دشمن پیروز میشود. این نشان میدهد که ما باید به این فکر باشیم که تحت هر شرایطی عمق استراتژیک خود را گسترش دهیم. ما باید در لبه دریای سرخ و در لبه دریای مدیترانه مرز خود را تعیین کنیم. چرا؟ برای اینکه در داخل آسیبپذیر نباشیم. آنهایی که شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران میدانند الان باید بیایند برای ایران جان دهند.
حضور ما در خارج از مرزها در منظقه امنیت آفرین بود
الان دیگر مردم عامی هم متوجه شدند که حضور ما در لبنان، سوریه و غزه یک حضور امنیت آفرین بود. امروز که ما سوریه را از دست دادیم و در لبنان جبهه ما کمی تضعیف شده، میبینم که میآیند، تهدید میکنند و میزنند.
خبرآنی: شخصیتهای سیاسی و همانطور که فرمودید بخشی از اصلاحطلبان به این بیانیه واکنش بعضا منفی نشان دادند. به نظر شما اینطور بیانیهها و اظهارات از سوی مردم و بدنه مردمی اصلاحات قابل پذیرش است؟
پرچمی: اتفاقاً مردم به خصوص در شرایط فعلی وقعی به این بیانیهها و اظهارات نمینهند. حرکتهای دیگری نیاز دارند. اگر شما دقت کرده باشید روزی که درگیریها متوقف شد، بلافاصله پیام دادند که این جنگ نشان داد که مردم، ملتگرا هستند و امتگرا نیستند. بعد از مدتی بیانیه 180 اقتصاددان منتشر شد. بعد مدتی بیانیه آقای موسوی و روحانی و .... به نظر تقسیم کاری کردند که نهایتاً منجر به این شود که بتوانند مردم را تحریک کنند و به خیابانها بکشانند. قطعاً و یقیناً چنین چیزی را دنبال میکنند.
انتشار چنین بیانیههایی نزد مردم وجاهت ندارد
آن طرف اگر هوشمندی به خرج داده نشود ممکن است بخشی از مردم متاثر شوند. اگر مسئولان تصمیم درست نگیرند، مثلا همزمان قطع برق به 4 ساعت افزایش یابد یا دولتمردان یادشان بیفتد که بنزین را گران کنند، خوب معلوم است که مردم اعتراض میکنند و این همان زمینی است که دشمن میخواهد. بنابراین بستگی به این موضوع دارد که مسئولان چه اقداماتی انجام دهند والا این بیانیهها خیلی نزد عامه مردم وجاهتی ندارد و به قول معروف خودشان میگویند و خودشان هم میشنوند.
خبرآنی: اخیرا رهبر انقلاب سخنانی را درباره اهمیت اتحاد و تاکید دوباره بر انسجام گروههای سیاسی و مردم مطرح کردند. اتحاد و انسجام مردم چقدر در خنثی کردن توطئه دشمنان برای ایجاد شکاف بین مردم تاثیرگذار است؟ سیاسیون در این زمینه چه نقشی دارند؟
پرچمی: رهبری هوشمندانه با توجه به تجربه بسیار گرانسنگی که در طول این سالیان به دست آوردند از یک طرف و از آن طرف، اتکال و اتصالی که با خداوند متعال دارند و هدایتی که از سوی خداوند و ائمه معصومین علیه السلام دریافت میکنند، همیشه در بزنگاهها مردم را ترغیب کردند تا اکثریت مردم در شرایطی این شکل